بازیگری درخشان آنیا تیلور-جوی در درام بلاتکلیف اپل تیوی؛ نگاهی به مینیسریال «خوششانس»

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، پرنیا فاطمی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی نوشت: مینیسریال هفتقسمتی «خوششانس» محصول جدید اپل تیوی پلاس به تهیهکنندگی ریس ویترسپون و نویسندگی جاناتان تروپر، اقتباسی از رمان ماریسا استپلی است که با وجود بهرهمندی از تیم بازیگران سرشناس و توانمند، در خلق یک هویت مستقل، منسجم و لحنی مشخص ناکام میماند؛ اثری درباره یک زن شیاد با هویتهای متغیر که خود سریال نیز دچار بحران هویت است.
داستان سریال درباره دختری به نام لاکی با بازی آنیا تیلور-جوی است که توسط پدر کلاهبردارش جان با بازی تیموتی اولیفانت (که اکنون در زندان است) در دنیای جرم و شیادی بزرگ شده است. لاکی و همسرش کری با بازی درو استارکی، در آستانه فرار از کشور با چمدانی حاوی ۱۰ میلیون دلار پول نقد حاصل از یک کلاهبرداری بزرگ نفتی هستند؛ ثروتی که پدرش از چنگ مادربزرگش پریسیلا با بازی آنت بنینگ و یک رئیس مافیایی به نام ویتاکر با بازی ویلیام فیکنر ربوده است. اما پس از یک شب ناپدید شدن ناگهانی کری، لاکی خود را در موقعیتی وحشتناک میبیند؛ او اکنون هم باید از دست عوامل پریسیلا و هم از دست یک مامور سرسخت افبیآی با بازی آونجنو الیس-تیلور فرار کند.
جاناتان تروپر در این اقتباس، تقریباً تمام خطوط داستانی کلیدی کتاب از جمله جستجوی لاکی برای یافتن مادر واقعیاش و ماجرای بلیط برنده لوتاری را حذف کرده و پیرنگ را به یک تعقیب و گریز سهجانبه تبدیل کرده است. سریال در قسمت افتتاحیه خود به کارگردانی جاناتان ون تولکن، ریتمی پرانرژی و مهیج شبیه به فیلم «بدو لولا بدو» دارد و تیلور-جوی با تغییر مداوم چهره و کلاهگیسها، پویایی جذابی به اثر میبخشد. اما از اواسط کار، فیلمنامه دچار تکرار مکررات و طولانیشدن بیموردِ روند روایت میشود. شخصیتهای فرعی با وجود بازیگران قدرتمند، عمق کافی پیدا نمیکنند؛ پریسیلا به عنوان آنتاگونیست اصلی با وجود بازی خوب آنت بنینگ یک شخصیت تکبعدی باقی میماند و تقابلهای کلامی او و ویتاکر فراتر از کلیشهها نمیرود.
نقطه قوت اصلی سریال، درخشش آنیا تیلور-جوی و تیموتی اولیفانت است. تیلور-جوی به خوبی ترکیب آسیبپذیری و هوشمندی لاکی را به تصویر میکشد و اولیفانت نیز جذابیت و رندیِ کهنالگوی یک کلاهبردار قدیمی را با مهارت ایفا میکند. با این حال، تلاش تروپر برای تزریق مفاهیم اخلاقی سنگین و سوالاتی نظیر «آیا ما آدمهای بدی هستیم؟» در بستر شخصیتی که پرداخت درستی ندارد، چندان موفقیتآمیز نیست. در نهایت، «خوششانس» با مدت زمان هفتقسمتی خود، فراتر از یک سرگرمی متوسط و گذری با موسیقی متن شنیدنی از فیونا اپل نمیرود و پتانسیل بالای تیم بازیگریاش در سایه یک درام بلاتکلیف تا حدودی هدر میرود.







