نقد و بررسی فیلم «پایان خیابان اوک»: یک سرگرمی تابستانی پرشور شبیه به نسخه‌ای دیوانه‌وارتر از «پارک ژوراسیک»

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، هورمزد رضایی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی نوشت: فیلم «پایان خیابان اوک» دقیقا به دسته‌ای از آثار تعلق دارد که می‌توان آن‌ها را «نفس‌های پایانی سینمای تابستان» نامید؛ فیلم‌هایی که معمولاً در نیمه دوم اوت اکران می‌شوند، سرگرم‌کننده و تا حدی بیسیار بی‌پروا هستند، از آثار دیگر الهام می‌گیرند و بدون ابراز ندامت، هدف اصلی‌شان سرگرم کردن مخاطب با بلاک‌باسترهای پر از پاپ‌کورن است.

در فیلم «پایان خیابان اوک»، یک محله آرام و متوسط شهری مورد حمله دایناسورها قرار می‌گیرد. با اینکه تا کنون هفت قسمت از مجموعه فیلم‌های «دنیای ژوراسیک» ساخته شده، اما این اثر بدون ارتباط رسمی با آن مجموعه، فضایی بسیار مشابه را بازسازی می‌کند. فیلم به شکلی آگاهانه و طنزآمیز به مخاطب می‌گوید که تنها یک اثر هیجان‌انگیز و پرماجرا درباره دایناسورهاست و قصد ندارد چیزی غیر از این باشد.

داستان در محله‌ای بنام فلاورویل جریان دارد؛ جایی که یک خانواده چهارنفره معمولی شامل دنیس و گرگ (با بازی آن هثوی و ایوان مک‌کرگور) همراه با دو فرزند نوجوانشان، اودری (با بازی میسی استلا) و براین (با بازی کریستین کانوری)، یک روز صبح بیدار شده و متوجه می‌شوند جانوران ماقبل تاریخ در محله‌شان پرسه می‌زنند. از رپتورهای پردار و استگوساروس‌ها گرفته تا یک تی‌رکس غول‌پیکر با آرواره‌های مخوف، همگی محله را به تسخیر خود درآورده‌اند.

داستان فیلم در سال ۱۹ logic۱۹۸۲ رخ می‌دهد. فضای دهه هشتادی فیلم با موزیک‌های زمینه آن دوران، اثاثیه پاییزه و خودروهای قدیمی بازسازی شده است. کاراکترهای نوجوان فیلم با دوچرخه‌های خود فضایی شبیه به آثار کلاسیک آن دوران خلق می‌کنند و حضور نورهای درخشان در شب، حال‌وهوای فیلم‌های استیون اسپیلبرگ را تداعی می‌کند. دیوید رابرت میچل (کارگردان فیلم «او می‌تعقیبد») با همکاری جی. جی. آبرامز به عنوان تهیه‌کننده، حس و حال آنالوگ فیلم‌های اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد را به تصویر کشیده است.

فیلم «پایان خیابان اوک» صحنه‌های هیجان‌انگیزی دارد؛ تقابل شخصیت‌ها با دایناسورها با زمان‌بندی دقیق و مهارت کارگردانی شده است، به طوری که وقتی شخصیت دنیس در ایوان خانه با یک تی‌رکس روبه‌رو می‌شود، حس تعلیق به خوبی به مخاطب منتقل می‌گردد. شخصیت‌ها سلاح‌های محدودی مانند تفنگ شکاری و تیر و کمان در اختیار دارند و بیشتر زمان فیلم به فرار، مخفی شدن و تلاش برای بقا می‌گذرد.

علت وقوع این اتفاقات، ورود محله به یک شکاف زمانی (کرم‌چاله) است که باعث شده بخش محدودی از محله در دنیای ماقبل تاریخ محصور شود. دیوید رابرت میچل پس از فیلم «زیر دریاچه نقره‌ای»، با ساخت این اثر پرهیجان توانسته جنبه‌های سرگرم‌کننده سینمای بدنه را به نمایش بگذارد. نقش‌آفرینی آن هثوی و ایوان مک‌کرگور در نقش زوجی که در میان بحران دایناسورها با مشکلات زناشویی خود نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند، زنده و تماشایی از آب درآمده است.

کمپانی برادران وارنر فیلم «پایان خیابان اوک» را روی پرده سینماها آورده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا