گفتگوی صریح افرا آبشناسان در برنامه «باضیا» درباره فعالیت‌های اجتماعی، یاد پدر و لایف‌استایل

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، جدیدترین قسمت از برنامه «باضیا» به میزبانی علی ضیا، با حضور افرا آبشناسان نویسنده، آموزگار و فعال اجتماعی به روی آنتن رفت. این گفتگوی صریح و خواندنی به بررسی فعالیت‌های داوطلبانه او در حوزه آسیب‌های اجتماعی، مهاجرتش به شمال کشور، یاد و خاطره پدرش (شهید حسن آبشناسان)، تفاوت‌های نسلی و ابعاد شخصی زندگی او اختصاص داشت.

پناه به بندر انزلی و ۷ سال زندگی دور از پایتخت در آغاز برنامه، علی ضیا به حضور آبشناسان اشاره کرد و علت مهاجرت او از تهران را جویا شد. افرا آبشناسان با بیان اینکه حدود هفت سال است به انزلی کوچ کرده و پناهنده طبیعت گیلان شده، اظهار داشت که تهران به دلیل آلودگی هوا، ترافیک و شتاب بی‌حاصل برای به دست آوردن امکاناتی که فرصت استفاده از آن‌ها پیش نمی‌آید، کیفیت زندگی را کاهش داده است. او آرامش، هوای پاک، دریا، آدما و فرهنگ غذایی گیلان را از دلایل اصلی رضایت خود از این تصمیم برشمرد.

خدمت به کارتن‌خواب‌ها؛ ۵ سال پخش غذای بدون وقفه بخش مهمی از گفتگو به فعالیت‌های خیریه و حمایتی افرا آبشناسان از معتادان و کارتن‌خواب‌ها اختصاص داشت. او توضیح داد که از سال ۱۳۹۷ با الهام از جمعیت «طلوع بی‌نشان‌ها» فعالیت خود را از رشت آغاز کرده و با همراهی گروهی کوچک، اقدام به توزیع غذا در پاتق‌های آسیب‌دیدگان نموده است.

وی با یادآوری شروع کار با ۲۰ پرس غذا در کنار یک بهبودیافته (کیا فخرالدین، فرزند شهید خلبان فخرالدین) گفت که اکنون پنج سال است گروه داوطلبانه «بنی‌آدم» بدون حتی یک سه‌شنبه وقفه، به کارتن‌خواب‌های منطقه خدمات‌رسانی و توزیع غذا می‌کند. آبشناسان تأکید کرد که برخلاف باور عمومی و تصورات اشتباه، کارتن‌خواب‌ها و معتادان متجاهر انسانیت بسیار زلالی دارند و در صورت جلب اعتماد و ارائه خدمات حمایتی و درمانی، می‌توانند به جامعه بازگردند. او همچنین از بی‌توجهی برخی ارگان‌ها و شهرداری‌ها به واقعیت وجود کارتن‌خوابی در شهرستان‌ها گله کرد.

روایت فرزند شهید بودن؛ از رنج بی‌پدری تا ساختارشکنی علی ضیا با اشاره به نام اتوبان شهید آبشناسان، از افرا آبشناسان درباره احساسش نسبت به پدر و سختی‌های فقدان او پرسید. آبشناسان که در ۱۴ سالگی پدرش را از دست داده، صراحتاً بیان کرد که رنج و آسیب‌های روحی ناشی از نبود پدر هیچ‌گاه با هیچ امتیاز، نامه یا امکاناتی جبران نمی‌شود و تا پایان عمر همراه فرزندان می‌ماند.

او تصریح کرد: پدر من و امثال او با عشق و برای دفاع از وطن و مردم رفتند و هیچ‌گاه به دنبال دریافت مزایا یا نام‌گذاری اتوبان نبودند. پدرم فرماندهی بود که پیش از جنگ خلوص و مهارت‌های نظامی عالی داشت و به نیروهای جوان آموزش می‌داد، اما خود ما فرزندان شهید نیز قربانی این فقدان هستیم و تصور جامعه مبنی بر بهره‌مندی فوق‌العاده ما از امکانات با واقعیت فاصله دارد.

او خود را فردی ساختارشکن خواند که بر خلاف کلیشه‌ها و فشارهای اجتماعی ناشی از جبر جامعه، تلاش کرده هویت مستقل، آزاد و تفکرات شخصی خود را حفظ کند و تابع قالب‌های تحمیلی نباشد.

شکاف نسلی، جامعه و نگاه به آینده در ادامه برنامه، درباره ارتباط او با دخترش (سایه) و تفاوت دیدگاه نسل‌ها بحث شد. آبشناسان اشاره کرد که دخترش سایه (متولد ۱۳۷۸) نگاهی بسیار لطیف، شاعرانه و حامی طبیعت و حیوانات دارد و بر خلاف او که محور توجهش انسان‌ها هستند، نگرانی عمیقی برای حفظ محیط زیست و دوری از خشونت دارد.

او همچنین در پاسخ به سوالات حاضران و عوامل برنامه درباره فراموشی یا عدم شناخت درست نسل جدید از تاریخ و شهدای جنگ گفت که مسئولیت اصلی این ناآگاهی و فاصله بر عهده عملکرد مسئولان و ساختارهایی است که نتوانسته‌اند ابعاد انسانی و ملی این موضوعات را به درستی تبیین کنند.

مرور خاطره‌ها و لایف‌استایل شخصی در بخش‌های پایانی و گپ‌وگفت‌های کوتاه‌تر، افرا آبشناسان به سوالات علی ضیا درباره سبک زندگی، علایق و یادبودهایش پاسخ داد:

  • عشق و ازدواج: او ازدواج اول خود در ۲۴ سالگی را بر پایه سنت‌های فامیلی دانست که در ۳۱ سالگی به جدایی انجامید و نخستین تجربه واقعی عاشقانه خود را پس از آن مقطع عنوان کرد.
  • آثار هنری و شعر: وی به علاقه شدید خود به ادبیات و شعر اشاره کرد و قطعه‌شعری با موضوع صلح و نقد جنگ خواند. همچنین فیلم‌های «فهرست شیندلر» و «زندگی زیباست» را از آثار محبوب خود نام برد.
  • روتین و حواشی: او بزرگ‌ترین ترس خود را عکس و تصویر «مار» دانست، صلح را زیباترین کلمه و بازی را بهترین تعبیر برای چیستی زندگی عنوان کرد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا