بازی با نشانه‌های تصویری؛ نقد و بررسی قسمت دوم سریال «اعتراف می‌کنم»

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، هورمزد رضایی طی یادداشتی اختصاصی نوشت: دومین قسمت از سریال «اعتراف می‌کنم» با تمرکز بر یک پرونده جدید و محوریت کاراکتر نوجوانی به نام «الی» (با بازی مانیا علی‌جانی) منتشر شد. این اپیزود در کنار گره‌گشایی‌های تصویری و میزانسن‌های فکرشده، با چالش‌هایی در همراه کردن مخاطب و طراحی درام مواجه است.

بازیگری کنترل‌شده و درخشش بازیگر نوجوان در بخش بازیگری، تمام بازیگران اجرایی کنترل‌شده و یکدست ارائه می‌دهند، اما هیچ‌کدام فرمی چشم‌گیر یا هدایت‌نشده ندارند. این مسئله ناشی از مدیریت آگاهانه کارگردان است تا تمام فوکوس قصه بر کاراکتر الی و ویژگی بارز او—یعنی قدرت بازیگری و پنهان‌کاری‌اش—متمرکز شود. مانیا علی‌جانی با تسلط فوق‌العاده بر میمیک چهره و نگاه‌هایش، به‌خوبی نقش دختری مرموز را ایفا می‌کند و موفق می‌شود توجه مخاطب را به خود جلب کند.

حل معما از طریق نشانه‌های بصری برخلاف قسمت اول که مخاطب درگیری ذهنی بیشتری با پرونده داشت، در این قسمت فرم قصه مخاطب را بیشتر به یک «نظاره‌گر» تبدیل می‌کند. با این حال، حل معما کاملاً گام‌به‌گام و از طریق عناصر تصویری به مخاطب و کاراکترها منتقل می‌شود:

  • تمرکز بر پاها: طراح لباس با دو رنگ کردن جوراب‌های دختر (سفید و آبی) و کارگردان با قاب‌بندی از پاها، ذهن مخاطب را درگیر می‌کند. لنگیدن تناوبی الی (یک بار با پای چپ و بار دیگر با پای راست) کد تصویری مهمی است که همزمان توسط مخاطب و سروان سیاح کشف می‌شود.
  • جزئیات مربوط به دست‌ها: تمرکز روی دست بسته‌شده الی، ردپای ضربات دست‌راست به مقتول و تطبیق آن با عدم توانایی ظاهر پدر دست‌چپ، از دیگر نشانه‌هایی است که پرونده را به سرانجام می‌رساند.
  • مفهوم کراپ (برش عکس): کانسپت اصلی این قسمت، ارتباط‌های آسیب‌دیده (والد و فرزندی) و مفهوم «برش و سانسور» است. تلاش برای رفع کراپ از عکس‌های اینستاگرامی الی و تطابق آن با عکس خانوادگی سروان سیاح، با خلاقت‌های بصری دوربین در نشان دادن کاراکترها در قاب‌های بسته همراه شده است.

نقاط ضعف و باگ‌های فیلم‌نامه‌ای با وجود موفقیت‌های بصری، چند نکته منفی در ساختار اپیزود دوم به چشم می‌خورد:

  1. دیالوگ‌های بی‌کارکرد فرانسوی: استفاده از زبان فرانسوی میان مادر و دختر، کارکرد دراماتیک یا بن‌بستی در حل معما ایجاد نمی‌کند و حذف آن لطمه‌ای به قصه نمی‌زند.
  2. تنزل نقش روانشناس (خانم حق‌گو): کاراکتر روانشناس که در قسمت اول بر جزئیات تمرکز داشت، در این قسمت عملاً تبدیل به یک بازجوی معمولی شده و از تخصص روانشناختی خود (مانند تحلیل نقاشی‌ها یا حالت‌های عصبی دست و چهره دختر) هیچ استفاده‌ای نمی‌کند.
  3. افت هیجان معما: معما و غافل‌گیری نهایی این قسمت به اندازه اپیزود نخست قدرتمند نیست و اشتیاق بالایی در مخاطب ایجاد نمی‌کند.
  4. شکل‌گیری سریع صمیمیت گروهی: حل سریع اختلافات و همراهی زودهنگام اعضای تیم بازجویی، ریتم و تعلیق ناشی از اصطکاک کاراکترها را کاهش داده است.

ابعاد تازه از شخصیت‌پردازی در این قسمت، اشاره‌هایی به نقطه ضعف کاراکتر شایگان (با بازی پوریا پورسرخ) می‌شود؛ تلاش او برای خروج از زیر سایه پدرش (مهدی هاشمی) و اثبات خود، ابعاد تازه و باورپذیری به این قهرمان سفید اضافه می‌کند و روانشناسی کاراکتر او را ارتقا می‌دهد.

در مجموع، اپیزود دوم سریال «اعتراف می‌کنم» اگرچه در ایجاد غافل‌گیری هیجان‌انگیز نسبت به قسمت اول ضعیف‌تر عمل می‌کند، اما از نظر رعایت قواعد فنی، کاشت و برداشت‌های تصویری و هدایت بازیگران، اثری قابل اعتنا در جریان سریال‌سازی معمایی به شمار می‌رود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا