بررسی سریال “فانوس سبز” اچبیاو: بازی درخشان کایل چندلر و آرون پیر در سایه الهامگیری از آثار بزرگ

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، سورنا عباسی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی نوشت: از میان تمام ابرقهرمانانی که میتوان داستان آنها را در قالبی واقعگرایانه و جدی روایت کرد، «گرین فانوس» یا همان «فانوس سبز» انتخاب عجیبی به نظر میرسد. شخصیتی که وظیفه حفظ نظم بینکهکشانی را با یک انگشتر جادوییِ اهداشده از سوی موجودات فضایی آبیرنگ بر عهده دارد، در نقطه مقابل فضای تاریک و خیابانی بروس وین در گاتهام قرار میگیرد. جهان سینمایی دیسی تحت مدیریت جیمز گان، بیشتر به سمت لحنی شادابتر و کمیکبوکی حرکت کرده است؛ چنانکه سال گذشته در فیلم «سوپرمن»، شاهد حضور یکی از فانوسها یعنی گای گاردنر با بازی نیتن فیلیون بهعنوان شخصیتی طنز بودیم.
با این حال، سریال «فانوسها» یک درام اصیل از شبکه اچبیاو است. اگرچه این شبکه پرآوازه برای همراهی با بازار اقتباسها آثاری مانند اسپینآفهای «بازی تاجوتخت» یا «پنگوئن» را تولید کرده، اما همچنان مرزبندیهای ساختاری خود را حفظ کرده است. برای مثال سریال «پیسمیکر» که کاملاً با سبک جیمز گان همخوانی دارد، محصول سرویس اچبیاو مکس است، اما «فانوسها» مستقیماً برای شبکه اصلی اچبیاو ساخته شده و الگوبرداری آن از آثار موفق قبلی این شبکه کاملاً مشهود است.
طنز کنایهآمیز و فضای خیالی ملموس این سریال، یادآور مجموعه «نگهبانان» (محصول ۲۰۱۹) است؛ الگویی منطقی چرا که دیمون لیندلوف، خالق «نگهبانان»، یکی از سه سازنده اصلی «فانوسها» است. از سوی دیگر، رابطه پیچیده شخصیتهای اصلی یعنی هال جردن (با بازی کایل چندلر) و کارآموزش جان استوارت (با بازی آرون پیر) در دو خط زمانی متفاوت، ساختار سریال «کارآگاه حقیقی» را تداعی میکند. کریس ماندی، دیگر خالق و مدیر هنری سریال، پیشتر در آخرین فصل «کارآگاه حقیقی» و همچنین سریالهای جنایی دیگری چون «اوزارک» و «بلادلاین» فعالیت داشته است. تام کینگ، نویسنده مطرح کمیکهای دیسی نیز ضلع سوم تیم سازنده این اثر را تشکیل میدهد.
الهامگیری از سایر ژانرها در آثار ابرقهرمانی امری رایج است، اما «فانوسها» این اجزا را با صراحت زیادی کنار هم چیده است. کایل چندلر در نقش هال جردن، خلبان کارکشته و فرسودهای که با کهولت سن و بیمصرف شدن دستوپنجه نرم میکند، بار دیگر همان نقش مربی میانسال با جاذبههای بومی و لهجه تگزاسی را ایفا میکند (حتی برخی صحنههای کلیدی او در زمین فوتبال دبیرستان میگذرد تا یادآور سریال «روشناییهای جمعهشب» باشد). در مقابل، آرون پیر در نقش جان استوارت، شخصیتی کمحرف، مقتدر و خوددار است که خشونت کنترلشدهای دارد؛ نقشی که یادآور درخشش او در فیلم اکشن «ریبل ریج» و یک تفنگدار سابق تفنگداران دریایی است که بر خلاف میلش در یک شهر کوچک ناامور حضور دارد.
ماجرای سریال در شهر کوچک راشویل در ایالت نبرسکا میگذرد؛ جایی که هال و جان اختلافات خود را کنار میگذارند تا درباره یک تیراندازی مرموز تحقیق کنند که به باور هال، ریشه فضایی دارد. ارزیابی او درست از آب درمیآید، هرچند این موضوع باعث کلافگی کلانتر محلی، کری (با بازی کلی مکدونالد، بازیگر سریال «امپراتوری بوردواک») میشود. با ورود موجودات فضایی، سریال به سمت جلوههای ویژه کامپیوترهای شلوغ نمیرود؛ بلکه این بیگانگان تغییر شکل داده و چهرهای انسانی به خود میگیرند (حتی یکی از آنها شباهت ظاهری زیادی به لورا لینی، بازیگر سریال «اوزارک» دارد).
این رویکرد بصری باعث شده سریال روی زمین باقی بماند. هال تقریباً هرگز لباس ابرقهرمانی خود را به تن نمیکند و به جای آن یک کاپشن قهوهای ساده میپوشد. با اینکه او نخستین فانوس زمینی است، تنها فانوس دیگری که میبینیم استاد سابق و راندهشدهاش یعنی سینسترو (با بازی اولریش تامسن) است که بهجز گوشهای تیزش، ظاهر کاملاً انسانی دارد. از آنجا که جان هنوز انگشتر را به صورت تماموقت به دست نکرده، آنها توانایی پرواز ندارند و مجبورند با اتومبیل تردد کنند. عناصر فانتزی دنیای فانوسها، مانند گیاه گوشتخواری که هال بهعنوان حیوان خانگی نگه میدارد، تنها به صورت کوتاه نمایش داده میشوند.
با حذف بسیاری از ویژگیهای سنتی دنیای فانوس سبز، تمرکز اصلی سریال بر مفهوم انتصابی بودن این مقام قرار گرفته است. برخلاف سوپرمن که ذاتاً ابرقهرمان است، فانوسها توسط هیئت سرپرستان انتخاب میشوند که این موضوع پرسشهایی را درباره شایستگی و لیاقت واقعی مطرح میکند.
تصویرسازی این دو شخصیت، قویترین بخش سریال «فانوسها» است. چندلر و پیر در قالب نقشهای آشنای خود بازی بسیار موفقی ارائه میدهند. بهویژه دیدن آرون پیر در یک نقش جدی پس از درخشش در «ریبل ریج» رضایتبخش است. یکی از بهترین قسمتهای سریال به بررسی گذشته جان استوارت و تربیت سختگیرانه او توسط والدینش (با بازی جاسمین سیفاس جونز و جی. آلفونس نیکلسون) اختصاص دارد که قصد داشتند او را به گزینهای بینقص برای سرپرستان تبدیل کنند. سریال همانند «نگهبانان» به چالشها و دغدغههای یک ابرقهرمان سیاهپوست میپردازد. این موضوع به شکلی طبیعی با زندگی جان، استعدادش در طراحی و علاقهاش به پرندگان ترکیب شده است؛ بهویژه حس خویشتنداری شدیدی که او باید در همکاری با یک مرد سفیدپوست مغرور و کمصلاحیتتر از خود نشان دهد.
هال همیشه داستان دست یافتن خود به انگشتر را تعریف میکند: اینکه صدایی غیب او را در یک حباب سبز محبوس کرد، از او پرسید آیا میترسد و وقتی پاسخ داد «نه»، انگشتر را به او داد. اما سریال این سوال را مطرح میکند که آیا شجاعت مطلق (که والدین جان نیز با آزمونهای بیرحمانه در پی تزریق آن به فرزندشان بودند) واقعاً یک فضیلت است؟ هال خود اعتراف میکند که شجاعتش از نداشتن هیچگونه تعلق خاطر ناشی میشود. پدر خلبانش در کودکی او درگذشته و تنها توصیه او به جان این است که هیچ رابطه عاطفی عمیقی برقرار نکند. جسارت هال در واقع پوششی برای دیدگاههای پوچگرایانه اوست.
پیر و چندلر تمام تلاش خود را میکنند تا از زیر سایه شخصیتهای «کارآگاه حقیقی» خارج شوند و اگرچه جروبحثهای مداوم آنها در ماشین به شدت یادآور آن سریال است، اما شیمی خاص و پرتنشی میان هال و جان شکل میگیرد. عنوان جمع «فانوسها» سرچشمه این اصطکاک است؛ زیرا در هر زمان تنها یک فانوس سبز باید در یک سیاره حضور داشته باشد و حضور جان، موقعیت هال را به چالش میکشد. هال نیز با دادن لقب «جونیور» (تازهکار) به او پاسخ میدهد. جان برای هال میتواند شاگرد یا جانشین باشد، اما هرگز یک همکار برابر محسوب نمیشود.
در کنار این هسته مرکزی قوی، بخشهای دیگری از داستان کمرمقتر هستند. با پیشرفت پلات و جستجو برای یافتن یک «منهانتر» (موجودی کشنده با قابلیت تغییر شکل)، برای هر یک از فانوسها یک خط داستانی عاشقانه در نظر گرفته میشود. هال با کلانتر کری سرگرم میشود و جان با زوئی (با بازی پورنا جاگاناتان)، همسر یک سرمایهدار محلی به نام ویلیام مکن (با بازی گرت دیلاهانت) وارد رابطه میشود. مشاهدات و گفتگوهای جان و زوئی درباره زندگی در شهر محافظهکار راشویل ملموستر از رابطه هال و کری از آب درآمده است، اما هیچیک از این روابط عاطفی نمیتواند جاذبه رابطه اصلی بین دو شخصیت مرد را تحتالشعاع قرار دهد.
در نهایت، هنگام تماشای «فانوسها» این حس منتقل میشود که یک اثر ابرقهرمانی تلاش دارد ظاهر یک درام فاخر و جدی را به خود بگیرد. سریال نه تنها نتوانسته از زیر سایه الهامبخشهای خود خارج شود، بلکه ترکیب تحقیقات پلیسی و لیزرهای درخشان سبز رنگ گاهی دچار ناهماهنگی میشود. با این حال، زمانی که چندلر و پیر در حال تبادل دیالوگهای پرنیش و کنایه خود هستند، سریال به بهترین فرم و ریتم خود دست مییابد.
سریال «فانوسها» اکران خود را از تاریخ ۱۶ اوت در شبکه اچبیاو و سرویس اچبیاو مکس آغاز میکند و قسمتهای بعدی آن به صورت هفتگی در روزهای یکشنبه پخش خواهد شد.







