زوج پویا و جذاب هانا وادینگهام و اکتاویا اسپنسر در کمدی اکشن آمازون؛ نگاهی به سریال «بکش یا بمیر»

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، ماندانا علوی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی نوشت: اگر از کمرنگ بودن نقشآفرینی هانا وادینگهام در بزرگترین فرنچایزهای اکشن سینما ناامید شده بودید، خبر خوش این است که سریال جدید آمازون با نام «بکش یا بمیر» بلافاصله این کمبود را جبران میکند. در همان پنج دقیقه نخست، شخصیت جودیت با بازی وادینگهام، مردی را در یک مهمانی با چاقو میکشد، با چوب اسکی فرار میکند و پیش از پایان قسمت اول، به یک مهمانی رسمی شبیخون میزند، با تابه با تبهکاران میجنگد و یک تعقیب و گریز و تیراندازی پرسرعت را در خیابانهای لندن رقم میزند. هرچند کیفیت بخشهای اکشن این اثر هشت قسمتی به کارگردانی پیتون رید، پس از شروع طوفانیاش تا حدودی افت میکند، اما برگ برنده اصلی سریال در جای دیگری نهفته است: شیمی فوقالعاده جذاب و صمیمی میان هانا وادینگهام و اکتاویا اسپنسر.
تسا کوتس، خالق این مجموعه، کمدی رفیقمحور خود را بر پایه دو زن بنا کرده که در عین شباهتهای فراوان در سلیقه موسیقی و کتابخوانی، دو دنیای کاملاً متفاوت دارند. دبی با بازی اکتاویا اسپنسر، وکیل سابقی است که تمام تمرکزش را روی پیشرفت سیاسی همسر ابلهش، دیوید با بازی جیمی پارکر گذاشته است. در مقابل، جودیت ادعا میکند حسابرس قانونی است، اما در واقع یک آدمکش حرفهای و کهنهکار است که نامش لرزه بر اندام دشمنان میاندازد. زمانی که یکی از ماموریتهای جودیت به خطایی هولناک منجر میشود، او مجبور میشود هویت واقعیاش را برای دبی فاش کند و این دو دوست صمیمی ۲۰ ساله، ناچار میشوند همراه یکدیگر به سراسر اروپا فرار کنند. در این مسیر، پلیس، مافیای آلبانی، رئیس بیرحم جودیت با بازی بیل نای و یک قاتل روانپریش با بازی سیلویا هوکس همگی در تعقیب آنها هستند.
جذابیت واقعی «بکش یا بمیر» در ژانر کمدی و تیم بازیگران همراه آن است؛ اد اسکرین در نقش بیلی، طعمهای طناز که از قرار گرفتن در نشانهروی جودیت سرگرم شده، و جکی ایدو در نقش ژاک، مامور اینترپل که به دبی علاقهمند میشود، در کنار کالم لینچ و ساوانا استین، ویترین جذابی از شخصیتهای فرعی را شکل دادهاند. با این حال، قلب تپنده این اثر رابطه میان دو زن اصلی است. وادینگهام در کنار نمایش یک قهرمان اکشن، آسیبپذیری عمیق جودیت را به تصویر میکشد؛ به ویژه زمانی که از نگاه وحشتزده و خشم دبی بابت سالها پنهانکاری دلشکسته میشود. اسپنسر نیز در نقشی کمسروصداتر اما به همان اندازه دقیق، با واکنشهای فوقالعادهاش، هیجان درام را به احساساتی واقعی پیوند میزند و نشان میدهد که دبی برخلاف تصور، زنی باهوش و کلیدی در حل بحرانهاست.
سریال با وجود ضعفهایی در پیرنگهای بیش از حد پیچیده و افت ریتم در اواسط فصل که پتانسیل تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی دو ساعته (در سبک آثاری چون «جاسوس» یا «مخمصه») را یادآوری میکند، به لطف پیوند محکم و تماشایی دبی و جودیت سرپا میماند. این اثر گرچه شاید به یک شاهکار بینقص تبدیل نشود، اما یک ماجراجویی سرگرمکننده، صمیمی و پرانرژی است که ارزش تماشا تا قسمت آخر را دارد.







