درام ناهمگون نادر ساعیور در کارلووی واری؛ نقد و بررسی فیلم «حجامت» به تهیهکنندگی جعفر پناهی

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، سورنا عباسی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی نوشت: فیلم «حجامت» به نویسندگی و کارگردانی نادر ساعیور، فیلمساز ایرانیـترکیهای، امسال در بخش مسابقه اصلی جشنواره فیلم کارلووی واری برای کسب گوی بلورین به رقابت پرداخت. این اثر که جعفر پناهی تدوین و تهیهکنندگی آن را برعهده داشته، روایتی صادقانه اما نهچندان منسجم از گسست میان سنت، مذهب و گرایشهای فردی در یک خانواده مهاجر است. با وجود همکاری مجدد ساعیور و پناهی (پس از تجربههای موفقی چون فیلمهای «شاهد»، «سه رخ» و «خرس نیست»)، این درامِ مسئلهمحور به دلیل زیادهگویی و فیلمنامه آشفته، در نیمه دوم خود تا حدودی انسجام داستانیاش را از دست میدهد.
داستان با یک سکانس افتتاحیه درخشان و بدون کات آغاز میشود؛ مهمانی ختنه سوران یک پسربچه در برلین که فضای شاد آن با رسیدن خبری ناگهانی به هم میریزد. کرم با بازی جائل جم ایلهان، جوانترین عضو یک خانواده ترکتبار ساکن آلمان، به دلیل انتشار عکسهایی از روابط خصوصیاش با یک مرد آلمانی، مورد ضرب و شتم شدید فامیل قرار گرفته است. در این میان، برادر بزرگتر او، مراد با بازی کیدا خضر رمضان و همسر کوزووییاش لیلا با بازی نیکولت کربیتز، نگاه بازتری به سبک زندگی غربی دارند و کرم را میپذیرند. اما ابراهیم با بازی ودات ارینچین، پدر سختگیر و سالار خانواده که از طریق رستورانداری در برلین و ترکیه ثروت زیادی به دست آورده، با تکیه بر سنت و پول، سعی در کنترل و سرکوب فرزندش دارد. او کرم را به مسجد میبرد تا نزد شیخ با بازی عزیز چاپکورت اعتراف کند؛ هرچند بعداً مشخص میشود که شیخ انگیزههای مذهبی محض ندارد و با همدستی یک تاجر در ترکیه، از این ماجرا برای فشار بر ابراهیم جهت فروش رستورانش سوءاستفاده میکند.
ساعیور در مسیر روایت این بحرانها، مدام پیرنگهای فرعی جدیدی را به متن تزریق میکند که تمرکز داستان را برهم میزند. یکی از این بخشها، داستان مارگوت با بازی ناستاسیا کینسکی است؛ همسایه منزوی و بیمار ابراهیم که هنوز از ترومای فرارِ سالها پیش خود از برلین شرقی به غربی رنج میبرد. اگرچه حضور کینسکی جذاب است و ایده پناهندگی و تروماهای نسلی مهاجران را یادآوری میکند، اما این خردهپیرنگ هرگز به بدنه اصلی درام پیوند نمیخورد. همچنین در اواخر فیلم، موضوع تمایلات درونی خودِ مراد مطرح میشود که به شکلی ناگهانی و غیرقابلباور شکل میگیرد؛ هرچند این چرخش داستانی، بهانهای میشود برای حضور کوتاه موریتس بلایبتروی، ستاره سینمای آلمان، در نقش یک درمانگر سنتی با کلاهگیس عجیب که تلاش میکند مراد را با روش بادکشدرمانی یا همان «حجامت» (که نام فیلم نیز از آن گرفته شده) مداوا کند.
فیلم با وجود ضعف در ریتم و پیوندهای داستانی، نمایی واقعی از چالشهای هویت، پنهانکاری و شرم در جوامع سنتی مهاجر ارائه میدهد. «حجامت» در مدت زمان ۱ ساعت و ۴۳ دقیقهای خود، اثری است که اگرچه پتانسیلهای رواییاش به دلیل آشفتگی درام کاملاً شکوفا نمیشود، اما با قاببندیهای امره ارکمن در مقام مدیر فیلمبرداری و تدوین جعفر پناهی، لحظات تأملبرانگیزی را از تضاد وظیفه و غریزه در سینمای مهاجرت خلق میکند.







