بحران اعتماد؛ روایت جامعه‌ای که قلم و نقش‌آفرینی اجتماعی از آن سلب شده است/ نقد و بررسی کتاب «صرف فعل مجهول»

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، سهند ایرانمهر، نویسنده کتاب «صرف فعل مجهول»، با تاکید بر اینکه متاسفانه بخش قابل توجهی از جامعه ایران هنوز به درک عمیق، اهمیت و کارکرد حیاتی رُمان پی نبرده‌اند، خاطرنشان کرد: ابزار رمان به طور مستقیم به سراغ ماهیت خود انسان می‌رود و در لایه‌های درونی افراد اثرگذار می‌شود؛ چرا که تمام انسان‌ها در درون خویش با دردها، رنج‌ها و آلام متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

در جلسه نقد و بررسی اثر «صرف فعل مجهول»، چهره‌هایی چون محمد فاضلی (جامعه‌شناس)، فیاض زاهد (پژوهشگر، تاریخ‌دان و روزنامه‌نگار) و محمود فرجامی (روزنامه‌نگار، مترجم و نویسنده) به ایراد سخنرانی و تحلیلهای خود پرداختند. همچنین جمعی از صاحب‌نظران و اهالی قلم از جمله محسن برهانی (حقوق‌دان)، عباس عبدی (روزنامه‌نگار)، نوید کلهرودی (پژوهشگر)، موسی اکرمی (نویسنده و پژوهشگر)، عمادالدین باقی (پژوهشگر و تاریخ‌نگار)، سعید شریعتی (فعال سیاسی)، هادی حیدری (کارتونیست و روزنامه‌نگار) به همراه گروهی دیگر از محققان و فعالان عرصه رسانه در این نشست حضور داشتند.

ایرانمهر با تحلیل نگرشی که نوشتن رمان را اقدامی بیهوده و عبث تلقی می‌کند، افزود: متأسفانه جامعه ما هنوز ابعاد عمیق و اهمیت بنیادین برخی از پدیده‌های فرهنگی از جمله رمان را درک نکرده است. رمان عمیقاً با درون‌مایه انسان در ارتباط است. من پیش‌تر در اثر دیگرم با عنوان «مکاشفه‌های زیرزمینی» به واکاوی گفتگوها و نجواهای مردم در محیط‌هایی چون مترو پرداخته بودم.

این پدیدآورنده با تبیین این مسئله که در «صرف فعل مجهول» قصد داشته تناقض‌های پیچیده انسانی را به تصویر بکشد، تصریح کرد: این تناقض‌ها ریشه در دردهای مشترک ما دارند و با بازگو شدنشان در قالب داستان، فرد رنج‌دیده احساس نمی‌کند که در تحمل رنج‌هایش تنها مانده است.

روایت جامعه‌ای که قلم و فاعلیت از آن سلب شده است

در ادامه نشست، محمد فاضلی به کلاه‌برداری مفهومی و معنایی موجود در نام‌گذاری کتاب پرداخت و اظهار داشت: همان‌گونه که از نام «صرف فعل مجهول» برمی‌آید، این اثر نمایانگر زیست جامعه‌ای است که مردمانش احساس می‌کنند پیش از آنکه بتوانند نقش فاعل و تصمیم‌گیرنده را در زندگی خود ایفا کنند، قلم از دستشان ربوده شده و در دنیای داستانی نیز «فاعل» واقعی ناپدید است. در تمام طول روایت، پدیده خودسانسوریِ افراد کاملاً مشهود است، اما عامل اصلی و محرک این سانسور در هاله ای از ابهام باقی می‌ماند.

این جامعه‌شناس با تحلیل روند رمان تشریح کرد: در سیر کلی داستان مشاهده می‌کنیم که نویسنده قصد نوشتن دارد اما ناتوان است؛ شخصیتی مانند پیرزن می‌خواهد برای فرزندش نامه‌ای بنویسد اما دستی نامرئی نوشته‌ها را مچاله کرده و دور می‌اندازد، تا اینکه نویسنده راه گریزی پیدا می‌کند.

فاضلی تاکید کرد: پیام کلیدی این است که حذف عاملیت در یک ساختار، مستقیماً به حذف مسئولیت‌پذیری می‌انجامد. وقتی در جامعه‌ای عاملیت انسان‌ها انکار شود، آن جامعه لبریز از سخنان مگفته می‌گردد و افراد حس می‌کنند هیچ‌کس آن‌ها را نمی‌بیند و داستانشان را روایت نمی‌کند. اما در نقطه عطف داستان، شخصیت زن رشد کرده، از انفعال خارج می‌شود، به موجودی «نویسا» بدل گشته و از حیطه سلطه نویسنده مرد بیرون می‌رود. او عملاً از یک «موضوع روایت» ساده به «آفریننده و نویسنده روایت» ارتقا می‌یابد.

وی در ارزیابی شخصیت‌پردازی اثر اضافه کرد: کاراکترهای این داستان دائماً در تلاشند تا بر ابزار «زبان» چیره شوند و در نهایت خواننده میان این ابهام باقی می‌ماند که آیا نویسنده است که آن‌ها را خلق می‌کند یا این خودِ شخصیت‌ها هستند که مسیر داستان را می‌سازند. این مجموعه، تلفیقی از تجربیات زیسته شخص نویسنده و تلاش بخشی از جامعه امروز ایران برای بازپس‌گیری عاملیت از دست‌رفته خویش است.

بحران اعتماد و سردرگمی در مناسبات اجتماعی

در بخش دیگری از این نشست، فیاض زاهد اثر جدید سهند ایرانمهر را رمان «سخت‌خوان» توصیف کرد و گفت: قطع نظر از اینکه نویسنده انسانی اندیشمند و چالش‌گر است، مطالعه این رمان پیچیدگی‌های خاص خود را داشت. در این اثر شاهدیم که جابه‌جایی‌ها و تحرکات تاریخی-اجتماعی در ایران به چه فرجامی می‌رسد؛ ما همان‌طور که سلطه زبانی خود را حفظ کرده‌ایم، توانسته‌ایم یکپارچگی نژادی را نیز در سرتاسر ایران نگه داریم.

این پژوهشگر با یادآوری اینکه «صرف فعل مجهول» سومین رمان ایرانمهر محسوب می‌شود، افزود: جامعه امروز ما دقیقاً گرفتار همان سردرگمی و حیرتی است که در متن رمان تصویر شده است. متأسفانه مدارا و رحم متقابل میان ما کم‌رنگ شده و بزرگ‌ترین خطری که حال و آینده ما را تهدید می‌کند، فروپاشی «اعتماد متقابل» است؛ مسأله‌ای بحرانی که خودِ مردم باید برای ترمیم آن چاره‌ای بیندیشند.

پیوند ناگسستنی طنز و رمان در ادبیات داستانی ایران

محمود فرجامی

در ادامه، محمود فرجامی با بررسی کتاب دیگر این نویسنده تحت عنوان «گزارش آخرین تابستان» بیان داشت: مسئله شخصیت‌پردازی در رمان‌نویسی از اهمیت بالایی برخوردار است و اصولاً خلق رمان، اقدامی دشوار و پیچیده است. من زمانی تصمیم گرفتم فهرستی از رمان‌های طنز فارسی تهیه کنم اما در کمال تعجب دریافتم که تعداد آن‌ها از ابتدای تاریخ ادبیات مدرن ما تا به امروز حتی به ۵۰ عنوان هم نمی‌رسد.

این روزنامه‌نگار و طنزپرداز با تاکید بر جایگاه تاریخی طنز در ادبیات ایران تصریح کرد: کارکرد طنز در تمام قالب‌های ادبی ما همواره برجسته بوده است. اساساً ژانر رمان در ایران با مایه های طنز متولد شد؛ چنان‌که نخستین نمایشنامه‌های ما کمدی بودند و داستان کوتاه نیز پیوندی عمیق با طنز داشت. طنز به عنوان یک ابزار انتقادی کارآمد، همواره دغدغه‌ها و چالش‌های اصلی خوانندگان را منعکس کرده است.

فرجامی در پایان با اشاره به اصالت روایت در اثر ایرانمهر خاطرنشان ساخت: نویسنده در «گزارش آخرین تابستان» هرگز درباره پدیده‌هایی که لمس نکرده یا تجربه زیسته در موردشان ندارد قلم‌فرسایی نمی‌کند، بلکه دقیقاً از تجربه‌های واقعی زندگی خود می‌نویسد. مسئله اصلی این است که آیا نویسنده توانسته این تجربیات را به شکلی باورپذیر به مخاطب منتقل کند؟ در تاریخ ادبیات داستانی ایران شاید بتوان گفت تنها هوشنگ مرادی کرمانی بوده که توانسته زیست واقعی خود را به کامل‌ترین و باورپذیرترین شکل ممکن به رشته تحریر درآورد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا