نقد و بررسی فیلم «کفایت مذاکرات»؛ سقوط کمدی فله‌ای در گرداب ابتذال، کلیشه و بی‌دغدغگی

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، سورنا عباسی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی نوشت: امروزه با پدیده‌ای در سینمای ایران مواجه هستیم که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً ناشی از «ناکاربلدی» یا «کمبود دانش سینمایی» سازندگان دانست. چطور می‌توان باور کرد اهالی سینما توانایی مطالعه تاریخ کمدی از آثار باستر کیتون، ارنست لوبیچ، لورل و هاردی و چارلی چاپلین تا کمدی‌های ماندگار دهه شصت و آثار داریوش مهرجویی را نداشته باشند؟ حقیقت این است که مواجهه با سینمای کمدی فعلی را باید در قالب گروه‌بندی صاحبان اثر تحلیل کرد؛ دسته‌ای که به واسطه فروش‌های صد میلیاردی آثار بی‌کیفیتشان هیچ انگیزه‌ای برای ارتقا ندارند و دسته‌ای دیگر که اصول سینما را می‌شناسند اما مسحور جریان‌های مالی، مناسبات اقتصادی و سفارش‌های سفارشی شده‌اند. فیلم سینمایی «کفایت مذاکرات» به کارگردانی سهیل موفق و نویسندگی حمزه صالحی دقیقاً در همین اتمسفر شکل گرفته و محصول ساختاری است که ابتذال را به اسم کمدی به خورد مخاطب می‌دهد.

فیلم «کفایت مذاکرات» نمونه‌ای عریان از کمدی‌های فله‌ای و متکی بر فرمول‌های دست‌پایمال‌شده است که هیچ اصالت و خلاقیتی در عناصر روایی و ساختاری خود ندارد. اثر از همان سکانس‌های نخستین، فقر منطق دراماتیک و شوخی‌نویسی را برملا می‌سازد؛ از فرار مسافر تاکسی و دیالوگ بی‌ربط راننده که می‌گوید «بالاخره پیدات می‌کنم» بدون آنکه کارکردی در قصه داشته باشد، تا شوخی‌های فرسوده و کلیشه‌ای با وزن پسربچه («هرچی خوردی پس ندادی») و لکنت یا اشتباه در بیان کلمات که صدها بار در آثار سخیف تکرار شده‌اند. فیلم به جای اتکا بر موقعیت‌سازی دراماتیک، بار اصلی خنده گرفتن را بر دوش شوخی‌های کلامی مبتذل و سخیف مثبت ۱۸ قرار داده است؛ شوخی‌هایی که نه تنها کمکی به ارتقای فرهنگ کمدی نمی‌کنند، بلکه رسماً ضد فرهنگ عمل کرده و حریم اخلاقی مخاطب را نشانه می‌روند.

در بعد بازیگری و هدایت هدایت‌شدگان، سهیل موفق در مقام کارگردان کاملاً منفعل عمل کرده است. مهران غفوریان همان تیپ‌ها و کلیشه های تکراری و بازیافت‌شده سال‌های گذشته خود را ارائه می‌دهد و محسن کیایی نیز همان قالب یکنواختی را بازی می‌کند که بیش از یک دهه است در تمام کمدی‌ها تکرار کرده است. رویا میرعلمی نیز به ورطه تکرار نقشی افتاده که صرفاً شامل جیغ‌زدن، رفتارهای کودکانه و رفتارهای غیرطبیعی است؛ رفتاری از بازیگران شاخص که جای تأسف دارد زیرا بدون هیچ تلاش و ارزش افزوده‌ای، صرفاً به اجراهای مکانیکی روی آورده‌اند. تنها نقطه عطف کوتاه فیلم در بخش کمدی موقعیت، سکانس تقابل دو گروه در برابر کلانتری و ترس سربازان است که آن هم در حجم عظیم کلیشه‌های اثر بلعیده می‌شود.

از سوی دیگر، ادعای دغدغه‌مندی و پرداختن به مسائل اجتماعی نظیر «رحم اجاره‌ای» در متن فیلم‌نامه حمزه صالحی، پوششی سطحی و ابلهانه برای فرار از نقدهاست. اثر نه تنها توانایی نقد اجتماعی را ندارد، بلکه با رفتارهای متناقض و غیرواقعی با این سوژه برخورد می‌کند؛ از خانه قصرمانند خانواده‌ای که مدعی فقر و تنگدستی هستند گرفته تا ورود بی‌منطق شخصیت‌ها به زندگی زنی که به دلیل مشکلات اقتصادی دست به این کار زده است. عدم پرداخت درست به انگیزه کاراکترها و خروج دائمی تیپ‌ها از قاعده خود (مانند مهران غفوریان که هم‌زمان فردی آبرومند و بی‌ادب تصویر می‌شود)، نشان از شتاب‌زدگی و بی‌دقتی در نگارش دارد. علاوه بر این، تغییر لحن ناگهانی فیلم در یک‌ربع پایانی و چرخش از کمدی به درام عاشقانه و ملودرام و سپس بازگشت مبتذل به کمدی، ماهیت روایی اثر را کاملاً نابود کرده است.

در نهایت، تماشای فیلم «کفایت مذاکرات» در بستر اکران آنلاین یا سینما، مواجهه با اثری است که حتی حداقل‌های یک کمدی استاندارد را برآورده نمی‌سازد و از تحقق رسالت اولیه خود که خنداندن شریف مخاطب است، عاجز می‌ماند. این‌گونه آثار کمدی تنها زمانی اصلاح خواهند شد که مخاطبان و منتقدان با مواجهه هوشمندانه، تحریم تماشا و عدم استقبال از این‌گونه فروش‌های کاذب، جریان تولید را مجبور به خودسازی و احترام به شعور بیننده کنند. «کفایت مذاکرات» اثری ضعیف، بی‌هویت و غیرقابل توصیه است که نمره‌ای بهتر از ۲ از ۱۰ دریافت نمی‌کند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا