تحلیل و نقد فیلم «استخر»؛ وقتی سینمای طنز زیر سایه ادبیات و تکرار آسیب می‌بیند

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، رامتین حسینی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی نوشت: جدیدترین اثر سروش صحت، فیلم سینمایی «استخر»، روایتی از زندگی مردی به نام «امیر» با بازی امین حیایی است؛ دام‌پزشکی که پس از شوک ناشی از طلاق، با تنهایی، افسردگی و انزوای ارتباطی دست‌وپنجه نرم می‌کند. اثر بیش از آنکه بر پیرنگ قصه‌گو استوار باشد، تلاش می‌کند با ارائه‌ی تصاویری ملموس، حال‌وهوای این شخصیت و کوشش او برای بازیافتن معنای زندگی را به تصویر بکشد. بااین‌حال، «استخر» در مسیر روایی خود با افت ریتم، اتکای بیش از حد به ادبیات شفاهی و برخی لغزش‌های ساختاری مواجه است.

یکی از نقاط ضعف کلیدی اثر در نیمه اول رخ می‌نماید. فیلم از دقیقه چهل به بعد، محرک دراماتیک تازه و اتفاق ویژه‌ای برای پیشبرد داستان ارائه نمی‌دهد و همین مسئله سبب افت شدید ریتم می‌شود. مخاطب در انتزاعی از انتظار باقی می‌ماند و این بلاتکلیفی روایی، رابطه‌اش را با اثر گسسته می‌کند. از سوی دیگر، فیلم برای خلق مفاهیم، ساخت فضاسازی و حتی ایجاد موقعیت‌های خنده‌آور، بار سنگینی را بر دوش دیالوگ قرار داده است.

در حوزه کمدی، سروش صحت از مؤلفه «تکرار» بهره می‌برد؛ الگویی که قواعد مشخصی دارد و استفاده متراکم یا کم‌فاصله از آن، تأثیرگذاری شوخی را خنثی می‌کند. برای نمونه، شوخی تکرارشونده‌ی قول دادن پسر امیر (با جلو آوردن دست) به علت تکرار بیش از حد در بیست دقیقه نخست، حلاوت خود را از دست می‌دهد. در مقابل، شوخی مربوط به پنهان کردن دود «ویپ» هنگام ورود ناگهانی پدر به اتاق، به دلیل رعایت محدوده و پایان‌دهی به‌موقع، نمونه‌ای موفق و استاندارد از کمدی ابسورد را شکل می‌دهد.

فیلم «استخر» از گروه بازیگران شاخص و شناخته‌شده‌ای بهره می‌برد، اما فیلم‌نامه چالش دراماتیک ویژه‌ای برای خلق لحظات ماندگار پیش روی آنان قرار نمی‌دهد:

  • امین حیایی: بازی استانداردی در نقش یک فرد افسرده و شکست‌خورده ارائه می‌دهد، اما این نقش‌آفرینی حائز چالش فیزیکی یا حسی فوق‌العاده‌ای نیست که آن را در زمره کارهای ویژه کارنامه او قرار دهد.
  • سحر دولتشاهی: در نقش زنی که از یکنواختی زندگی گریزان است، حضوری قابل قبول دارد اما نقش او از حیث پرداخت فیلم‌نامه‌ای محدود است.
  • مهران مدیری: همچنان در اتمسفر بازیگری سینمایی با پرتره‌های تکراری ظاهر می‌شود. جنس بازی او امکان انتقال حس متفاوت یا غافلگیری جدیدی ندارد و در بخش کمدی ارزش افزوده ویژه‌ای ایجاد نمی‌کند.
  • سورنا صحت: بازی او ناتوان از انتقال حس صحیح بوده و در مواجهه با ستاره‌های باسابقه، قالبی مکانیکی به خود گرفته است.

حضور کوتاه‌مدت بازیگرانی چون پانی‌پناهی‌ها و بیژن بنفشه‌خواه نیز این پرسش را مطرح می‌سازد که چرا فیلم‌ساز به جای معرفی چهره‌های جدید یا بهره‌گیری از ظرفیت بازیگران مستعد تئاتر، به تکرار اسامی شناخته‌شده روی آورده است.

«استخر» در ابعاد فنی و فضاسازی نقاط قوتی دارد که نباید نادیده گرفته شود. جهان داستانی سروش صحت عاری از کمدی‌های سخیف و شلوغ‌کاری‌های کاذب است. او طنز را از دل موقعیت‌های ابسورد استخراج می‌کند؛ حرکت‌هایی نظیر خاموش کردن سیگار خیالی، خارج شدن دود خیالی از دهان یا خمیازه‌های مهران مدیری در میان بحثی جدی، خنده‌های کوتاهی از جنس طنز ابسورد تولید می‌کنند.

نکته قابل توجه دیگر، نحوه مواجهه فیلم‌ساز با عناصر نشاط‌آور مانند سکانس‌های رقص است. صحت بر خلاف رویه رایج کمدی‌های تجاری، به این صحنه‌ها لایه‌ای مفهومی می‌بخشد: ۱. مواجهه با نسل جدید: حضور امیر در جمع دوستان پسرش و تلاش ناکام او برای برقراری ارتباط با نسل جدید، بر انزوا و عدم درک متقابل تأکید می‌کند. ۲. فرار از افسردگی: حضور در کلاس رقص به پیشنهاد روان‌پزشک، کارکردی در خدمت آرک شخصیتی و رهایی از بحران روحی دارد.

در بخش موسیقی متن نیز تمایزی نسبت به آثار قبلی صحت (مانند «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافه ها») به چشم می‌خورد. در این اثر، نوازندگان از درون قاب حذف شده‌اند و موسیقی به بطن درام منتقل شده است تا لحن جدی‌تر اثر حفظ شود. کیفیت فنی، پالت رنگی متمایز و کادربندی‌های تمیز، از دیگر محاسن تصویری فیلم است.

  • دست به عنوان ابزار ارتباط: دست در طول فیلم کارکردهای گوناگونی دارد؛ از نماد صلح و قول دادن گرفته تا نوازش، دلداری و در نهایت ابزار درمانگری امیر در نقش دام‌پزشک. فیلم‌ساز از این نماد برای تأکید بر لزوم پیوند انسانی استفاده می‌کند.
  • مسابقه دو و پذیرش بین‌نسلی: دو صحنه مسابقه دو میان سه نسل (پدربزرگ، پدر و پسر)، تقابل و رقابت را به پذیرش و مدارا تغییر شکل می‌دهد. همراهی پسر برای برنده شدن پدربزرگ، نمایانگر لزوم انعطاف نسل‌ها در برابر یکدیگر است. تغییر رنگ لباس‌های این سه کاراکتر نیز تمایز هویت نسلی آنان را به خوبی بازتاب می‌دهد.
  • گاو به مثابه صبوری: حضور گاو در روایت و قیاس آن با انسان، استعاره‌ای از صبوری، سکوت و تحمل بارهای سنگین زندگی است. همچنین در سکانس گفتگو با روان‌پزشک، شکستن دیوار چهارم و ارجاع تصویری به گاو، نوعی شیطنت ساختاری با مخاطب به شمار می‌رود.

اصلی‌ترین چالش فیلم «استخر»، ابتلا به نوعی «شعارزدگی» و توضیح مستقیم مفاهیم است. سروش صحت به عنوان مطالعه‌کننده‌ای حرفه‌ای، در این اثر بیش از آنکه مفاهیم فلسفی و زیستی را به تصویر بکشد، آن‌ها را در قالب دیالوگ‌های نمایشی بیان کرده است. توضیحات اضافی درباره لذت از لحظه، لزوم ابراز محبت، یا تحلیل متنی مسابقه دو پس از نمایش تصویری آن، اثر را از شیوه‌ی بیان بصری دور کرده است.

«استخر» اثری است که مخاطب هنگام تماشای آن احساس می‌کند به‌جای دیدن یک فیلم ساختارمند سینمایی، در حال شنیدن روایتی ادبی و کتاب‌گونه است. این غلبه‌ی زبان مکتوب بر فرم بصری، سبب ایجاد فاصله میان این اثر با کارهای موفق پیشین فیلم‌ساز شده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا