فیلم نیمشب | ۱۰٬۵۲۳٬۹۷۵٬۸۹۹

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، فیلم «نیمشب» داستانی را بر پایه یک ماجرای واقعی در روزهای جنگ ۱۲ روزه روایت میکند. ماجرا در تهران و در شرایطی بحرانی جریان دارد؛ جایی که شخصیتهای اصلی در دل حملات و ناامنیها با تصمیمهایی حیاتی روبهرو میشوند. فیلم تلاش میکند تصویری انسانی از زندگی مردم و نیروهایی ارائه دهد که در یکی از حساسترین مقاطع معاصر با بحران مواجه شدهاند.
این فیلم به کارگردانی محمدحسین مهدویان ساخته شده و تهیهکنندگی آن را حبیب والینژاد برعهده داشته است. فیلمنامه اثر نیز توسط مهدی یزدانیخرم و اعظم بهروز نوشته شده است. «نیمشب» محصول سینمای ایران است و به عنوان نخستین فیلم سینمایی ساختهشده با محوریت جنگ ۱۲ روزه و وقایع مرتبط با آن شناخته میشود.

از مهمترین نکاتی که درباره فیلم مورد توجه قرار گرفته، انتخاب سوژهای بسیار نزدیک به زمان وقوع رویدادهاست. برخی تحلیلگران این موضوع را یکی از نقاط قوت فیلم میدانند؛ زیرا مهدویان بار دیگر سراغ بازسازی یک واقعه واقعی رفته و از تجربه خود در آثار تاریخی و سیاسی بهره برده است. همچنین توجه به فضای تهران در شرایط جنگی و تلاش برای روایت داستانی انسانی در بستر یک رخداد ملی از ویژگیهایی است که درباره فیلم مطرح شده است.
در مقابل، از آنجا که فیلم هنوز در مقایسه با آثار قدیمیتر مهدویان زمان زیادی از نمایش عمومیاش نگذشته، بخش قابل توجهی از نقدهای تخصصی هنوز در حال شکلگیری است. با این حال برخی منتقدان از همان ابتدا این پرسش را مطرح کردهاند که آیا نزدیکی زمانی فیلم به رخدادهای واقعی میتواند بر نگاه تحلیلی و فاصله انتقادی اثر تأثیر بگذارد یا خیر.

نقد محتوایی لقمان مداین بر فیلم نیمشب/ مهدویان در نیمشب فریاد میزند مدیر امنیتی جاهل به اندازه اسرائیل دشمن است!
لقمان مداین منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی بر محتوای فیلم نیم شب نوشت: نیمشب واپسین ساخته محمدحسین مهدویان کاری بس شجاعانه و درخشان است، فیلمی که در معنا پرچمدار شجاعت است، مستقیما به نقد سیستم امنیتی می پردازد، تلنگری یا بهتر بگویم یک سیلی است بر گوش ناشنوای برخی مدیران امنیتی که کاراکترش را شبیه مدیر کمیته فنی تهران گریم کرده اند، به صراحت نشان می دهد اسرائیل در جنایت های خود هیچ محدودیتی ندارد و حتی حریم بیمارستان را هم منفجر می کند اما در عین حال فریاد می زند مکانی که هدف قرار گرفته هدف ترور اسراییل بوده! یعنی یا خانه امن بوده یا خانه فردی از افراد حاضر در لیست ترور! همین باعث می شود قهرمان خشم خود را بر سر مدیر کمیته فنی تهران خالی کند، فردی که گریماش شبیه یکی از سرتیم های حفاظت سابق رجال بالادستی طراحی شده است.
نشان می دهد بی تدبیری آنها در قرار دادن یک خانه امنیتی نزدیک بیمارستان چگونه می توانسته فاجعه ای انسانی رقم بزند و جان انسان های بی گناه را هدف قرار دهد.
عیان می سازد مکان مورد نظر پیش از اصابت تخلیه شده بوده اما همسایه ها را خبر نکرده بودند تا آنان نیز مکان مورد نظر را خالی کنند و همین باعث کشته شدن یکایک افراد گشته است.
طعنه می زند به مدیر امنیتی که آنقدر سرگرم احضارهای تلفنی با شماره ناشناس هستید که جان مردم برایتان اهمیت ندارد.
فاش میکند که چگونه آن مدیر با اولین نقدی که می شنود تصمیم می گیرد برای وی پرونده سازی کند.
پشت پرده ذهن مدیر امنیتی را نشان می دهد که حاضر است بیماران و زن و بچه های مردم و نیروهای انتظامی و نظامی و امنیتی کشته شوند اما بمب سریع خنثی شده و صورت مسئله پاک شود.
مهدویان با یک اثر انتقادی به میدان آمده، کاری بدون تعارف که حتی در گریم ها هم شباهت سازی کرده است و با آن پایان بندی جا می اندازد که نیروهای امنیتی و انتظامی از مردم هستند و حافظ جان آنان، زندگیشان مشابه دیگران و درد و رنجی که دست کمی از دیگر افراد جامعه ندارد اما مدیریت سیستم امنیتی را کسانی تصاحب کردند که حتی جان نیوهای خودشان و مردم نیز برایشان مهم نیست.
نقد فنی اثر بماند برای انتشار نسخه نمایش خانگی.

یکی از نکات جالب درباره «نیمشب» این است که این فیلم بازگشت سینمایی محمدحسین مهدویان پس از تمرکز چندساله او بر شبکه نمایش خانگی و مجموعه «زخم کاری» محسوب میشود. همچنین این سومین همکاری او با حبیب والینژاد پس از آثاری مانند «ایستاده در غبار» و «آخرین روزهای زمستان» است. مراحل تولید فیلم با سرعت زیادی انجام شد تا برای جشنواره فیلم فجر آماده شود و بخشهایی از آن در مناطق مختلف تهران فیلمبرداری شده است.
«نیمشب» برای مخاطبانی که آثار مبتنی بر وقایع واقعی، سینمای سیاسی و روایتهای تاریخی معاصر را دنبال میکنند، یکی از مهمترین فیلمهای کارنامه اخیر محمدحسین مهدویان به شمار میرود.








