نقد فیلم «مایل اند کیکس»: باربی فریرا در یک کمدی رمانتیک بامزه که حالوهوایی شبیه یک نسخه مستقل از «تقریباً مشهور» دارد
کارگردانی این فیلم را چندلر لوواک بر عهده دارد و باربی فریرا، چهره شناختهشده سریال «یوفوریا»، در آن نقشآفرینی میکند؛ اثری کمدی و نیمهزندگینامهای که با شدت زیادی حس همذاتپنداری ایجاد میکند
نوشته: کتی رایف

یادداشت سردبیر: این نقد ابتدا در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو ۲۰۲۵ منتشر شده است. شرکت «سمیریان پیکچرز» این فیلم را از روز جمعه ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ به صورت اکران سینمایی عرضه میکند.
به گزارش آژانس خبری سینمادرام، آیا میتوان از یک منتقد خرده گرفت اگر هنگام دیدن شخصیتی که وسط یک کنسرت دفترچه یادداشتش را بیرون میآورد، اخم کند؟ نمایشهای سینمایی از دنیای نقد معمولاً در بهترین حالت تند و در بدترین حالت کاملاً شخصی و گزندهاند. اما منتقدان هنگام تماشای «مایل اند کیکس» تازهترین اثر بلند چندلر لوواک، کارگردان و نویسنده کانادایی، میتوانند نفس راحتی بکشند. لوواک که خود سابقه فعالیت بهعنوان منتقد را دارد، درباره بعضی چیزها بدبین است، اما نقد و منتقد بودن جزو آنها نیست.
این فیلم مانند اثر قبلی او «من فیلم دوست دارم»، بر پایه تجربههای شخصی ساخته شده است؛ اینبار بر اساس تابستانی که او در مونترال گذرانده و در آن بهعنوان نویسندهای جوان و مشتاق، در تلاش برای پیدا کردن مسیر خود بوده است. شخصیت اصلی داستان، گریس پاین با بازی باربی فریرا، مسیر مشابهی را طی میکند و مانند بسیاری از جوانها خود را قانع کرده که رفتن به شهری «باحالتر» میتواند زندگیاش را درست کند. او همچنین به همه میگوید در حال نوشتن کتابی درباره آلبوم «دردسر شیرین و تند» از آلانیس موریست است، در حالی که نه قراردادی برای کتاب دارد و نه حتی پیشنویس اولیهای نوشته است. گریس بهتازگی دوره کارآموزی خود را در یک هفتهنامه فرهنگی گذرانده و سردبیرش به او گفته که استعداد نویسندگی دارد (در ادامه به این موضوع برمیگردیم). اما در واقع تنها چیزی که آنجا یاد گرفته، برخورد طعنهآمیز و تحقیرآمیز منتقدان مرد موسیقی با زنان جوانتر بوده است.
من دیگر آنجا کار نمیکنم، بنابراین بد نیست بگویم که لقب شخصی من برای حلقه مدیران مرد سفیدپوست در آن نشریه که کارم را از آنجا شروع کردم، «پدرهای چهارخانهپوش» بود. و همانطور که فیلم «من فیلم دوست دارم» جزئیات زندگی در یک فروشگاه ویدئویی حومه شهر را دقیق نشان میداد، «مایل اند کیکس» نیز بهخوبی پیچیدگیهای زندگی یک منتقد موسیقی جوان و زن را به تصویر میکشد. موقعیتها کاملاً قابل لمساند — چه کسی ایمیلهای سردبیر را با اضطراب نادیده نگرفته است؟ — و گفتوگوها نیز همینطور؛ مثلاً بحثی درباره برتری آلبومهای مختلف گروه «هوسکر دو» که گریس وسط آن را قطع میکند و باعث خنده تمسخرآمیز همکارانش میشود.
داستان فیلم در سال ۲۰۱۱ رخ میدهد، اما حالوهوایی نزدیک به اواخر دهه ۲۰۰۰ دارد — که البته دقیق هم هست — و توجه به جزئیات از همان تیتراژ آغازین مشخص است؛ جایی که از فونت ساده و اصلاحشده شبیه تبلیغات یک برند پوشاک استفاده شده است. این ارجاع در یکی از صحنههای مهم فیلم دوباره دیده میشود؛ جایی که نورافکنی روی صورت گریس در یک مهمانی حرکت میکند و او را دنبال میکند. نور تخت و روشن، حالتی شبیه عکسهای «تری ریچاردسون» ایجاد میکند و هم حالوهوای آن دوران و هم خطرات جنسی آن فضا را القا میکند.
فیلم همچنین بهطور خاص به مونترال وفادار است (مثلاً فردی شبیه «گریمز» که در یک مهمانی زیرزمینی در حال مصرف چیزی از لبه توالت دیده میشود) و در کل به فرهنگ کانادا نیز اشارههای زیادی دارد. یکی از مونولوگها درباره چرخه زندگی یک جوان کانادایی احتمالاً برای مخاطبان محلی بسیار جذاب خواهد بود، هرچند برای مخاطبی از غرب میانه آمریکا نیز قابل درک است.
ژولیت گریهپی که پیشتر در فیلم «اتاقهای قرمز» دیده شده بود، نقش همخانه دیجی گریس یعنی مدلین را بازی میکند؛ شخصیتی فرانسوی-کانادایی که ابتدا این دختر سادهدل و تازهوارد از انتاریو را بامزه میبیند، اما بهتدریج از نپرداختن اجاره و استفاده بیاجازه او از یخچال خسته میشود. شخصیت او چندان پرداختشده نیست و بیشتر نقش راهنما و آینهای برای قهرمان داستان دارد؛ نکتهای که یکی از ضعفهای فیلم محسوب میشود.
گریس قهرمانی است که گاهی تماشاگر را کلافه میکند؛ تصمیمهای اشتباه و خودویرانگر میگیرد تا به لذتهای زودگذر و تأیید مردانی برسد که واقعاً ارزشش را ندارند. اما همین باعث واقعی بودن او میشود. در مقابل، برخی شخصیتهای فرعی — بهویژه پسر سادهلوح و آزاردهندهای به نام «شِوی» — بیش از حد اغراقشدهاند و با فضای واقعگرایانه فیلم هماهنگ نیستند.
در اینجا بدبینی لوواک خودش را نشان میدهد: فیلمی که نمیتواند باور کند زنان باهوش تا چه حد ممکن است در برابر مردانی که حداقل تلاش را هم نمیکنند، تصمیمهای احمقانه بگیرند. این نگاه در یک صحنه جنسی هم دیده میشود که هم خندهدار است و هم برای پیشبرد داستان ضروری؛ جایی که شِوی کاملاً بیتفاوت روی تخت دراز کشیده و گریس سردرگم تمام کار را خودش انجام میدهد.
در مقابل، رقیب عشقی او یعنی «آرچی» با بازی دوون بوستیک، شخصیتی عجیب اما باورپذیرتر است و گفتوگوهای او با باربی فریرا نوعی شیمی عاشقانه خاص میان آدمهای خجالتی و باهوش ایجاد میکند. با این حال، زندگی درونی و انگیزههای این شخصیتها فراتر از نقششان بهعنوان دو مرد رقیب برای جلب توجه یک زن چندان بررسی نشده است. البته شاید همین نگاه محدود از زاویه دید شخصیت اصلی ناشی شود. از طرف دیگر، دیدن مردان در نقشهای ساده و سطحیِ علاقهمندان عاشقانه در یک فیلم هم تازگی دارد.
گاهی «مایل اند کیکس» تلاش میکند به سمت کمدی اغراقشدهتری شبیه فیلمهای نوجوانانه دهه ۱۹۸۰ برود. بعضی از این شوخیها موفقاند، اما تغییر ناگهانی لحن باعث میشود فیلم هر بار چند لحظه برای بازیابی تعادل خود زمان نیاز داشته باشد. با این حال، همین توانایی نشان میدهد لوواک در پروژهای که با آدام سندلر در دست دارد نیز میتواند بهخوبی از عهده کمدیهای سبک و دیوانهوار بربیاید.
در عوض، بخشهای احساسی فیلم بسیار دقیق و تأثیرگذارند. خط داستانی مرتبط با جنبش «میتو» در محیط کاری (که به سردبیر سابق گریس با بازی جِی باروچل مربوط میشود) در این فیلم بهتر از اثر قبلی لوواک جا افتاده است، شاید چون اینبار خود شخصیت اصلی آن را تجربه میکند. یکی از تلخترین لحظات فیلم زمانی است که گریس که همیشه آخرین نفر در دفتر است، برای روشن ماندن چراغهای سنسوردار دستهایش را تکان میدهد و همزمان گریه میکند.
باربی فریرا قهرمانی باورپذیر و همدلیبرانگیز ارائه میدهد و آسیبپذیریای به گریس میدهد که باعث میشود تماشاگر حتی در حالی که او زندگیاش را به هم میریزد، همچنان طرفدارش بماند. او میخواهد منتقد باشد، اما در عین حال بهشدت نیاز دارد که دوست داشته شود. این تنش میان این دو خواسته، رنگی جنسیتی نیز دارد؛ چیزی که گریس در نهایت وقتی به نوشتن متنی که واقعاً به آن باور دارد میرسد، متوجه آن میشود. (و البته کمک میکند که گریس، از طریق نگاه لوواک، واقعاً نویسنده خوبی هم هست.)
یاد گرفتن مدیریت این تنش چیزی است که با تجربه به دست میآید — شاید موضوع فیلم بعدی چندلر لوواک.
نمره: ب
«مایل اند کیکس» نخستینبار در جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۵ نمایش داده شد.







