«این یک معمای قتل نیست» This Is Not a Murder Mystery: تلاقی جنایت آرام و هنر در یک درام بلژیکی سورئال و بهشدت سرگرمکننده

عکس: کانال چهار
به گزارش آژانس خبری سینمادرام، در این مجموعه بلژیکی، دنیای «جنایتهای آرام و خانوادگی» با هنر آوانگارد در هم میآمیزد و نتیجهاش یک معمای قتل پرزرقوبرق، خشن و در عین حال بسیار سرگرمکننده است؛ اثری که هم شوخطبع است و هم غرق در فضای سورئالیستی.
ماجرا در سال هزار و نهصد و سی و شش رخ میدهد؛ زمانی که یک اشرافزاده انگلیسی میزبان نمایش خصوصی گروهی از هنرمندان سوررئالیست است که در آستانه شهرت جهانی قرار دارند. پس از یک مهمانی پرهیاهو، رنه مگریت با بازی پیِر ژروه در حالی از خواب بیدار میشود که کنار جسد زنی قرار دارد و هر دو سرشان با پارچه پوشانده شده؛ صحنهای که بازآفرینی هولناک یکی از نقاشیهای خود اوست. شهرت میتواند هنرمندان را از خود بیخود کند، اما این ماجرا چیزی فراتر از آن است.
کارآگاهان پلیس با نامهای دِ سی آی تیسلویت و دی سی کوانت وارد ماجرا میشوند و عمارت را قرنطینه میکنند؛ جایی که گروهی از هنرمندان و شخصیتهای بوهمی در آن حضور دارند: سالوادور دالی، ماکس ارنست، مان ری، هنرمند اجرایی شیلا لگ و عکاس جنگی آمریکایی لی میلر. مگریت مصمم است بیگناهی خود را ثابت کند، اما همزمان با نزدیک شدن به زمان نمایش، قتلهای دیگری نیز رخ میدهد که هر کدام به شکلی پیچیده به آثار هنری این هنرمندان اشاره دارند.
عنوان سریال نیز اشارهای به یکی از آثار معروف مگریت دارد. در این میان، شخصیت جوان مگریت با بازی پیِر ژروه، حضوری پررنگ دارد؛ چهرهای بلندقد و جدی که با نگاههای معترض خود میان مهمانان سرگردان میشود و در تلاش است حقیقت را کشف کند، در حالی که خود یکی از مظنونان اصلی است.
در روند داستان، مگریت با استفاده از مهارتهای هنری و نگاه خاص خود تلاش میکند به کارآگاهان در حل پرونده کمک کند و حتی مفاهیم هنری را وارد روند تحقیق میکند؛ به این معنا که هنرمندان زبان خاص خود را دارند و باید به عنوان مترجم میان این زبان و واقعیت عمل کرد.
نویسنده با ترکیب واقعیت و تخیل، شخصیتهای تاریخی سوررئالیست را وارد یک فضای جنایی کرده است؛ جایی که شوخیهای ظریف و ویژگیهای واقعی آنها نیز در روایت دیده میشود. برای مثال، گفته میشود پیکاسو فقط آب گازدار مینوشد و زیگموند فروید سر میز شام لحظهای سکوت نمیکند.
این سریال با نگاهی طنزآمیز به کلیشههای ژانر جنایی، قاتلان را به هنرمندانی تبدیل کرده که هر جرم آنها نوعی امضای هنری دارد. حتی صحنههای قتل نیز با دقتی زیباشناسانه طراحی شدهاند و همین موضوع فضای اثر را میان خشونت و زیبایی معلق نگه میدارد.
در کنار داستان جنایی، شخصیتهای کارآگاهی نیز حضور دارند؛ اما گاهی به نظر میرسد نقش آنها در برابر پیچیدگی هنری ماجرا کمرنگ میشود. با این حال، طراحی بصری و انتخاب بازیگران، از جمله دالی لاغر و لرزان و لی میلر با چهرهای اثیری، به جذابیت اثر افزوده است.
در مجموع، این مجموعه تنها یک جنایت آرام معمولی نیست، بلکه نسخهای بلژیکی از این ژانر است که با ارجاعات هنری، جزئیات تاریخی و فضایی مجلل از دهه سی میلادی تزئین شده است؛ اثری که همزمان هم معمایی است، هم هنری و هم بهطرز غیرمنتظرهای سرگرمکننده.








