قرن ۲۱ کلانتر ندارد! چرا جهان در برابر تروریسم فرهنگی سکوت کرده است؟

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، شایگان رهنما منتقد ادبی طی یادداشتی اختصاصی نوشت: تاریخ همواره گواهی داده است که در شعله‌های جنگ، پیش از آنکه سیاست‌مداران جابه‌جا شوند، این «فرهنگ» است که خاکستر می‌شود. اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراتر از خسارات جانبی یک درگیری نظامی است؛ ما با یک آنارشی جهانی روبرو هستیم که در آن هویت تاریخی و هنری یک ملت، زیر چکمه‌های جنگ ذبح می‌شود.

وقتی خبر آسیب جدی به سینما شکوفه تهران منتشر می‌شود، صرفاً یک اشتباه محاسباتی نظامی نیست، بلکه حمله به «روح» و «حافظه جمعی» یک ملت است. وقتی پاپ را به سخره می گیرند، در توئیت به اسلام تلنگر می زنند، به کنیسه یهودیان حمله می کنند یعنی فریاد می زنند وقاحت جنگ مرزی نمی‌شناسد؛ اصابت ترکش به خانه عباس کیارستمی، مردی که با «طعم گیلاس» و زبان صلح، جهان را فتح کرد، نمادی از سقوط اخلاقی در معادلات امروز است. ما توقع داشتیم در آستانه جشنواره فیلم کن، بیانیه‌ای قاطع در محکومیت آسیب به خانه «فاتح کن» ببینیم، اما گویا جامعه جهانی هنری نیز چشم بر ستاره‌های خود بسته است.

این ویرانی تنها به نمادها ختم نمی‌شود؛ خبر رسیده که خانه مارال فرجاد، بازیگر سینمای ایران، به کلی نابود شده است. همزمان، تمامی فیلم‌ها و سریال‌های در حال تولید متوقف شده و به جای صدای «حرکت» در صحنه‌های فیلم‌برداری، طنین انفجار حکم‌فرماست. حتی ساحت علم نیز مصون نمانده و به مهم‌ترین و قوی‌ترین دانشگاه‌های ایران حمله شده است تا ریشه‌های آگاهی خشکیده شود.

باید صریح بود: سیاستی که باعث می‌شود یک نوجوان یا جوان شهروند، به جای رفتن به دانشگاه و دنبال کردن هنر، اسلحه به دست بگیرد و در خیابان‌ها ایست‌وبازرسی را کاور کند، همان سیاست جنگ‌افروزانه افسارگسیخته است. کسی که جو جامعه‌ای را که روزی رتبه اول گرایش به هنر را داشت، به سمت «شور جنگ» هدایت می‌کند، پیش از هر چیز دشمنِ هنر است.

آن کس که یک جامعه را تحریم می‌کند تا جوانش نتواند یک دوربین ساده برای ساخت مستند، یا یک لپ‌تاپ برای نوشتن فیلمنامه و تالیف کتاب بخرد، وقتی پل ها و برج ها را می زند تا شهرش دیگر نمادی نداشته باشد و همین نکات ظریف در واقع نخستین جرقه تفکرات مبارزه است. این سیاست‌های ظالمانه با سرکوب «ناکامی‌های آرزومندانه»، رویاهای یک نسل را به کینه تبدیل می‌کند. وقتی راهِ خلق کردن را بر جوانی می‌بندید، او را به سمتی سوق می‌دهید که از تمامی شما و استانداردهای دوگانه‌تان متنفر شود.

  • تخریب میراث کهن: بیش از ۱۴۰ مکان تاریخی که شناسنامه تمدنی ایران هستند، آسیب جدی دیده‌اند.
  • فاجعه انسانی در هنر: بیش از ۵۰۰۰ نفر از اهالی هنر و رسانه بیکار شده‌اند.
  • سانسور جنگ: در حالی که خبرنگاران کشته می‌شوند، اسرائیل از ارائه هرگونه آمار شفاف درباره آسیب‌های مشابه خودداری می‌کند تا ابعاد واقعی این ویرانی فرهنگی پنهان بماند.

واقعیت عریان این است که قرن ۲۱ کلانتر ندارد. هیچ دادگاهی نیست که بتواند جلوی ماشین جنگی را بگیرد که به سینما، دانشگاه و خانه هنرمند به چشم «هدف» می‌نگرد. اگر امروز کشورهای مخالف جنگ برای تحریم مسببان این آنارشی جهانی برنخیزند، فردا از تمدن ما چیزی جز تلی از آوار باقی نخواهد ماند؛ آواری که در آن نه خانه‌ای برای دوست هست و نه دوربینی برای ثبت حقیقت.

شاید در این میانه، لازم باشد به تشنگان جایزه صلح نوبل کمک کنیم تا به پاس افسارگسیختگی بی‌حد و مرزشان، «جایزه ننگ نوبل» را دریافت کنند.

گویی تاریخ به جای اهدای نوبل صلح، در حال آماده‌سازی تندیس سنگ‌دل‌ترین جنایتکار قرن برای کسانی است که آوارِ خانه‌ی هنرمندان را هدف پرتاب بمب‌هایشان کرده‌اند؛ تا به عنوان رتبه اول آنارشی جهانی، نه مورد تشویق، بلکه مورد تقبیح ابدی قرار گرفته و در سیاه‌ترین صفحات تاریخ جاودان شوند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا