فیلم «دراما» (The Drama) ایده‌ای بزرگ دارد، اما تدوین آن برای ارائه ۱۰ ایده در هر دقیقه طراحی شده است

[توجه: این مصاحبه حاوی اسپویل داستان فیلم «دراما» است.]

نمایی از فیلم «دراما» (The Drama) (امتیاز تصویر: اورت کالکشن)

جاشوا ریموند لی، تدوینگر فیلم، در گفتگو با ایندی‌وایر از چگونگی خلق مارپیچ ذهنی، آشفته و ذهنی یک زوج در آستانه ازدواج در جدیدترین اثر کریستوفر بورگلی می‌گوید.

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، کریستوفر بورگلی، نویسنده و کارگردان فیلم «دراما»، معمولاً خودش تدوین آثارش را بر عهده می‌گیرد. اما این بار، او در همان مراحل اولیه پیش‌تولید، جاشوا ریموند لی را به عنوان تدوینگر به همکاری فراخواند تا به ساختن زندگی زوج عاشق و نامزدی به نام چارلی (رابرت پتینسون) و اما (زندایا) کمک کند و سپس با یک افشاگری تکان‌دهنده—که واقعاً داستان را لو می‌دهد—این زندگی را به ویرانی بکشاند: این حقیقت که اما در دوران نوجوانیِ منزوی و پر از مشکل خود، قصد داشته یک تیراندازی در مدرسه به راه بیندازد؛ هرچند هرگز آن را عملی نکرده است.

میزان همراهی شما با نحوه برخورد «دراما» با مقوله خشونت مسلحانه، قدرت جذاب و در عین حال بیگانه آمیز فرهنگ آمریکایی و زیربناهای اقتصادی-اجتماعی و نژادی هر دو، متفاوت خواهد بود. طبق آمارهای رسمی در ایالات متحده، در حالی که تیراندازی‌های جمعی در محیط‌های آموزشی از نظر آماری رویدادهایی با فراوانی پایین هستند، اما پیامدهای روانی عمیقی دارند؛ برای مثال، داده‌های مرکز دفاع و امنیت ملی نشان می‌دهد که از سال ۱۹۷۰ تاکنون بیش از ۲۰۰۰ مورد حادثه مسلحانه در مدارس آمریکا رخ داده است. لی و بورگلی بیش از آنکه بخواهند صرفاً به ایده‌های بزرگی که افشاگری «اما» برمی‌انگیزد بپردازند، می‌خواستند تجربه‌ای خلق کنند که بازتاب‌دهنده درون‌گرایی گیج‌کننده شخصیت‌های اصلی باشد.

رابرت پتینسون و زندایا در فیلم «دراما» (امتیاز تصویر: اورت کالکشن)

لی به ایندی‌وایر گفت: «من همیشه این ورد را تکرار می‌کردم که این تدوین باید با سرعت فکر حرکت کند. ما در طول تدوین چند شعار داشتیم؛ یکی این بود که باید سعی کنیم در هر دقیقه ۱۰ ایده تدوین داشته باشیم؛ به این فکر کنیم که علاوه بر داستانی که روایت می‌کنیم، چگونه می‌توانیم در تدوین نوآور باشیم.»

یک تدوین سریع و سرزنده که بازیگوشانه درست در لحظه‌ای پیش از انتظار مخاطب کات می‌زند، همیشه برای یک کمدی مناسب است. برای مثال، بورگلی و لی ترجیح دادند در سکانس افتتاحیه مربوط به آماده‌سازی عروسی، درست در لحظه‌ای که مربی رقص در عصبانی‌ترین حالت خود است، صحنه را قطع کنند، به جای اینکه اجازه دهند صحنه به پایان برسد.

لی افزود: «فلاش‌بک‌ها در سینما می‌توانند بازنمایی دقیقی از گذشته باشند، اما ما می‌خواستیم در تدوین با آن‌ها بیشتر شبیه به نحوه ورود و خروج ما به خاطرات برخورد کنیم.» با انجام این کار، لی و بورگلی معادل تدوینیِ یک مارپیچ اضطرابی را خلق کردند. آن‌ها ساختار «دراما» را با محو کردن مرزهای میان گذشته، حال و خیال، پیچیده‌تر کردند.

لی توضیح داد: «گاهی با چارلی وارد یک رویا می‌شویم و با اما از آن خارج می‌شویم و به دلیل این ساختار، مطمئن نیستیم که آنچه دیدیم خاطره بود یا خیال. فلسفه ما این بود که تا حد ممکن برای هوش مخاطب اعتبار قائل شویم و با سرعتی حرکت کنیم که هم آن‌ها را به هیجان بیاورد و هم وادارشان کند با دقت بیشتری به تماشا بنشینند.»

فرار از نظم خطی و رفتن به سوی نظمی احساسی و مضطرب، به لی و بورگلی کمک کرد تا سکانس‌هایی را که با آن‌ها در کلنجار بودند، جان ببخشند. برای مثال، در بخشی از فیلم، آن‌ها صحنه رویارویی زوج با دی‌جی (سیدنی لمون) درباره مصرف مواد مخدر و صحنه‌ای که چارلی داستانِ اما را به عنوان یک فرضیه برای همکارش، میشا (هیلی بنتون گیتس)، تعریف می‌کند، با هم ترکیب کردند.

نمایی دیگر از اثر جدید کریستوفر بورگلی، «دراما» (امتیاز تصویر: اورت کالکشن)

لی گفت: «ما شروع به تجربه اینترکات (تدوین موازی) این صحنه‌ها کردیم و به ساختار بسیار جالبی رسیدیم. شما می‌دیدید که چارلی با عصبانیت ناهارش را ترک می‌کند، سپس به محل مراسم می‌روید، بعد برمی‌گردید و فروپاشی او را در دفترش می‌بینید. همزمان می‌بینید که او هنگام رویارویی با دی‌جی از پا درمی‌آید و پیش از آنکه بدانید چرا، شاهد فروپاشی او هستید. این باعث می‌شود واقعاً بخواهید بدانید در فاصله‌های خالی چه اتفاقی می‌افتد و وقتی می‌بینید او خیانت می‌کند، مثل یک ضربه سنگین به شکم است.»

لی اشاره کرد که برای ایجاد ناتورالیسم و انضباط در بخش‌های دراماتیک فیلم، از آثاری چون «معلم پیانو» مایکل هانکه الهام گرفته‌اند. او گفت: «در سکانسی که اما، مایک (مامودو آتی)، ریچل (آلانا هایم) و چارلی به بدترین کاری که تا به حال انجام داده‌اند اعتراف می‌کنند، ما فقط از نماهای نزدیک تکی و دو شات‌های ثابت استفاده کردیم. این نماها پخته‌ترین و مطمئن‌ترین قاب‌ها بودند و بسیار صمیمی از آب درآمدند. صورت بازیگران در این صحنه‌ها به یک لوکیشن تبدیل می‌شود.»

کاهش ریتم تدوین در این بخش‌ها به دلیل بازیگوشی لی و بورگلی در ابتدای فیلم، بسیار مشهود است. آن‌ها تمام بخش‌های پیش از تیتراژ ابتدایی را به عنوان یک مونتاژ واحد در نظر گرفتند. هرچه بیشتر می‌توانستند دنیای فیلم را باز و گسترده نشان دهند، مخاطب در لحظات طاقت‌فرسای فیلم احساس گرفتار شدن بیشتری می‌کرد.

لی در پایان گفت: «هیچ راه فراری وجود ندارد.»

فیلم «دراما» هم‌اکنون در سینماها در حال اکران است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا