فصل پایانی «هکس» در قالب یک خداحافظی فوقالعاده بامزه، مسیر خودش را با شروط خودش به پایان میرساند

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، دبرا ونس (جین اسمارت) و آوا دنیلز (هانا اینبیندر) در یک فصل پنجم بسیار خندهدار که اولویت اصلیاش شوخیهای خوب است، حرف آخر را میزنند و دست بالا را دارند.
«هکس» در معنای واقعی یک سیتکام است، به این معنا که در تئوری میتواند برای همیشه ادامه پیدا کند. دبرا ونس (جین اسمارت) و آوا دنیلز (هانا اینبیندر) هر دو بهطور جدی کارمحور هستند؛ یعنی از تکرار یک کار بارها و بارها لذت میبرند، و همین موضوع پایهای محکم برای یک کمدی موقعیت میسازد. بهعنوان یک کمدین و یک نویسنده کمدی، آنها مدام در حال نوشتن جوکها، بازنویسی جوکها، اجرای جوکها، بازنویسی دوباره هر جوک، ارائه نسخه نهایی هر جوک به تماشاگران و سپس آغاز دوباره همین چرخه هستند، هر بار که فرصتی تازه برای خنداندن پیش میآید.
این یک موتور روایی ایدهآل برای یک سیتکام است، چون خود شخصیتها موتور داستان هستند؛ آنها مدام برای خودشان چالشهای تازه ایجاد میکنند، چه بازتعریف سبک اجرای استندآپ یک ستاره در فصل اول باشد، چه تبدیل آن سبک به یک اسپشیال یکساعته در فصل دوم، چه استفاده از موفقیت برای گرفتن یکی از معدود موقعیتهای باقیمانده در برنامههای آخر شب در فصلهای سوم و چهارم، و همه اینها در حالی که یک رابطه کاری صمیمی را در میان اختلافات نسلی، سیاسی و شخصی شکل میدهند. دبرا و آوا در حالی رشد میکنند که فرآیند کاریشان، در بیشتر مواقع، ثابت میماند — و همچنان خندهدار است.
اما یکی از مشکلات سیتکامهایی که پایان مشخصی ندارند، پیدا کردن یک پایان مناسب است. وقتی قسمت پایانی فصل دوم «هکس» پخش شد، برخی تصور کردند این سریال نمیتواند خداحافظی بهتری داشته باشد — اما این هرگز هدف سازندگان نبود و با توجه به بسیاری از گرههای باز، چنین پایانی هم رضایتبخش نمیبود. (بخش مهمی از فصل دوم به این موضوع میپرداخت که دبرا چگونه باید میان موفقیت حرفهای و رضایت شخصی تعادل ایجاد کند. دور کردن آوا شاید به نویسنده جوان کمک کرده باشد صدای خودش را پیدا کند، اما دبرا نیز دوباره به الگوهای اشتباه گذشته برگشت: دور کردن یک عزیز دیگر و استفاده از کار بهعنوان بهانه.)
از آن زمان، «هکس» موفقیتهای زیادی کسب کرده است — و نه فقط در جوایز امی. (فصل سوم برنده بهترین سریال کمدی شد، در میان ۱۱ جایزه دیگر.) با توجه به رشد شخصیتها در کنار گروه بازیگری درخشان و لحظات خندهداری که خلق کردهاند، فصل پایانی میتوانست بهراحتی بر احساسات تکیه کند و با تبدیل شدن به یک تور خداحافظی دهقسمتی، اشک و خنده را همزمان برانگیزد.
اما «هکس» چنین سریالی نیست. در واقع، خالقان آن، لوسیا آنیلو، پل دبلیو داونز و جین استاتسکی، فشار را از روی خود برمیدارند و خداحافظی را تا حد ممکن بامزه و پیوسته در همان مسیر کمدی نگه میدارند. سه قسمت اول از خندهدارترین اپیزودهای کل سریال هستند، بقیه نیز همین حال و هوا را حفظ میکنند حتی زمانی که انتظار میرود داستان به سمت احساسات برود، و حتی یک سکانس با حضور کایتلین اولسون وجود دارد که آنقدر شگفتانگیز است که نویسنده نقد را وسوسه کرده تا تعهد محرمانگی خود را زیر پا بگذارد. (او اجازه ندارد هیچ چیزی درباره حضور مهمان او بگوید — نه قسمت، نه ایده داستانی، شاید حتی اینکه اصلاً وجود دارد یا نه.)
در آغاز فصل، دبرا به لاسوگاس بازمیگردد، جایی که طرفدارانش هنوز تصور میکنند او مرده است. در حالی که در حال سوگواری برای پایان برنامه آخر شبش است و تنها به شکلی که قرارداد عدم افشای او اجازه میدهد — از طریق یک مترجم در یک کازینوی هتل در سنگاپور — اجرا میکند، وبسایت تیامزی گزارش اشتباهی منتشر کرده که او درگذشته است. خبر زنده بودنش هنوز پخش نشده، اما خواندن آگهیهای ترحیم خودش، او را به حرکت وامیدارد: او نمیتواند بهعنوان کسی به یاد آورده شود که رویایش را از دست داد و خاموش از صحنه کنار رفت. او باید کاری بزرگتر انجام دهد! چیزی بزرگتر! چیزی که تضمین کند میراثش به اندازه زندگیاش باشکوه خواهد بود.
فصل پایانی «هکس» که مدام در تلاش است از فصل قبلی خود پیشی بگیرد و همزمان سریال را مطابق خواست خودش به پایان برساند، دقیقاً همان میزان متا بودن لازم را دارد. اینکه دبرا چگونه برای تثبیت جایگاه خود تصمیم میگیرد شاید برای برخی قانعکننده نباشد، اما روح این انتخاب مهمتر از جزئیات آن است. دبرا تصمیم میگیرد به کار ادامه دهد، رشد کند، و «هکس» نیز در کنار او همین مسیر را ادامه میدهد.
البته نقصهایی هم وجود دارد. برخی قسمتها بیش از حد درباره محو شدن فرهنگی و بهویژه هوش مصنوعی بهعنوان ابزار سرقت ادبی حالت موعظهگر پیدا میکنند، و چند لحظه از روایت نیز کمی ناهماهنگ و شتابزده است. اپیزود ماقبل آخر نیز پایانبندی عجولانهای دارد، اما حتی این ضعف هم در نگاه کلی، بهنظر میرسد انتخابی آگاهانه برای برجسته کردن آن چیزی باشد که واقعاً اهمیت دارد.
فصل پنجم «هکس» بسیار خندهدار است — به شکلی سرخوشانه. اما اگر گفته شود این فصل پایانی بهخاطر اولویت دادن به کمدی نسبت به درام عمیق مسیر سادهتری انتخاب کرده، کاملاً دقیق نخواهد بود، زیرا دو بار باعث گریه شدن نویسنده شده و همچنین با روح سریالی که همیشه کمدی ناب را در مرکز قرار داده سازگار نیست. «هکس» ما را وارد جهان شخصیتهایش میکند، بهگونهای که دیگر نخواهیم از آن خارج شویم. این نیز یکی از نشانههای یک سیتکام بزرگ است، و فصل پنجم هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که «هکس» در میان آثار بزرگ این ژانر قرار میگیرد.
نمره: A-
فصل پنجم «هکس» پنجشنبه ۹ آوریل ساعت ۹ شب به وقت شرق آمریکا در HBO Max آغاز میشود. قسمتهای جدید بهصورت هفتگی منتشر خواهند شد — با دو قسمت در ۳۰ آوریل و ۷ مه — و تا قسمت پایانی در ۲۸ مه ادامه خواهند داشت.








