ساخت یک پای غولپیکر در دل بیابان برای فصل سوم سریال سرخوشی ‘Euphoria’

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، طراح صحنه فرانسوا آدوئی، نویسنده و کارگردان سم لوینسون و فیلمبردار مارسل رِو درباره ساخت کلوبی صحبت میکنند که روی همان استیجی بنا شده که همفری بوگارت فیلم کازابلانکا را در آنجا بازی کرده بود.
وقتی سم لوینسون، خالق سریال سرخوشی، فصل جدید را در مراسم افتتاحیه هالیوود معرفی کرد، به تأثیر چند کارگردان از دوران طلایی استودیوها اشاره کرد. نامهایی مثل هاوارد هاکس، جان فورد و دان سیگل مطرح شدند و همچنین پدرش بری لوینسون که به سینمای کلاسیک گرایش دارد. واضحترین تأثیر از همان آغاز فصل سوم دیده میشود؛ جایی که رو، با بازی زندایا، بهعنوان حامل مواد تلاش میکند از مرز عبور کند. این بخش بهوضوح از وسترنهای آمریکایی الهام گرفته و همین موضوع برای فرانسوا آدوئی بسیار هیجانانگیز بوده است.
او میگوید تصور جنوب کالیفرنیای امروزی بهعنوان بستری برای یک وسترن، هم فرصت جالبی بود و هم چالشی جدی. هدفش نمایش چشماندازی شکسته و متفاوت از غرب آمریکا بوده است. بهویژه در قسمت اول، نشانههای ژنتیکی وسترن بهوضوح در حالوهوای سریال دیده میشود.
تأثیر وسترنها و فیلمهای کلاسیک هالیوود در سراسر فصل جدید حضور دارد، حتی در لوکیشنهایی که در نگاه اول چنین حالوهوایی ندارند. برای مثال در قسمت دوم فصل سوم، تماشاگران با کلوب استریپ «سیلور اسلیپر» آشنا میشوند؛ جایی که رو در آن مشغول به کار میشود، نه بهعنوان رقصنده بلکه بهعنوان مدیر، در کنار مالک آن آلامو با بازی آدواله آکینویه آگباجه. این مکان تضاد عجیبی میان معنویت و گناه را به تصویر میکشد؛ ساختمانی در دل بیابان که به گناه اختصاص دارد اما برای رو نوعی نجات به نظر میرسد.
لوینسون توضیح میدهد که رو با آلامو آشنا میشود و ارتباط عمیقی با او برقرار میکند و به این فکر میافتد که کار کردن در اینجا میتواند رؤیای او باشد. او ایدهای را دوست دارد که عناصر ظاهری این کلوب، مانند پای غولپیکری که به آسمان کشیده شده، برای رو حکم یک واحه را داشته باشد، اما بهتدریج تاریکی درون آن آشکار میشود و او میآموزد که دنبال کردن صرفِ خواستهها چه پیامدهایی دارد.
این پای غولپیکر که همراه با نمای بیرونی کلوب در لنکستر ساخته شد، از ابتدا در ذهن لوینسون وجود داشت. آدوئی میگوید در اولین گفتوگو، لوینسون از تصویری صحبت کرده که در ذهن داشته؛ پایی عظیم در بیابان که به آسمان کشیده شده است. این ایده از یک کتاب عکاسی سیاهوسفید الهام گرفته بود که تصویری از یک کلوب شبانه در دهه سی میلادی در هالیوود داشت. ساخت این پای بزرگ که شبیه جاذبههای کنار جادهای مسیر شصتوشش بود، باعث شد بسیاری از مردم محلی فقط برای دیدنش از دوردست به آنجا بیایند.
برای فضای داخلی که در استیج ساخته شد، آدوئی تصمیم گرفت جنبه تاریک کلوب را پررنگ کند و از حیوانات تاکسیدرمی استفاده کند که توسط طراح دکور، آنتونی کارلینو، آورده شده بودند. او میگوید انتخاب حیوانات شکارچی جالب بود، چون کل فضا پر از شکارچی است، حتی انسانها. با اینکه او سیلور اسلیپر را شبیه یک سالن وسترنی میدید، تلاش کرد طراحی بیش از حد به یک سبک محدود نشود.
او اشاره میکند که حالوهوایی از دهه هفتاد و هشتاد میلادی هم به فضا اضافه شده که ترکیب آن با سایر ایدهها جذاب بوده است. لوینسون هم میگوید برخی از الهامات نه از فیلمها، بلکه از منابع غیرمنتظره آمدهاند؛ مثلاً خانه قدیمی مایک تایسون در اوهایو که در آن از طرحهای پوست گورخر و یوزپلنگ استفاده شده بود. هدف این بود که روحیه وسترنی که آلامو به آن علاقه دارد در فضا حس شود، طوری که انگار خودش آن را طراحی کرده است.
برای آدوئی مهم بود که این لوکیشن فرصتهای بصری زیادی در اختیار کارگردان و فیلمبردار بگذارد، چون بخش زیادی از فصل در این مکان میگذرد. او میگوید این دکور از هفته اول فیلمبرداری تا آخرین هفته باقی ماند و یکی از مهمترین صحنهها بود، بنابراین طوری طراحی شد که زوایا و شکافهای زیادی برای فیلمبرداری داشته باشد.
مارسل رِو هم میگوید داشتن لوکیشنی که ماهها در آن فیلمبرداری شود و خستهکننده نشود، اتفاق نادری است. آنها مدام زاویههای تازهای پیدا میکردند. این بهخاطر استفاده از آینههای دوطرفه و انواع شیشهها بود که امکان دیدهای متفاوتی ایجاد میکرد. آدوئی توضیح میدهد که میشد از میان درها و اتاقها نماهای جالبی گرفت و هدف این بود که دکور هم از نظر ترکیببندی و هم جزئیات، غنی و قابل تعامل باشد.
برای همین، آدوئی و کارلینو کاری کردند که فضا کاملاً واقعی و قابل استفاده برای بازیگران باشد. همه کشوها و درها باز میشدند و همه چیز واقعی به نظر میرسید. این موضوع نهتنها برای دوربین عالی بود، بلکه به بازیگران کمک میکرد بهتر در نقش خود فرو بروند، انگار که کل دکور بخشی از لباس آنهاست.
لوینسون هم تأکید داشت که این کلوب حس تعلق به زمان خاصی نداشته باشد. او میگوید نمیخواستند از عناصر مدرن مثل نورهای چشمکزن استفاده کنند و ترجیح دادند فضایی قدیمیتر شبیه سالنهای بورلسک با نورهای گرم ایجاد کنند. ساخت این دکور در استیج هم آزادی عمل زیادی به آنها داد و هم به حس نوستالژیک کمک کرد. او میگوید این مکان برایشان چیزی شبیه کافه ریک بوده است.
نکته جالب اینجاست که سیلور اسلیپر روی همان استیجی ساخته شد که کافه ریک در فیلم کازابلانکا در آن ساخته شده بود؛ جایی که بسیاری از آثار کلاسیک نیز در آن فیلمبرداری شدهاند. لوینسون میگوید هر روز قبل از ورود، فهرست فیلمهایی را که در آنجا ساخته شده بودند میخواندند و این تجربهای خاص و بسیار زیبا برایشان بوده است.








