فیلم ترسناک جنجالی جدید آن هاتاوی درباره یک «زن خانهدار سنتی» از همین حالا در فضای آنلاین به آتش کشیده شده است
این خبر خوبی برای تبلیغات پرحاشیه اقتباس رمان جدید نویسنده کارو کلر برک با نام «یستیریر» است

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، هیچ زمینهای نمیتواند بهتر از وضعیت فعلی زنان در ایالات متحده برای ساخت یک فیلم ترسناک درباره «زن خانهدار سنتی» وجود داشته باشد. روابط جنسیتی به سطحی شوکهکننده از تنش رسیده است، در حالی که آمریکاییها درگیر واقعیت سیاسی تازهای هستند که تا حدی با اصطلاحاتی مثل «بهینهسازی ظاهر» و «فضای مردسالارانه آنلاین» تعریف میشود. گفتار سطحی و زنستیزانه به واژگان روزمره بسیاری از افراد نفوذ کرده و نشان میدهد ارزشهای سمی و ضد زن که مدتها این نوع ادبیات را تغذیه میکردند، دوباره در حال تبدیل شدن به یک مشکل گسترده و جدی هستند.
در همین زمان، بازیگر آن هاتاوی در دورهای بسیار پرکار دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است؛ دورهای که هم شامل پروژههای آ.۲۴ با عنوان «مادر مری» و هم «شیطان پرادا میپوشد ۲» از دیزنی میشود. او در موقعیتی قرار دارد که احتمالاً بهزودی در بحثهای هالیوود درباره جنسیت و گفتمان اجتماعی نقش پررنگی پیدا خواهد کرد، بهویژه با اقتباس آیندهاش از رمان بحثبرانگیز علمیتخیلی و ترسناک «یستیریر». هاتاوی علاوه بر بازیگری، از طریق شرکت تولیدی خود «سامور پیکچرز» تهیهکنندگی این اثر را نیز بر عهده دارد.
این رمان که تنها چند هفته پیش منتشر شده، اثری نیمهتاریخی و تا حدی سوررئال است که یک رویای افراطی از سبک زندگی «زن خانهدار سنتی» را به کابوسی از توهم تحقق خواستهها تبدیل میکند. نکته مهم این است که این کابوس نه بهعنوان مجازاتی اجتماعی، بلکه بهعنوان پیامد شخصی انتخابهای همان شخصیت شکل میگیرد.
در داستان، زنی امروزی به نام ناتالی به طور ناگهانی به قرن نوزدهم و دوران مرزی آمریکا منتقل میشود و مجبور است در محدودیتهای سخت و خانگی آن دوره زندگی کند؛ محدودیتهایی که خودش قبلاً در شبکههای اجتماعی برای میلیونها دنبالکنندهاش بهعنوان سبک زندگی ایدهآل تبلیغ کرده بود. این موقعیت خیلی زود به یک زندان تبدیل میشود که به نظر میرسد راه فراری از آن وجود ندارد. داستان در ابتدا شبیه یک روایت هشداردهنده کلی به نظر میرسد، اما بهتدریج مشخص میشود تمرکز آن بیشتر بر سرنوشت همین یک فرد خاص است که در نتیجه منطقی انتخابهای خودش گرفتار شده است.
استودیوی آمازون امجیام حقوق اقتباس این اثر جنجالی را در یک رقابت شدید در تیر ۱۴۰۳ خریداری کرده است. همچنین گزارش شده است که نویسنده برنده امی، هانا فریدمن، نگارش فیلمنامه را بر عهده دارد. تاکنون کارگردانی برای پروژه اعلام نشده و این فیلم هنوز در مرحله پیشتولید قرار دارد.

رمز و راز پیرامون رمان و فیلم «یستیریر» باعث نشده فضای مجازی دست از حدسوگمان درباره این ایده وسوسهبرانگیز بردارد. حتی پس از انتشار گسترده کتاب در بهار امسال، «یستیریر» همچنان بحثهایی پرصداتر و اغلب نادقیق را در اینترنت برانگیخته است.
در پلتفرمهایی مثل تیکتاک، اینستاگرام، تردز، یوتیوب، گودریدز و ردیت، واکنشها کمتر روی جنبههای ادبی اثر متمرکز بوده و بیشتر به موضوع سلطه یا محدودیت معنوی زنان در چارچوب این روایتها پرداخته شده است؛ موضوعی که هر اثر مرتبط با این مضمون ناگزیر باید آن را بررسی کند. این سادهسازی بیش از حد نشان میدهد که بخش زیادی از بحثها، داستان برک را نه بهعنوان روایت متمرکز بر فروپاشی واقعیت شخصی یک شخصیت، بلکه بهعنوان محکومیتی کلی علیه ارزشهای خانواده محافظهکار و مادری تفسیر میکنند.
در حالی که برخی خوانندگان «یستیریر» را روایتی رهاییبخش علیه ساختار مردسالار توصیف کردهاند، گروهی دیگر پایانبندی تلخ آن را نپسندیده و از همین موضوع برداشت کردهاند که نگاه نویسنده نسبت به داستان، تند و آزاردهنده است. بسیاری دیگر اصلاً کتاب را نخواندهاند و صرفاً از ایده آن ــ و بهطور کنایهآمیز از نقش آن هاتاوی بهعنوان تهیهکننده زن پروژه ــ برای وارد شدن به جدلهای فرهنگی داغ در آمریکا استفاده کردهاند. در بسیاری از موارد، واکنشها بیشتر به «تصور ذهنی از کتاب» مربوط است تا داستان واقعی آن.
در یک سوی این طیف، منتقدان «یستیریر» را حملهای قطعی از سوی جریانهای چپ به زنان محافظهکار میدانند. در سوی دیگر، موجی از پستهای مثبت اما ناقص دیده میشود که رمان را به شکلی سطحی و شبیه یک میم اینترنتی درباره رنج و عذاب تقلیل میدهند. نتیجه، چرخهای از تبلیغات غیررسمی و بحثهای داغ است که بیشتر شبیه بازتابی از فضای سیاسی امروز به نظر میرسد تا واکنشی دقیق به خود اثر؛ چرخهای که میتواند باعث شود مخاطب، داستان واقعی نوشته برک را نادیده بگیرد.
البته طبیعی است که بسیاری از استودیوهای سینمایی آرزو داشته باشند چنین میزان درگیری و بحثی را حتی قبل از تولید یک فیلمنامه داشته باشند. و بله، در سال ۲۰۲۶، خشم و واکنشهای احساسی از هر دو جناح سیاسی میتواند ابزار قدرتمندی برای تبلیغات باشد. اما با توجه به این حجم از جنجال پیش از آغاز تولید و فاصله زیاد تا اکران، این پرسش مطرح میشود که آیا سازندگان و منتقدان آماده مسیری طولانی پیشرو هستند یا نه.
«زن خانهدار سنتی» چیست؟
اصطلاح «زن خانهدار سنتی» در ظاهر ساده است اما در عمل معنای پیچیدهتری دارد. در برداشت رایج اینترنتی، این اصطلاح به زنانی اشاره دارد که نقشهای سنتی در خانه را میپذیرند؛ یعنی وظیفه اصلی آنها آشپزی، نظافت، تربیت فرزندان و سایر امور خانه است، در حالی که مرد مسئول تأمین مالی و تصمیمگیریهای اصلی خانواده است.
وقتی این سبک زندگی در شبکههای اجتماعی نمایش داده میشود، معمولاً با فضایی نوستالژیک و قدیمی همراه است که القا میکند چنین سبکی نوعی بازگشت به «روزهای خوب گذشته» است؛ روزهایی که برای بسیاری از زنانی که واقعاً در آن دوران زندگی کردهاند، هرگز آنقدر ایدهآل نبوده است.
در واقعیت امروز، «زن خانهدار سنتی» بیشتر شبیه یک آزمون فرهنگی است؛ مفهومی که هم میتواند بهعنوان یک سبک زندگی و برند شخصی سودآور دیده شود و هم بهعنوان حامل پیامهای سیاسی وایرالشونده که برای رشد در فضای مجازی بهینهسازی شدهاند.

در یک مقاله اخیر در روزنامه گاردین، نویسنده «یستیریر»، برک، درباره الهامهای واقعی و تکاندهنده پشت کتابش صحبت کرده و ریشه اصطلاح «زن خانهدار سنتی» را از خاستگاههای غیرمنتظره آن در فضاهای آنلاین مرتبط با انجیلگرایان ردیتمحور تا فرهنگ امروزی اینفلوئنسرها دنبال کرده است؛ فرهنگی که امروز باعث گسترش و پذیرش بیشتر این ایدئولوژی شده است. او اشاره میکند که این برچسب همزمان هم نقش یک آرزو و هم یک تحریک را دارد و همین ویژگی آن را به سوختی مناسب برای تنشهای اینترنتی تبدیل میکند.
برک نوشته است: «محتوای زن خانهدار سنتی اساساً نمایشی است. این محتوا درباره ساختن تصویری از زندگی خانگی است که بتوان آن را مصرف کرد، به اشتراک گذاشت و آرزو کرد، نه اینکه بازتاب واقعیت زندگی اغلب زنان باشد.» در قالب یک رمان، «یستیریر» در نهایت تمرکز خود را از جامعه آمریکا بهطور کلی دور میکند و به تجربه زنی میپردازد که دیگر نمیتواند بین هویت واقعی خود و نقشی که ساخته است تفاوت قائل شود. همین دوگانگی است که این مفهوم را به موضوعی جذاب برای بررسی عمیقتر تبدیل میکند، بهویژه وقتی قرار است در قالب یک روایت سینمایی و در ذهن یک شخصیت پیچیده به تصویر کشیده شود.
در کتاب «یستیریر چه اتفاقی میافتد؟»
رمان «یستیریر» داستان ناتالی را دنبال میکند؛ یک اینفلوئنسر بسیار موفق در حوزه سبک زندگی زن خانهدار سنتی که تصویری کاملاً کنترلشده و زیبا از زندگی خود ساخته است: شوهری خوشچهره، یک مزرعه زیبا و شش فرزند دوستداشتنی. اما پشت این تصویر ایدهآل، شبکهای پیچیده از کار پنهان و ثروت وجود دارد که برای دنبالکنندگانش نامرئی است و در عین حال برای ادامه این نمایش شکننده از «زندگی واقعی» ضروری است.
روزی ناتالی در جایی بیدار میشود که همان ظاهر قرن نوزدهمیای را دارد که خودش برای زندگیاش انتخاب کرده بود، اما دیگر خبری از تصور خوشبختی و آزادی زنان در آن فضا نیست. بدون برق، بدون نیروی کار کمکی و بدون هیچ اختیار واقعی، او ناگهان مجبور میشود همان زندگی «زن خانهدار سنتی» را که فقط در ظاهر نقش آن را بازی میکرد، در سختترین شرایط ممکن تجربه کند. این جابهجایی زمانی و ورود به دنیای خشنتر سال هزار و هشتصد و پنجاه و پنج در منطقه آیداهو، همان چیزی است که ساختار روایی و ستون اصلی داستان را شکل میدهد و به رمان برک جهت و انسجام میبخشد.

زندگی جدید ناتالی بسیار فراتر از مشکلات و سختیهای زندگی روستایی است؛ او با نوعی از فجایع مربوط به همان دوره تاریخی روبهرو میشود که حتی دقیقترین طرفداران سبک «زن خانهدار سنتی» در روایتهای امروزی هم معمولاً نادیدهاش میگیرند. اما با جابهجایی میان آن دنیای قدیمی و خشن و انتخابهای مدرنی که ناتالی را در ابتدا به آنجا رساندهاند، «یستیریر» بیشتر از اینکه صرفاً خواننده را شکنجه کند، او را وارد نوعی سقوط بیامید و تدریجی میکند. نکته مهم این است که این روند سقوط، نه بهعنوان یک اتفاق تصادفی یا ماورایی، بلکه بهعنوان نتیجه نهایی زنجیرهای از اشتباهات خود ناتالی تصویر میشود؛ اشتباهاتی که او خودش آنها را ساخته و به هم متصل کرده است.
با این حال، داستان همچنین با مجموعهای از شوکهای پیاپی پیش میرود که بدون شک میتواند در قالب سینمایی بسیار تأثیرگذار باشد (حتی اگر استفاده برک از واژهای خاص و عامیانه احتمالاً در فیلم چندان خوشایند نباشد).
از نظر منتقدان، واکنشها به «یستیریر» دوگانه اما بسیار درگیرانه بوده است. آثاری مثل «آینه سیاه» و «دختر نگران نباش» میتوانند بهعنوان نمونههای حالوهوایی برای درک فضای این داستان در نظر گرفته شوند. با این حال، کتاب برک برای خوانندگانی که به آثار مارگارت اتوود در «سرگذشت ندیمه» و رمان «وکس» نوشته کریستینا دالچر علاقه دارند، انتخاب مناسبی محسوب میشود؛ اثری که جهانی را تصور میکند که در آن زنان تنها اجازه دارند چند کلمه محدود در روز صحبت کنند. اما برخلاف آن جهانهای گسترده دیستوپیایی، «یستیریر» تلاش نمیکند یک نظام یا دولت کامل سرکوبگر را ترسیم کند، بلکه تمرکز خود را روی یک تجربه کابوسوار و فردی میگذارد.
از نظر تجاری نیز به نظر میرسد «یستیریر» عملکرد خوبی داشته و چندین بار در فهرستهای کتابخوانی ملی و جدولهای پرفروشها ظاهر شده است. لازم به ذکر است که در اینجا جزئیات کامل داستان لو نمیرود، اما خلاصههای مختلفی از کتاب در اینترنت وجود دارد که مسیر اتفاقات برای ناتالی و چگونگی بازگشت او به گذشته را توضیح میدهند.
فیلم آن هاتاوی چه زمانی اکران میشود؟
در حال حاضر تاریخ رسمی انتشار فیلم «یستیریر» اعلام نشده است. با توجه به اینکه گزارش شده است آمازون امجیام حقوق فیلم را با مبلغ بالایی خریداری کرده، این عدم قطعیت لزوماً اطلاعات دقیقی درباره وضعیت فعلی مراحل تولید یا توسعه پروژه ارائه نمیدهد.

با این حال، از آنجا که تاکنون هیچ کارگردان و جدول زمانی رسمی برای تولید اعلام نشده، برداشت عمومی از «یستیریر» تا حد زیادی بر دوش آن هاتاوی قرار گرفته است. همین موضوع فیلم را در موقعیتی جالب نسبت به مسیر حرفهای گستردهتر این بازیگر قرار میدهد. در سالهای اخیر، هاتاوی بهطور روان میان پروژههای معتبر و آثار بزرگ استودیویی جابهجا شده؛ آثاری که اغلب بحثها و گفتوگوهای پیچیدهای را در فضای فرهنگی ایجاد میکنند.
اگر «یستیریر» بهزودی وارد مرحله تولید شود، احتمالاً طی چند سال آینده به سینماها خواهد رسید. اما اینکه هدف ساخت یک اقتباس مفهومی و چندلایه با تکیه بر بازی قدرتمند و احتمالاً جایزهپسند هاتاوی است، یا یک فیلم ژانری سادهتر با ظرفیت بالای ایجاد بحثهای اینترنتی، هنوز مشخص نیست.
ریسک بالا، پاداش بالا (یا تبلیغ رایگان از طریق جناحهای افراطی)
در این نقطه از تاریخ ژانر وحشت، «یستیریر» در دستهای آشنا و تکرارشونده قرار میگیرد. سینمای این ژانر سالهاست میان آثار دیستوپیایی درباره سرکوب افراطی در حال گردش بوده؛ از «بازیهای گرسنگی» گرفته تا «راهپیمایی طولانی». و با موفقیت گسترده و جوایز امی سریال «سرگذشت ندیمه» در هولو، نمایش خشونت جنسیتی در سینما و تلویزیون بیش از هر زمان دیگری قابلقبول و رایج شده است.
با این حال، قرار دادن رمان برک صرفاً در امتداد این آثار میتواند اهمیت آن را بهعنوان یک داستان ترسناک متمرکز و فردی نادیده بگیرد؛ داستانی که در زمانی به مخاطبان آمریکایی میرسد که بسیاری احساس میکنند در یک زندگی ساختگی یا حتی نوعی شبیهسازی گرفتار شدهاند. برک بهخوبی نشان میدهد که چگونه نقابی که ناتالی ساخته، بهتدریج به جهنمی شخصی تبدیل میشود؛ جهنمی که او ناخودآگاه هم از آن میترسیده و هم خودش آن را شکل داده است.
اما اگر خشم و جنجال باعث جلب توجه به «یستیریر» شود، همین موضوع میتواند احساسات و ظرافت اثر را هم تضعیف کند. خطر سوءبرداشت از فیلم برای هاتاوی، آمازون امجیام و هر کسی که یادش از تجربه پرحاشیه اکران فیلم «شکار» (۲۰۲۰) باقی مانده، کاملاً جدی است. این پرسش مطرح میشود که آیا سلیقه مخاطب در آثار جنجالبرانگیز، تا زمان اکران «یستیریر» همچنان دوام خواهد آورد یا نه.

اشباع شدن فضای فیلمهای دیستوپیایی ممکن است باعث خستگی مخاطبان و کاهش تمایل آنها به خرید بلیت شود، بله. اما این اقتباس خاص میتواند به همان اندازه از این موقعیت سود ببرد؛ چون نوعی جهنم خیالی را در دل واقعیت امروز ما به تصویر میکشد. منبع اصلی ترس در کتاب، فرو ریختن مرز میان خیال و واقعیت است و در طول قرنها، هم در سیاست و هم در هنر، این نوع کابوسها نشان دادهاند که هیچوقت از مد نمیافتند.
چنین پروژه جسورانهای میتواند یا موفقیتی بزرگ به همراه داشته باشد یا کاملاً نتیجه معکوس بدهد، اما نباید اجازه داد «یستیریر» پیش از آنکه اصلاً ساخته شود، به یک برچسب ساده برای یک جدل فرهنگی تبدیل شود. البته همین درگیریها و موانعی که از همان ابتدا پیرامون فیلم شکل گرفته، ممکن است در نهایت باعث شود ایده برک از سطح یک کاریکاتور یا برداشت سطحی فراتر برود و جدیتر دیده شود؛ حتی اگر برخی در ابتدا آن را صرفاً سادهسازی شده ببینند.







