«هکس» Hacks کاملاً وارد فضای سیتکام می‌شود — بدون اینکه نیش و طعنه‌اش را از دست بدهد

در حالی که دبورا (جین اسمارت) و آوا (هانا اینبیندر) درگیر روابط عاشقانه‌ای محکوم به شکست می‌شوند، مضامین بزرگ‌تر فصل درباره شهرت، هواداری و دوستی به‌تدریج شفاف‌تر و پررنگ‌تر می‌شوند.

تا قسمت سوم از فصل پایانی «هکس»، مسیر نهایی داستان تا حد زیادی مشخص شده است.

جین اسمارت همراه با کریستوفر برینی در «هکس».
اچ‌بی‌او مکس

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، دبورا ونس با بازی جین اسمارت، پس از کنار گذاشته شدن از برنامه شبانه‌اش به دلیل یک قرارداد منع رقابت، حالا در کنار آوا (هانا اینبیندر) که زمانی رقیبش بود و حالا به دوست نزدیکش تبدیل شده، در حال بازتعریف جایگاه خود است. آوا نیز در موقعیتی حساس قرار دارد: اجرای نمایشی بزرگ در مدیسن اسکوئر گاردن نیویورک که می‌تواند جایگاهش را به عنوان یک چهره جدی کمدی تثبیت کند. این تغییر وضعیت، رابطه آن‌ها را از تقابل به اتحاد واقعی سوق می‌دهد.

با شکل‌گیری این رابطه دوستانه‌تر، قسمت جدید فضای بیشتری برای خط‌های عاشقانه باز می‌کند؛ یا بهتر است گفته شود، توهم عشق. در ساختاری نزدیک به سیتکام‌های کلاسیک، هر دو شخصیت در یک رویداد مربوط به شرکت پال‌متو با مردان جوان‌تر آشنا می‌شوند؛ رویدادی که به مناسبت یکی دیگر از خریدهای شرکتی در لاس‌وگاس برگزار شده است. شخصیت مارتِی نیز در کنار نامزد جدید و هم‌سن‌وسالش حضور دارد و ازدواج قریب‌الوقوع او، زمینه‌ساز پرده پایانی اپیزود می‌شود.

همان‌طور که انتظار می‌رود، در دنیای «هکس» هیچ‌کدام از این روابط عاشقانه پایدار نیستند.

هر یک از شخصیت‌ها با انگیزه‌ای متفاوت وارد این ماجرا می‌شوند. دبورا با نگاهی حسابگرانه تلاش می‌کند از ارتباط با یک ستاره راک برای تبلیغات استفاده کند، در حالی که آوا با رویکردی نمایشی و «آگاهانه» وارد رابطه‌ای عجیب می‌شود و حتی از هیجان تجربه‌ای جدید حرف می‌زند، اما خیلی زود با واقعیتی غیرمنتظره روبه‌رو می‌شود: مردی که با او آشنا شده، هم کارگر جنسی است و هم یک شعبده‌باز ناکام.

در کنار این خط داستانی، بحران تازه‌ای برای شخصیت مارکوس شکل می‌گیرد؛ او با طرحی مواجه می‌شود که می‌تواند هتلی قدیمی را تخریب کند. او ایده بازسازی آن به سبک بوتیک‌هتل را مطرح می‌کند، اما دبورا این طرح را بیش از حد پرریسک می‌داند و از حمایت آن خودداری می‌کند.

در سوی دیگر، تلاش‌های عاشقانه دبورا نیز نتیجه‌ای غیرمنتظره دارد. مردی که او برای اهداف تبلیغاتی وارد رابطه با او شده بود، به‌طور واقعی به او علاقه‌مند می‌شود و در نهایت او را در برابر دوربین‌ها تحقیر می‌کند. این اتفاق باعث می‌شود دبورا برای اولین بار در موقعیتی قرار بگیرد که کنترل روایت در دست او نیست و خودش تبدیل به هدف واکنش هواداران می‌شود.

در همین حال، سریال همچنان بر موضوع شهرت و فرهنگ هواداری تمرکز دارد؛ جایی که ارزش یک فرد در میزان دیده شدنش تعریف می‌شود. حتی یک دیس‌تِرَک در فضای مجازی نیز به بخشی از این بازی قدرت تبدیل می‌شود.

در بخش پایانی اپیزود، مراسم ازدواج مارتِی به شکلی کاملاً غیرمنتظره به‌هم می‌ریزد؛ ورود مأموران اف‌بی‌آی و دستگیری عروس به اتهام کلاهبرداری بین‌المللی، فضای مراسم را به آشوب می‌کشد. در میان این هرج‌ومرج، مارتِی به شکلی احساسی از دبورا درخواست ازدواج می‌کند، هرچند کاملاً مشخص است که این اتفاق قرار نیست رخ دهد.

با این حال، واکنش آرام و انسانی دبورا نشان می‌دهد که شخصیت او در فصل پایانی دچار تحول شده و حالا توانایی بیشتری برای همدلی با اطرافیانش دارد.

این تغییرات در راستای دیدگاه سازندگان سریال است که بر این باورند شخصیت‌ها در طول زمان یکدیگر را تغییر می‌دهند؛ ایده‌ای که به شکل پررنگی در روایت این فصل دیده می‌شود.

در پایان، آوا نیز از رابطه عاشقانه ناموفق خود عبور می‌کند. او با دخالت شهردار لاس‌وگاس موفق می‌شود از این موقعیت خارج شود، در حالی که شریک او تصمیم می‌گیرد مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد و به‌طور کامل وارد دنیای شعبده‌بازی شود.

نتیجه، پایانی تلخ و شیرین است؛ دقیقاً مطابق با ماهیت «هکس» که همیشه درباره دنبال کردن رویاها بوده، حتی اگر آن رویاها اشتباه باشند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا