اسپینآف انیمیشنی «چیزهای عجیب» با عنوان «داستانهای سال ۸۵» روایتی تکراری، بدبینانه و تا حدی دلگیر؛ نقد تلویزیونی
نقد: آلیسون هرمن

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، بیشتر اسپینآفها معمولاً دنیای سریال اصلی خود را در یک جهت مشخص گسترش میدهند. این جهت میتواند رو به جلو باشد، یعنی دنبال کردن سرنوشت یک شخصیت محبوب بعد از اتفاقات داستان اصلی، شبیه کاری که در «فریژر» انجام شد؛ یا میتواند رو به عقب باشد و به شکل پیشدرآمد، ریشههای یک شخصیت یا مکان مهم را توضیح دهد، همان روشی که در دو اسپینآف فعلی «بازی تاجوتخت» دیده میشود. حتی ممکن است این گسترش به صورت افقی باشد، یعنی صرفاً یک مفهوم را به محیطی دیگر در همان جهان داستانی منتقل کند، چیزی شبیه مجموعههای پلیسی قدیمی مثل «سیاسآی» یا «قانون و نظم».
اما اولین ادامه رسمی تلویزیونی «چیزهای عجیب» هیچکدام از این مسیرها را انتخاب نمیکند. (البته یک نمایش تئاتری با عنوان «اولین سایه» پیشتر در دهه پنجاه میلادی جریان داشت.) سریال «چیزهای عجیب: داستانهای سال ۸۵» به جای بازیگران واقعی، به شکل انیمیشن ساخته شده است؛ تغییری که بهوضوح نشان میدهد دیگر با همان سریال قبلی که اخیراً در نتفلیکس به پایان رسید روبهرو نیستیم. اما نکته اینجاست که چنین نشانهای واقعاً لازم بوده، چون این نسخه جدید دقیقاً همان داستان نسخه اصلی را دوباره تعریف میکند؛ با همان شخصیتها، همان شهر خیالی هاوکینز در ایالت ایندیانا، و همان ساختار آشنا.
تفاوت اصلی این نسخه این است که گروه «کلاب جهنمی» با صداپیشگان جدید بازگشتهاند و دیگر با محدودیت طبیعی یک داستان سریالی درباره کودکان روبهرو نیستند: آنها بزرگ نمیشوند. این سریال تلاشی آشکار است برای زنده نگه داشتن «چیزهای عجیب» در قالب دیجیتال، به طوری که نتفلیکس بتواند مدتها بعد از پایان حضور بازیگران اصلی همچنان از این برند درآمدزایی کند.
طبق عنوان، داستان این نسخه در فاصله بین فصل دوم و سوم جریان دارد؛ یعنی پیش از وقایع مهمی مثل نبرد مرکز خرید استارکورت، معرفی شخصیت محبوب رابین و مهمتر از همه، زمانی که شخصیتها هنوز به نوجوانی و سپس بزرگسالی نرسیدهاند. در واقع، اتفاق خاص و مهمی در این بازه زمانی وجود نداشته که حالا تبدیل به منبع داستانی جدیدی شده باشد.
در این نسخه، گروه اصلی شامل ویل، مایک، لوکاس، داستین، مکس و الون دوباره کنار هم قرار میگیرند تا با یک تهدید جدید از دنیای وارونه مقابله کنند، در حالی که بزرگسالان شهر از ماجرا بیخبر هستند. اینکه در خط زمانی اصلی، درِ بین دو دنیا در زیرزمین آزمایشگاه هاوکینز بسته شده، در اینجا چندان اهمیتی ندارد و بهسادگی نادیده گرفته میشود.
روابط و شخصیتپردازیها نیز تقریباً همان الگوی قبلی را دنبال میکنند: مایک همچنان محافظ الون است، لوکاس و مکس رابطهای دوستانه و شیرین دارند، و داستین با استیو هارینگتون وقت میگذراند. حتی نام گروه نیز دوباره تغییر میکند، این بار به «باشگاه محققان هاوکینز»، تغییری که به نظر میرسد صرفاً برای ایجاد حس تازگی اضافه شده است، در حالی که در عمل چیز جدیدی ارائه نمیدهد.
در میان شخصیتهای تازه، دختری به نام نیکی معرفی میشود؛ نوجوانی با موهای صورتی که همراه مادرش آنا، معلم علوم مدرسه است. او نوعی نسخه اولیه از شخصیت رابین محسوب میشود و بهعنوان الگویی برای شکلگیری هویت ویل در نظر گرفته شده است. اما مشکل اینجاست که چون این شخصیت قرار نیست در خط داستانی اصلی باقی بماند، ارتباط عاطفی با او دشوار است.
در نهایت، مهمترین نکته این نسخه این است که شخصیتها دیگر به بازیگران واقعی وابسته نیستند. به همین دلیل، این مجموعه میتواند بدون نگرانی از تغییر چهره یا رشد بازیگران، سالها به بازتولید همین داستان ادامه دهد؛ موضوعی که از نگاه منتقد، بیشتر از اینکه جذاب باشد، نگرانکننده و حتی کمی ترسناک به نظر میرسد.
تمام هشت قسمت «چیزهای عجیب: داستانهای سال ۸۵» هماکنون در نتفلیکس در دسترس است.







