فیلم «مایکل» ساختهٔ آنتوان فوکوا این آخر هفته روی پرده سینماها می‌رود

با ادامه تولید و اکران فیلم‌هایی در هالیوود که تقریباً درباره تمام ستاره‌های کلاسیک راک و هنرمندان مطرح هیپ‌هاپ ساخته می‌شوند، این سؤال به‌وجود می‌آید که در نهایت چه چهره‌هایی برای روایت باقی خواهند ماند

نوشته: کریستین زیلکو

«یک ناشناختهٔ کامل»، «مایکل» و «اسپرینگستین: مرا از ناکجاآباد نجات بده»

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، وقتی فیلم «مایکل» ساختهٔ آنتوان فوکوا این آخر هفته روی پرده سینماها می‌رود، در واقع پایان یک مسیر طولانی برای رسیدن به اکران سینمایی را رقم می‌زند؛ یا شاید بهتر باشد بگوییم پایان آغاز آن. چون به نظر می‌رسد دنباله‌هایی هم در راه هستند، چه بخواهیم چه نه.

فیلم زندگی‌نامه‌ای مایکل جکسون با مجموعه‌ای از مشکلات تولیدی روبه‌رو شد (بسیاری از آن‌ها خودساخته بودند)، اما حالا بالاخره آماده است تا برای مخاطبانی که به نوستالژی پاپ دهه ۱۹۸۰ علاقه دارند نمایش داده شود. اگر طرفدار پر و پا قرص مایکل جکسون باشید، این فیلم فرصتی است برای مرور دوباره آهنگ‌های محبوب و نگاهی به زندگی یک هنرمند بسیار پیچیده. اما اگر از فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای موسیقی خسته شده باشید، ممکن است احساس کنید با چیزی تکراری روبه‌رو هستید.

در دهه گذشته، فیلم‌هایی درباره الویس پریسلی، التون جان، بروس اسپرینگستین، باب دیلن، گروه کوئین، باب مارلی، ایمی واینهاوس، ویتنی هیوستون، آرتا فرانکلین، روابی ویلیامز و حتی «ویرد ال یانکوویچ» ساخته شده‌اند و حالا نوبت به مایکل جکسون رسیده است. و این روند هم هنوز متوقف نشده است.

در سال ۲۰۲۸، شرکت سونی قصد دارد چهار فیلم درباره گروه بیتلز به کارگردانی سم مندس منتشر کند (هر فیلم برای یکی از اعضای گروه). در همین حال، یونیورسال نیز ساخت یک فیلم زندگی‌نامه‌ای درباره اسنوپ داگ را در سینماکان اعلام کرده است. این‌ها جدا از پروژه‌هایی هستند که هنوز تاریخ شروع مشخصی ندارند، مثل فیلم بیوگرافی گروه «بی جیز» به کارگردانی ریدلی اسکات با عنوان «تو باید برقصی»، یا پروژه طولانی‌مدت کامرون کرو درباره جونی میچل که ممکن است یا ممکن نیست با بازی مریل استریپ ساخته شود. همچنین مارتین اسکورسیزی در سال‌های اخیر به پروژه‌هایی درباره جری گارسیا و فرانک سیناترا نیز مرتبط بوده است.

همه این‌ها یک سؤال را مطرح می‌کند: این روند چه زمانی متوقف می‌شود؟

استودیوهای هالیوود هیچ‌وقت علاقه‌ای به نگه داشتن مخاطب در حالت انتظار ندارند و به نظر می‌رسد این فیلم‌ها تا زمانی ساخته می‌شوند که دیگر تقاضایی وجود نداشته باشد (و احتمالاً پنج سال بعد از آن هم ادامه پیدا می‌کنند). با وجود اینکه بسیاری از علاقه‌مندان سینما در فضای آنلاین از خستگی خود از این ژانر می‌گویند، تقاضا همچنان بالاست. همه این فیلم‌ها موفق نیستند، اما وقتی آثاری مثل «یک ناشناختهٔ کامل» با فروش جهانی ۱۴۰ میلیون دلار یا «الویس» با ۲۸۸ میلیون دلار فروش روبه‌رو می‌شوند، طبیعی است که استودیوها بخواهند این مسیر را ادامه دهند.

اما مسئله فقط تقاضا نیست، بلکه عرضه هم مطرح است. فیلم‌هایی درباره ستارگان بزرگ راک، پاپ و رپ قرن بیستم با سرعت زیادی تولید می‌شوند، تا جایی که به نظر می‌رسد منابع الهام در حال محدود شدن هستند. اگر از یک فرد عادی بخواهید ۱۰ گروه موسیقی بزرگ پنجاه سال اخیر را نام ببرد، احتمالاً می‌توان او را به فیلم‌هایی درباره ۸ یا ۹ مورد از آن‌ها ارجاع داد. هنوز سوژه‌های باقی‌مانده‌ای وجود دارد (مثلاً ساخت فیلمی درباره گروه رولینگ استونز دور از ذهن نیست)، اما این فهرست در حال کوچک شدن است و برخلاف کتاب‌های کمیک یا بازی‌های ویدئویی، این نوع مالکیت فکری به‌سادگی قابل بازتولید نیست. با این حال، هالیوود معمولاً راهی برای ادامه دادن پیدا می‌کند.

شاید موسیقی‌دانان هم مانند ابرقهرمانان تبدیل به منبعی شوند که استودیوها تا جای ممکن از آن فیلم استخراج کنند. در سال‌های اخیر نیز روند این فیلم‌ها تغییر کرده و به جای روایت کامل زندگی از تولد تا مرگ، به برش‌هایی خاص از زندگی هنرمندان تمرکز شده است. برای مثال، «یک ناشناختهٔ کامل» به دوره گذار باب دیلن از موسیقی فولک به راک در اجرای جنجالی نیوپورت در سال ۱۹۶۶ می‌پردازد و «اسپرینگستین: مرا از ناکجاآباد نجات بده» تنها بر روند ضبط آلبوم «نبراسکا» تمرکز دارد.

این تمرکز محدودتر از نظر هنری مزایایی داشته، اما همچنان داستان‌های زیادی از زندگی این هنرمندان باقی مانده است. شاید مرحله بعدی فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای این باشد که بازیگران قراردادهایی چندفیلمه امضا کنند تا برای سال‌ها نقش نسخه‌های سینمایی یک هنرمند را تکرار کنند. پروژه چهار فیلم بیتلز از سونی، آزمون مهمی برای این ایده خواهد بود.

همچنین این احتمال وجود دارد که دوره ساخت این فیلم‌ها، به‌جای فاصله چند دهه‌ای گذشته، خیلی زودتر به سراغ دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ برود. اگر تقاضا کافی باشد، شاید حتی فیلم‌هایی درباره تیلور سوئیفت و بیانسه ساخته شود، در حالی که خود آن‌ها هنوز در اوج فعالیت حرفه‌ای‌شان هستند. حتی ممکن است هنرمندان نقش پررنگ‌تری در ساخت زندگی‌نامه خودشان داشته باشند. تیلور سوئیفت سال‌هاست علاقه‌اش به کارگردانی را مطرح کرده و چه کسی بهتر از خود او می‌تواند فیلمی درباره زندگی‌اش بسازد؛ فیلمی که شاید رکوردهای فروش را جابه‌جا کند؟

با وجود تمام خستگی‌ای که این موج فیلم‌ها ایجاد می‌کند، بعید است روند تولیدشان کند شود. همان‌طور که فوتبال آمریکایی و برخی بازی‌های ویدئویی بزرگ، آخرین ستون‌های فرهنگ مشترک گسترده هستند، موسیقی هم یکی از معدود نقاط اشتراک فرهنگی باقی‌مانده است. خاطره جمعی ما از هنرمندان پنج دهه گذشته بسیار قوی‌تر از بسیاری از آثار جدید است و حتی نام‌های کم‌اهمیت‌تر هم می‌توانند توجهی جلب کنند که ایده‌های کاملاً جدید معمولاً نمی‌توانند.

در نهایت، همه این پیش‌بینی‌ها شاید بی‌فایده باشد. شاید در سال ۲۰۳۵ هنوز هم درباره ساخت فیلم‌های جدیدی از هنرمندانی مثل ادی مانی یا پِیچز اند هرِب صحبت کنیم، حتی اگر امروز تصورش هم دشوار باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا