صحنه پایانی کارائوکه در قسمت آخر «پیت» با آهنگ «باید می‌دانستی» هدیه‌ای برای طرفداران است

مصاحبه زیر شامل افشای داستان قسمت پایانی فصل دوم «پیت» است

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، خالق مجموعه، آر. اسکات گمیل، درباره شیوه‌های بزرگ و کوچک پایان‌بندی خط داستانی شخصیت‌ها در فصل دوم با ایندی‌وایر گفتگو کرده است.

آر. اسکات گمیل، خالق «پیت»، به همراه جان ولز، نوآ وایلی و همکاران نزدیکشان در فیلمسازی، تجربه زیادی در روایت داستان‌های مربوط به زندگی و مرگ در تلویزیون دارند. گمیل دلیلی نداشت دوباره به سراغ یک سریال پزشکی برود، به‌ویژه در فضای اورژانس بیمارستان، مگر اینکه ایده‌ای تازه و چالش‌برانگیز وجود داشته باشد. «پیت» همان چالش تازه است و حتی در پایان فصل دوم نیز همچنان مرزهای قالب خود را جابه‌جا می‌کند.

داستان سریال در زمانی تقریباً پیوسته رخ می‌دهد و یک شیفت بیمارستانی (و کمی از شیفت بعدی) را در مرکز تروما پزشکی پیتسبورگ دنبال می‌کند؛ جایی که دکتر مایکل «رابی» رابینوویچ (وایلی) به همراه رزیدنت‌ها، پرستاران، کارکنان و بیمارانی که وارد اورژانس می‌شوند حضور دارند. فصل دوم در روز چهارم ژوئیه جریان دارد، درست پیش از آنکه دکتر رابی قرار است به یک مرخصی سه‌ماهه برود که شاید هرگز از آن بازنگردد.

در طول روز، شرایط چندان امیدوارکننده به نظر نمی‌رسد. همه از سرپرست پرستاران دانا ایوانز (کاترین لانا‌سا) گرفته تا پزشک شیفت شب دکتر ابوت (شاون هاتوسی) و دکتر لَنگدون (پاتریک بال) که تازه از دوره بازپروری برگشته، به رابی می‌گویند به کمک نیاز دارد. اما با وجود همه این کمک‌ها و همچنین ماجرای «بیبی جین دو»، او شب را با آرامش بیشتری به پایان می‌رساند و صحنه پایانی تیتراژ به وعده‌ای که بین دکتر ترینیتی سانتوس (ایسا بریونز) و دکتر مل کینگ (تیلور دِردن) برای کارائوکه بعد از پایان کار داده شده بود، عمل می‌کند.

گمیل در گفت‌وگویی برای پادکست «فیلمنامه‌ساز» گفت: «این ایده‌ای لحظه آخری بود که به ذهنم رسید و نمی‌دانستم کسی با آن موافقت می‌کند یا نه. این بیشتر یک هدیه برای طرفداران بود؛ یک ایستر اگ که می‌خواستم به آن‌ها بدهم. احساس کردم پایان خوبی برای این دو شخصیت است و همچنین شروعی برای فصل بعد، بسته به مسیری که می‌رویم.»

این صحنه همچنین نمونه‌ای مهم از شیوه شخصیت‌پردازی در «پیت» است؛ سریالی که در هر فصل تنها در یک روز روایت می‌شود. گمیل گفت: «در ۱۵ ساعت داستان، تنها مقدار محدودی رشد یا تحول شخصیت می‌تواند اتفاق بیفتد، اگر بخواهید واقع‌گرایانه بمانید. باید انتخاب کنید و روایت را بسیار دقیق و خلاصه پیش ببرید، چون مثل سریال‌های معمولی فرصت پرش زمانی بین قسمت‌ها برای توضیح بیشتر ندارید.»

در چنین شیوه‌ای از روایت، کوچک‌ترین لحظات معنای بزرگی پیدا می‌کنند؛ کارهایی مثل آرام کردن یک نوزاد گریان، انجام کارائوکه یا حتی سر زدن به بیمار بعد از پایان شیفت. چون تنها اطلاعات یک روز را داریم، برداشت ما از شخصیت‌ها قوی‌تر و مستقیم‌تر شکل می‌گیرد.

رقصیدن و شوخی مل و سانتوس همراه با آهنگ معروف و انتقامی دهه نودی آلانیس موریست، هم لحظه‌ای بامزه است و هم یک ایستر اگ سرگرم‌کننده. اما در عین حال، راهی است برای بازگرداندن امید بعد از روزی سخت و همچنین فرصتی برای دادن چالش‌های تازه به بازیگران، همان‌طور که نویسندگان از خلق آن لذت می‌برند.

گمیل گفت: «مسیر رابی مهم بود؛ اینکه او را ببینیم کمی از فرم خودش خارج شده. این فصل برای نوآ سخت بود چون باید احساساتش را کنترل‌شده بازی می‌کرد. خیلی دوست داشتم داستان تجربه یک زن بعد از تجاوز و روند گزارش دادن آن را روایت کنم و می‌دانستم کاترین عالی از پس آن برمی‌آید، که همین‌طور هم شد. همین‌طور قرار دادن سانتوس در موقعیت‌های دشوار به عنوان رزیدنت سال دوم و همچنین مل. ما واقعاً از نوشتن برای این شخصیت‌ها لذت می‌بریم. دیدن صحنه رانندگی ویتاکر با کامیونش هم برایم جذاب بود. این شخصیت‌ها برای ما واقعی شده‌اند و باید هم همین‌طور باشند، چون مخاطب می‌خواهد با آن‌ها وقت بگذراند.»

در مورد اینکه آیا صحنه پایانی می‌تواند زمینه‌ساز یک قسمت موزیکال کامل از «پیت» باشد یا نه، گمیل گفت بهتر است مخاطبان عجله نکنند. اما افزود: «اگر کسی بتواند این کار را انجام دهد، آن شخص ایسا است.»

فصل دوم «پیت» هم‌اکنون در اچ‌بی‌او مکس در حال پخش است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا