باربی فریرا از حالا چه میخواهد؟ ساختن مسیر شخصی در سینمای مستقل

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، باربی فریرا که حالا با دو فیلم تازه در همین ماه دوباره روی پرده آمده، نشان داده تواناییاش در نقشهای متفاوت جدیتر از همیشه است. او در گفتوگویی با IndieWire درباره این حرف میزند که چطور علاقهاش به کار در فضای تیره و جنایی، تجربه زندگی در اینترنت، و یک نگاه شخصی و مستقل به خودش، مسیر فصل جدید زندگی حرفهایاش را شکل داده است.
باربی فریرا از لپتاپش میترسد.
او در یک مصاحبه اخیر با IndieWire در حالی که دنبال لپتاپش میگشت و در نهایت از طریق گوشی در تماس زوم شرکت کرد، گفت: «من از لپتاپ متنفرم. فکر میکنم هکرهایی داخلش هستند که من را زیر نظر دارند. همینجا هستیم! من از لپتاپم میترسم.»
این جمله در ظاهر شوخی به نظر میرسد، اما در ادامه بحث به یکی از نقشهای جدید او در فیلم «Faces of Death» مرتبط میشود؛ فیلمی که ادامهای هوشمندانه بر یک اثر ترسناک قدیمی است و به وحشتی میپردازد که از نسخه اصلی سال ۱۹۷۸ به جا مانده است. فریرا در این فیلم نقش مارگو را بازی میکند؛ کسی که ناظر محتوای یک پلتفرم شبکه اجتماعی است و مدام با ویدیوهای بسیار وحشتناک روبهرو میشود.
وقتی از او درباره این جمله که «باربی فریرا از لپتاپش میترسد» پرسیده شد، با خنده جواب داد: «همینه دیگه! من واقعاً از لپتاپم میترسم، طوری که حتی آیکلاد هم بهش وصل نیست. اسمش هم یه چیز دیگهست، مثل اینکه میگم سلام بابـی… فقط با گوشی کار میکنم. مگه گوشی همهچیز نیست؟ همیشه همراهمونه. نکنه منم دارم به مشکل دامن میزنم؟ نکنه دارم به ارتش تکنولوژی کمک میکنم که تو جنگهای هوش مصنوعی سراغمون بیان؟»
فریرا که در دسامبر ۳۰ ساله میشود، بخش زیادی از زندگیاش را آنلاین گذرانده است. او از نسل کاربران تامبلر بوده، وبلاگ داشته و حتی یک برنامه وب در Vice اجرا کرده که برایش جایزه وبی هم گرفته است. وقتی اشاره شد که نسل قبلتر بدون شبکههای اجتماعی بزرگ شدهاند، با حسرت گفت: «تو خیلی خوششانسی.»
او درباره رابطهاش با اینترنت گفت: «قبلاً اینترنت مثل یک باشگاه مخفی بود. کوچکتر بود و آدمهای همفکر اونجا بودن. الان همهچیز خیلی گسترده شده. قبلاً چیزهایی میذاشتم که بامزه و صمیمی بود، ولی الان دیگه کمتر این کار رو میکنم چون ممکنه بد برداشت بشه. بیشتر خصوصی شده، فقط برای دوستان و آدمهای نزدیکم. اینترنت دیگه اون فضای قبلی رو نداره.»
با این حال او فقط درباره خودش حرف نمیزند و نگاهش به وضعیت کلی جهان هم هست: «الان فضای اینترنت ترسناک شده. دنیا هم وضعیت خوبی نداره. وقتی جنگ، مرگ و فقر هست، مردم عصبانیتشون رو روی سلبریتیها خالی میکنن. ما هم بخشی از این نمایش هستیم که زندگیمون رو خوب نشون میدیم. من این موضوع رو درک میکنم، برای همین سعی میکنم کمتر چیزی رو بیش از حد به اشتراک بذارم. با بالا رفتن سن، رابطه آدم با اینترنت هم تغییر میکنه.»
با وجود این فاصله گرفتن، یک چیز هنوز در او تغییر نکرده: علاقهاش به فیلمهای ترسناک. او از کودکی عاشق این ژانر بوده و هنوز هم تجربه دیدن فیلم «The Ring» را فراموش نکرده است. میگوید: «واقعاً روانم رو به هم ریخت. هنوز هم نمیتونم تلویزیون برفکی ببینم. سالها با چراغ روشن میخوابیدم. ولی همین باعث شد بفهمم چقدر فیلم میتونه روی آدم اثر بذاره.»
او فیلم اصلی «Faces of Death» را قبل از گرفتن فیلمنامه ندیده بود، اما بعداً سراغش رفت. با خنده میگوید: «دیدمش، حتی تو یوتیوب هم هست. الان دیگه همهچیز اونجاست.»
فریرا میگوید به جنبههای تاریک و خشن زندگی همیشه علاقه داشته: «من خیلی به بخشهای تاریک و ماکابر زندگی علاقه داشتم. یه جورایی بچه پَنک و ایمو بودم. همیشه جذب مرگ و ترس بودم.»
حتی خاطرهای از کودکی تعریف میکند: «تو مهدکودک به همه گفتم میخوام پزشکی قانونی بشم. معلمم نگران شد چون فقط خودش میدونست اون شغل چیه.»
بعدها یک متخصص طب سوزنی به او گفت شاید بهتر باشد به جای دکتر شدن، بازیگر شود؛ چون میتواند نقش دکتر را بازی کند. همین جمله مسیر ذهنی او را تغییر داد.
او در همین ماه دو فیلم کاملاً متفاوت دارد؛ یکی «Faces of Death» در ژانر ترسناک و دیگری یک کمدی رمانتیک به نام «Mile End Kicks». خودش میگوید این همزمانی عجیب است: «دو فیلم کاملاً متفاوت در یک هفته اکران شدن واقعاً غیرمنتظره بود. یکی وحشت و خون و دیگری یک کمدی رمانتیک در کاناداست.»
او درباره بازی در فیلم دوم میگوید فضای آن کاملاً برایش آشنا بوده، چون خودش در نیویورک بزرگ شده و زندگی در شهرهای هنری را تجربه کرده است: «این داستان خیلی واقعی بود. آدمهایی که دنبال هنر و هویت خودشون هستن، خیلی برام آشنا بودن.»
فریرا نقش شخصیتی به نام گریس را بازی میکند؛ دختری که درگیر روابط پیچیده، شکستهای عاطفی و تلاش برای پیدا کردن جایگاهش است. او میگوید: «این همون سردرگمی و نیاز به تأیید گرفتن در جوانیه که همه تجربه کردیم.»
او همچنین درباره تجربه بازی در صحنههای صمیمی فیلم میگوید این بخشها خیلی واقعی نوشته شدهاند و همین باعث میشود مخاطب با آنها ارتباط بگیرد: «من تا حالا چنین صحنههایی ندیده بودم که اینقدر واقعی نوشته شده باشن.»
در بخش دیگری از گفتوگو به توانایی او در اجرای لهجه کانادایی اشاره میشود. خودش میگوید این تجربه جدیدی بوده و با تمرین توانسته از پسش بربیاید.
فریرا در مجموع شش فیلم سینمایی در کارنامه دارد و بیشتر آنها را با کارگردانهای زن ساخته است. با این حال میگوید این انتخاب عمدی نبوده: «تصادفی بوده. ولی معمولاً با فیلمنامههایی ارتباط میگیرم که از دید زنانه و خیلی شخصی نوشته شدن.»
بسیاری او را با سریال «Euphoria» شناختند، جایی که نقش کت هرناندز را بازی میکرد. او در نهایت از این پروژه جدا شد و بعدها توضیح داد که تصمیمش به دلایل خلاقانه بوده، نه اختلاف پشتصحنه.
او میگوید: «فکر نمیکردم ادامه داستان کت جایی بره که برای من معنی داشته باشه. حس کردم چیزی برای من اونجا باقی نمونده.»
در فاصله بین فصلهای سریال، او چهار فیلم دیگر ساخت و به سراغ پروژههای مستقل رفت.
او همچنین تجربه حضور در تئاتر برادوی را داشته؛ نمایشی به نام «Cult of Love» که برایش تجربهای خاص بوده. میگوید بازگشت به صحنه برایش هم سخت و هم لذتبخش بوده، مخصوصاً کنار گروهی از بازیگران باتجربه.
در پایان درباره آیندهاش میگوید بیشتر از هر چیز میخواهد در سینمای مستقل و پروژههای هنری کار کند، نه صرفاً آثار تجاری: «میخوام مثل کریستن دانست یا تیلدا سوینتن باشم؛ کارهایی که از عشق به هنر میاد، نه فقط پول.»
با این حال تأکید میکند که درآمد هم بخش مهمی از زندگی است و همکاریهای تبلیغاتی کمک میکنند بتواند پروژههای مستقلش را ادامه دهد: «این قراردادها کمک میکنن بتونم فیلمهایی رو که دوست دارم بسازم.»
در نهایت، هدفش ساده است: ادامه دادن مسیر بازیگری، به شکل شخصی خودش، با آزادی کامل در انتخاب نقشها.








