ستاره های سینما در آینه مکتب نقد عمیق گرا به قلم آریو همتی

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، آریو همتی طی یادداشتی در سوگ ناصر تقوایی نوشت: پیشا ورود به بحث مقدمه ای پیرامون ستاره های سینما بگوییم.سینمای اندیشه محور بر کارگردان های مولف استوار است اما جهان سینمای سرمایه محور یا سینمای جریان اصلی بر محور بازیگران تبدیل شده به ستاره می چرخد. یعنی بازیگری که مخاطب حاضر باشد برای دیدن او و فیلم او بر پرده پول خرج کند. از سال ۱۳۳۰تا ۱۳۴۰ چند ستاره پولساز داریم اما در واقع باید آن را دوره محوریت ناصر ملک مطیعی دانست. از سال ۱۳۴۰تا ۱۳۴۸ دوره محوریت محمد علی فردین است . در این عصر هم بازیگران پولساز دیگری مانند منوچهر وثوق، فریبا خاتمی، بیک ایمانوردی ،ایرج قادری ،پوری بنایی، فروزان ،پوران ،و…هستند . از سال ۱۳۴۸تا ۱۳۵۳ با وجود بازیگران پولساز بسیار ، محوریت جریان اصلی سینما با بهروز وثوقی بود. از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ باز هم با وجود فیلم های پرفروش بسیار ،محوریت سینمای جریان اصلی با فرزان دلجو بود. بعد از ۱۳۵۷ و کنار گیری سیستم ستاره ساز پیشینی در سیستم های جدید نخست با سینمای بی ستاره رو به رو بودیم اما به مرور ستاره ها مجدد پدیدار شدند . از سال ۱۳۶۳ با تاراج به کارگردانی ایرج قادری ، جمشید هاشم پور ستاره دوران جدید شد. از سال ۱۳۶۹تا ۱۳۷۶ ابوالفضل پورعرب و نیکی کریمی ستاره های محوری بودند. از سال ۱۳۷۷تا ۱۳۸۲ هدیه تهرانی ،محمد رضا فروتن و فریبرز عرب نیا و از سال ۱۳۸۲تا سال ۱۳۹۴ محمد رضا گلزار و مهناز افشار محوریت جریان اصلی سینما را به خود اختصاص دادند. از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۴ نوید محمد زاده ،پیمان معادی و پریناز ایزدیار ستاره های محوری محسوب می شوند. با این مقدمه کوتاه وارد بحث می شویم :
مکتب نقد عمیق گرا یک سیستم خوانشی شرقی است که به شکل رسمی در کتاب «جنبش ادبی ۱۴۰۰ـ آنتولوژی فراشعر نویسان مولتی فونیک » توسط آرش آذرپیک ارائه شد. این سیستم خوانشی دامنه وسیعی برای خوانش آثار هنری متون ادبی، فیلم ها ، نقاشی ها و… دارد اما ما اینجا با گستره آن کاری نداریم تنها می خواهیم پیدا و پنهان جهان ستاره بودن را باز کنیم .
ستاره های سینما به دو دسته زیر تقسیم می شوند :
الف) سوژه های تابع شناسا(سوژه اومانیستی)
ب ) سوژه های فاعل شناسا(سوژه فرائیستی)
و در ادامه به شکل مینی مالیستی خوانشی از هر دو داریم:
الف )سوژه های تابع شناسا/ این دسته که ذیل تعریف مدرنیستی سوژه قرار دارند.ستاره ها در این دسته منفعل هستند و چشم به سیستم های پوشش دهنده خویش دارند تا به عنوان تابعی از آن سیستم منافع سیستم خویش را تثبیت و تضمین کنند. آنها معمولا اسیر جریان های روز، گذری ،بی ریشه و کم اندیشیده شده هستند. موفقیت خویش را هر روز متناسب با باد هماهنگ می کنند تا شهرت ،پول و قدرت آنها حفظ شود .این ها به چهار گروه تقسیم می شوند
۱- ستاره ها به مثابه سوژه های تابع نهاد قدرت و رسانه های حامی آن
۲ـ ستاره ها به مثابه سوژه های تابع نظام سرمایه سالار و رسانه های حامی آن
۳ـ ستاره ها به مثابه سوژه های تابع طبقه متوسط و رسانه های حامی روشنفکری
۴ـ ستاره ها به مثابه سوژه های تابع هم سرمایه و هم روشنفکری و رسانه های حامی این دو
نوع دوم سوژه های فاعل شناسا هستند که متناسب با تعریف آذرپیک از آن ، دارای رویکردی فراگرا و عاطفه انسانی هستند . در واقع این دسته قدرت فراروی از مجراهای مشکک مادرماییک هفت گانه را دارند و از تابع بودن به فاعل بودن در می آیند.با آگاهی که از آگاهی خویش دارند نمی توانند در چارچوب های پیشینی خود را تعریف کنند بلکه با فراروی از نگره های قالبیک جهانی جدید می گشایند. محمدعلی فردین از ستاره های سینمای پیشینی و هدیه تهرانی از ستاره های سینمای پسینی بنا بر رویکرد های انسانی و عاطفه اشراقی رویکردی غیر چارچوب گرا با مردم ضعیف و پایین جامعه ، با طبیعت و پدیدار های طبیعی و با هر شکل از آسیب پذیری داشته اند. در واقع شهرت ،ثروت و قدرت که همواره زنجیر هایی به پای ستاره ها به مثابه سوژه های تابع شناسا بوده، برای ستاره ها به مثابه سوژه های فاعل شناسا ، سبب گشایش های متعدد و بی شمار توسط آنها از وضعیت آسیب پذیر ها بوده است. می توان گفت محمد علی فردین و هدیه تهرانی نمونه های متعالی سوژه های فاعل شناسا در بین ستاره های سینما هستند که به اوج قله عقلانیت یعنی عشق رسیده و این عشق جوشنده درونی را با جهان بیرونی به اشتراک گذاشته اند. این صافی تعشق محور برای آنها پذیرش عمومی را شکل داده و توانسته آنها را از هر زنجیر خلاص کند.

به هر حال به خصوص در این عصر به علت درآمد بالای برخی فیلم ها به دلیل حضور ستاره های آنها خطرات پیرامون آنها بیشتر شده است. اینکه تعداد فیلم های ده، بیست ،سی ،تا سیصد میلیارد فروش بالاتر رفته یعنی تاثیر سرمایه زیاد شده است . حسادت همکاران یا فریفته شدن برخی سودجویان برای ضربه زدن به این طبقه مرفه و جز دهک ثروتمند جامعه در سالهای اخیر برخی حاشیه ها را پیش آورده است.البته این خطرات برای سوژه های تابع بیشتر نمود دارد،چون سوژه های فاعل شناسا با آن نگاه بسیط ضریب خطای بالایی ندارند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا