«اتاقک گلی»، عاشقانه ای در قلب کرمانشاه!

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، رکسانا شریفی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی به نقد و بررسی اثر اتاقک گلی پرداخت و نوشت: فیلم اتاقک گلی آمده تا ما را به شب عملیات مرصاد ببرد، به حمله منافقین بر میهن، تا همزمان که عراق جنوب را می زند، ایران در دو جبهه درگیر، و از قدرت دفاعی اش کاسته شود، آمده توحش منافقین را به تصویر بکشد، که چگونه فرقه ای که خودش را مجاهد خلق می داند رگبار سلاحش را بر زن و بچه مردم می گیرد، از آنها پناهگاهی می سازد تا گوشت دم توپشان کند که مبادا خودشان آسیب ببینند، و مظلومیت رزمندگان و پیشمرگه های مسلمانی که قید خانواده خود را زدند و با دست خالی مقابل این نامردمان ایستادند را فریاد کند، آمده تا نشان دهد شیرزنان مسلمان و وطن دوست کُرد، اسلحه دست می گیرند تا مقابل نفاق بایستند اما نامردان منافق از خانه مردم لباس زنانه بر می دارند و می پوشند که اسیر رزمندگان نگردند، از ترس مسعود رجوی و مریم رجوی می گوید، آنگاه که علی رغم وعده خود در میدان جنگ حاضر نمی شوند، از ضربه قاطع شهید صیاد شیرازی بر پیکره آنان می گوید، عاشقانه ای را به تصویر می کشد در میان جنگ و خون، از قدرت خانواده می گوید، و ثابت می کند عشق بر همه چیز پیروز است، چه عشق پاک زوجی از جوانان پیشمرگه مسلمان، چه عشق شهدا به خدا و رزمندگان بر مردم، و اعلام پیروزی می کند مخصوصا بر کسانی که اولین قانون فرقه خود را قتل عشق و دوست داشتن نهادند، آنگاه که فرزندانشان را به پرورشگاه های ربات ساز خود فرستادند، از همسرانشان جدا شدند و از خانواده خود قطع رحم نمودند.
فیلمنامه قصه خوبی داشت، کشش داشت، تعلیق های بی نظیری داشت، دقایق ابتدایی خوبی داشت، عطف بندی و اوج قشنگی داشت، قهرمانش خوب ترسیم شده، ارزش و ضد ارزش داشت، عنصر ارتباطی داشت، کاشت، داشت و برداشت هایش رعایت شده بود، پیرنگی قوی داشت، ضد قهرمان و خرده پیرنگ هایش ضعف داشت، اما دیالوگ هایش کشمکش داشت و کامل بود، ولی به رزمنده ها که می رسید ناقص بود، شعاری بود، صادقانه نبود، کشمکش نداشت، ساده و روان نبود.
کارگردانی فیلم بسیار خوب بود، از محل استقرار دوربین، حرکت دوربین تا اندازه تصاویر عالی بود، اما فیلمبرداری مشکل داشت، حرکت های تند دوربین باگ داشت، چشم مخاطب را به درد می آورد، مخصوصا زمانی که پشت دوربین چشمی قرار می گرفتیم، نورپردازی خوبی داشت، چینش سکانس ها و پلان ها علمی بود و کشش ایجاد می کرد، صداهای حاضر در صحنه دقیق بود اما فیلمنامه را چکش کاری نکرده بود و برخی بازیگران را سربلند بیرون نیاورده بود.
نقش آفرین های اصلی، منحصر به فرد بودند، انقباض جسمانی نداشتند، عمیق و پر روح بازی می کردند، صدا و حرکات بدنشان منطبق با صحنه و متن بود، به شخصیتشان بعد داده و شخصی کرده بودند، آوا، گویش و تلفظ صحیح در کلام داشتند، میمیک صورتشان اصولی بود، اعمال پیچیده در نقش داشتند، اما در خصوص برخی بازیگران مخصوصا در بین کاراکترهای رزمندگان، صلبیت کلام وجود داشت، خلاقیت نبود، خودفکنی نبود، تکرار الگوهای مکرر داشتند، از کلمات استفاده بیهوده داشته و سطحی ادای نقش می کردند.
طراحی صحنه و لباس، گریم، رنگ و نور، تدوین و صدایش نیز بسیار مثبت بود. آفرین و خداقوت.







