مصطفی فرجی منتقد سینما: فیلم ناجورها نه هیجان و نه غافلگیری و نه تعلیق داشت و پایان فیلم خیلی بد تمام شد 

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، مصطفی فرجی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی به بهانه اکران فیلم سینمایی “ناجورها ” به کارگردانی محمدحسین فرحبخش  و با تهیه کنندگی عبدالله علیخانی و محمدحسین فرحبخش و با نویسندگی مصیب حنایی نوشت: توفیقی حاصل شد که فیلم را همراه عوامل و بازیگران در پردیس سینمایی باغ کتاب ببینم.
محمد حسین فرحبخش که بیشتر در مقام تهیه‌کنندگی فعالیت داشت، بعد از سالها کارگردانی فیلم ناجورها را خود عهده دار شد.
داستان فیلم در مورد زوجی است که در منزلی تقریبا قدیمی ساکن می شوند و در شب اول، دزدی وارد خانه می شود و با ورود پلیس مجبور می شوند دزد را بجای پدرشان جا بزنند تا دستگیر نشوند و..
در مورد بازی ها خدمتتان عرض کنم این زوج کمدی در چند فیلم همبازی بودند، یعنی پژمان جمشیدی و محسن کیایی  بازی تکراری خودشان را به رخ کشیدند با توجه به اینکه این فیلم تک لوکیشن بود و ماجرای داستان فقط در اتاق و سالن صورت گرفته بود  و من را یاد تئاتر کمدی ” پپرونی برای دیکتاتور” انداخت که سال گذشته در سالن اصلی تئاترشهر با بازی پژمان جمشیدی و محسن کیایی دیده بودم، دقیقا همان بازی ها را در این تک لوکیشن تکرار کردند؛ بهرحال سازندها برای حفظ گیشه از این سوپراستارهای کلیشه ای  استفاده می کنند.
المیرا دهقانی که خود شیرازی هست در این فیلم دیالوگ ها را با لهجه شیرین شیرازی می گفت و بازی ایشان مورد پسند و خوب بود. اما گیتی قاسمی در فیلم بعنوان همسر محسن کیایی در تناقص بود، ابتدا بنده تصور کردم محسن کیایی فرزند گیتی قاسمی هست. حامد وکیلی که در فیلم دایناسورها خوش درخشید بود در این فیلم نیز درخشید و بازی قابل قبولی از خود نشان داد. فرزین محدث و مختار سائقی بازی کمی داشتند و بیژن بنفشه‌خواه که در فیلم صبحانه با زرافه خیلی خوب ظاهر شده بود در  این فیلم چیز خاصی از ایشان مشاهد نشد.
در گفت گویی که با مصیب حنایی عزیز نویسنده فیلمنامه ناجورها داشتم. گفتند که اولین کارشون بوده و چون داستان در تک لوکیشن بوده  تمام پلان ها را در ذهن و کپی از منزل مادربزرگ  که در شهرستان بود نوشتم و سالن و اتاق ها رو شماره گذاری کردم تا در  فیلمبرداری مشخص باشد و دو سکانس دستشویی نیز حذف شده بود.
و نام فیلم ابتدا حیاط خلوت و سپس به عوارض جانبی تغییر کرد چون در متن از بازیگر سوال می شود که اینجا چه می سازید و می گوید داروی ضد گرسنگی؛ که اشاره به عوارض جانبی یا همان مواد مخدر (شیشه) می شود، و نام فیلم با اصرار فرحبخش به ناجورها تغییر می کند.
لازم هست بدانید این نام برگرفته از  (فیلم ناجورها ۱۳۵۳ سعید مطلبی )و(فیلم ناجورها ۱۹۶۱ جان هیوستون) است. به گفته فرحبخش نام های قبلی سینمایی نبودند و هنر و تجربه ای بود.
باتوجه با اینکه فیلم کمدی اجتماعی هست و نشان دادند مواد مخدر از جمله شیشه؛ برای کودکان و نوجوانان خوشایند نیست اما بنظرم ؛ باید عوارض منفی این مواد و شکل آن را به کودکان و نوجوانان آموزش داد که این مواد باعث بدبختی انسان‌ها می شود  و خانمان سوز است و پدر و مادرها را از هم جدا می کند و نباید سراغ آن رفت. تنها نکته مثبت  این فیلم  کمدی تجاری همین است. پس دیدن این فیلم همراه خانواده توصیه می شود .
نکته حائز اهمیت اینجاست که در پلانی حامد وکیلی کاپشنی با پرجم آمریکا بر تن دارد و با درگیر با پژمان جمشیدی به چشم می خورد؛ درست است که حامدوکیلی شخصیت منفی و دزد در فیلم نشان داده می شود. علت و پیام  این پرچم در فیلم نشانه چیست؟ آیا در خرداد همین امسال آمریکا به کشور ما تجاور نکرد؟ آیا آمریکا از پرچم ایران در هالیود ما را بعنوان دزد نشان می دهد یا تروریسم؟
اگر مالک  این فیلم غیر از محمدحسین فرحبخش بود این پلان سانسور نمی شد؟
در فیلم استفاده از قاب عکس و یا هر چیزی دیگر… در صحنه و یا بکران یک مفهوم و پیامی را به بیننده القا می کند یک کارگردان اینرا بخوبی می داند.
در سکانسی نیز دو پلیس وارد داستان می شوند و پلیسی که سمج است و مرتب سوال می کند و به خانواده مشکوک است. ناگهان ناپدید می شود!  فیلم در اینجا افت می کند و ریتمی کند و خسته کننده بود.در فیلم نه هیجان و نه غافلگیری و نه تعلیقی داشت  و پایان فیلم خیلی بد تمام شد  با توجه به اینکه تایم فیلم ۸۰ دقیقه بود محمدحسین فرحبخش چند دقیقه جا داشت که پایان فیلم را بهتر باتمام برساند بنده از ۱۰ به این فیلم عدد ۵  دادم .
با آرزوی موفقیت و سربلندی
۱۱شهریور۱۴۰۴

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا