واکنش سورنا عباسی منتقد سینما به توقیف اثر پیرپسر: هدف مهار کردن فیلم ساز مستقل است!

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، سورنا عباسی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی به نقد توقیف اثر پیرپسر واپسین ساخته اکتای براهنی و افشای نسخه مجازی فیلم پرداخت و نوشت: چند روز پیش وقتی شنیدم نسخه مجازی پیرپسر لو رفته، خنده ام گرفته بود، بارها در یادداشت هایم هشدار داده بودم که با ترور فرهنگی مواجه ایم، آمدند تا فیلم ساز مستقل را زمین بزنند، می توانم متصور شوم که اکتای براهنی اگر آن روزها یادداشت هایم را می خواند با پوزخندی اینها را توهم قلمداد می کرد و سهم همکارانش را که حالا پشت حمید نعمت الله سینه می زنند و بر سر راه براهنی سنگ می اندازند جدی تر می دانست، هرچند همان ها هم خواسته یا ناخواسته تحت مدیریت میز هنر یا همان کوتوله های فرهنگی هستند، امیدوارم امروز متوجه عمق این فاجعه پنهان شده باشد.
حسابش کار سختی نیست، یک روزی فیلم برادران لیلا آمد، محتوایش سیاسی تلقی شد، با عوالش برخورد کردند، بیشتر از یک سال آزار مزمن، اما ناگهان به روستایی مجوز کار بعدی داده شد، هدف همان بود، روش عوض شده بود، بنا نبود روستایی و عواملش محبوب شوند، پس به او میدان دادند، تا فیلم بعدی را بسازد اما با رعایت حجاب، اثرش را راهی کن کند و بلافاصله جو روانی را در جامعه بپا کردند که او در کارش از زن با حجاب استفاده کرده و تخریبش آغاز شد، لشکر سایبری حضرات را دست کم گرفتید؟ سال هاست افراد را صدا می زنند و بابت پست نامناسب یا حتی مناسب درگاه ارتباطی برقرار می کنند، کدام بلاگری هست که این را تکذیب کند؟ تمامشان امضا کردند که در وقت ضرورت حرف گوش بدهند، استوری بگذارند، پست بسازند، روستایی تخریب شد، با ناامیدی بازگشت، از بیرون نقد می شد از داخل هم بخاطر سیاه نمایی زیر فشار رسانه بود، به او وعده اکران داخلی دادند، برای روستایی که کار سابقش اکران نشده بود ارزش داشت، نگه داشتند و با مدیریت فهرست پخش، او را کنار پیرپسر اکران کردند، تا در کنار فروش بالای براهنی یکبار برای همیشه روستایی زمین بخورد، دوباره سمتش رفتند، مکارانه، اینبار وعده دادند چون بخاطر رعایت قانون حجاب هزینه داده او را به عنوان نماینده ایران راهی اسکار می کنند، باید برادر کشی می شد، وعده ای دو سر برد برای سیاست گذارانش، هم پیرپسر راهی نمی شد هم روستایی شانس بردن اسکار نداشت و سر شکسته تر باز می گشت، این ها که دانه به دانه شمردم حاصل تصمیم اتاق فکری بود که بیرون از جهان هنر، میز هنر را تصاحب کردند و تصمیم می گیرند.
می خواهید بازهم بشمرم؟ عالی است، جعفر پناهی را وقتی یقین کردند مواضعش با تجزیه ایران همسو نیست و شانس بالایی در جایزه کن دارد اجازه خروج دادند، چه اتفاقی افتاد؟ درست حدس زدید، در اولین سخنرانی او بر یکپارچگی ایران تاکید کرد، تاکیدی که دال بر این شد اپوزوسیون خارج نشین به دنبال تجزیه است و خطر یکپارچگی جدی است و شد برد برای حاکمیت.
می خواهم بگویم سانسور برای افراد ضعیف در حد روسری و آباژور است، برای فیلم ساز مستقل شکل آن فرق کرده، هوشمندانه مهره ها را به حرکت در می آورند. آیا جعفر پناهی حکومتی است؟ خیر، سیاست گذار باهوش شده! روی اشتراک منافع سرمایه گذاری می کند.
هنوز قانع نشدید، حمید نعمت الله را دنبال کنید، کارگدان درجه یک سینما روی آنتن برنامه هفت آمد، اولین مواضعش علیه براهنی بود، چرا؟ به او وعده داده بودند که با زدن پیرپسر مجوز اکران قاتل وحشی را در اختیارش می گذارند، او جلو جلو امتیاز داد و آنها رندانه خلف وعده کردند و برای اینکه از دستش ندهند و ناامید نشود بنا شده فیلم جدیدش را در فجر اکران کند، یقین بدانید جایزه هایش را پیشاپیش آماده کرده اند.
باز هم مثال بزنم؟ پس بگذارید خود پیرپسر را نگاه کنیم، اثری که وقتی به جشنواره فجر آمد، نقل است یکی از اعضای هیات انتخاب گفت این و قاتل وحشی را دقیقه نود به ما گفتند نمی توانیم راه بدهیم، از کجا؟ از بالا! آثاری که نقل است حتی برای بیت هم اکران شده و گفتند از دید ما مشکلی ندارد!
بعدها آقای تبریزی گفت پیرپسر می آمد نمی توانستیم به فیلم دیگری جایزه بدهیم چون همه چیزش عالی بود، جوایز را درو می کرد، یک سانس به او دادند، در حالی که آقای دوربینی یعنی دبیر جشنواره، به براهنی تاکید می کرد صبر کن، درستش می کنیم، اما در پس پرده اوامر بالا را تبعیت می کردند، کدام بالا؟ همان کوتوله های هنرمند نما که از بیرون حهان هنر مدیریت میزهای هنری را تصاحب کرده اند! آمد به اکران رسید، پیش فروش بلیطش را لغو کرده بودند تا مو لای درز زمان بندی شان نرود، وقتی نوبتش رسید نوشتم دارند برادرکشی می کنند، بنا دارند برد یکی شکست دیگری شود و همان هم شد، زن و بچه روستایی نتوانست گیشه خوبی تجربه کند و خنثی شد، حتی بعد از جنگ دوازده روزه مشخص شد حضراتی که بیرون از جهان هنر برای هنر تصمیم می گیرند آگاه بودند که در کدام بازه زمانی جنگ قطعی است، برای همین آن بازه را به این آثار سپردند، که زیان جنگ را هم بر دوش فیلمساز مستقل بیندازند، بازهم جلوتر آمد، رفتند یک منتقد و یک پژوهشگری که صددلاری را روی هوا می قاپند، تطمیع کردند، تا در بازه زمانی مشخصی علیه پیرپسر هجمه ایجاد کنند و با تخریب ناجوانمردانه آن و ترور شخصیت کارگردان فیلم را از پرده پایین بکشند، سخن به اصطلاح پژوهشگر تاریخ شد سندی برای کمیسیون فرهنگی مجلس که جلسه تشکیل بدهد، خوب است سخن اخیر نماینده مجلس را که به رسایی می خواست عتاب کند به یاد بیاوریم که گفت هرجلسه مجلس هزینه ای میلیاردی دارد و زمانش مغتنم است، جلسه ای میلیاردی تشکیل دادند تا یک فیلم را از پرده پایین بکشند، در همان جلسه هم حضرات عمامه به سر بی سواد نتوانستند جوابگوی استدلال های فقهی فرزند براهنی بزرگ شوند، منتقد موهن نیز در یک رسانه ای دلار به دلار دیافتی را حلال می کرد که عقبه اش به یک سازمان خدماتی می خورد و رئیسش کاندیدای سابق ریاست جمهوری است که همه کار کرد رای بیاورد و نتوانست.

هر نوع ابزاری را به کار بردند تا پیرپسر زمین بخورد، کارگردان را ترور شخصیتی کردند، به والدینش توهین کردند، مرزهای اخلاق را در نوردیدند، اما فیلم توانست پرفروش ترین اثر اجتماعی سال شود، رکوردی که سال ها بود کسی نتوانسته بود بشکند، می گفتند جامعه فیلم اجتماعی نمی خواهد، اما پیرپسر ثابت کرد هنوز هم ژانر اول سینما و ذائقه پرمخاطب جامعه کاری اجتماعی است، بگذریم، در موعد نزدیک شدن به پخش نسخه سریالی پیرپسر، نسخه ای از فیلم لو رفت، می گویند پخش کننده جشنواره خارجی کرده و ربطی به اینها ندارد، باشد! زمان می گذرد و متوجه می شویم که عالیجنابان خاکستری چگونه برای هدفی شوم حاضرند تلاش کنند و آن را به دست بیاورند! زمان همه چیز را ثابت می کند، سریال پیرپسر کنسل شد، عوامل فیلم سعی کردند پیرپسر را اکران آنلاین کنند، آن هم با حکم نهایی قوه قهریه توقیف شد، تا درس عبرتی باشد برای فیلمساز مستقل تا سودای استقلال، هوایی اش نکند.
این ها که می بینید در گذشته در سیاست اعمال می شد، چون جواب داد به فرهنگ آمد، فعال سیاسی را به جای زندان آزاد می کردند تا محبوب نشود، بجایش جلوی کار کردنش را می گرفتند تا به نان شب محتاج شود و زمانی برای کار سیاسی پیدا نکند، بازداشت نمی کردند که معروف نشود، از او آتو می یافتند، تناقض های کلامی اش را پیدا می کردند، تا بی آبرویش کنند، این تاکتیک ها از یک برهه ای رواج جدی پیدا کرد و نامش را گذاشتند برخورد علمی با ناهنجاری های مدنی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا