معرفی و نقد فیلم بچه مردم

محمود کریمی با نخستین فیلمش همه را شگفت‌زده کرد

گوهر خیراندیش، رضا کیانیان، حسن معجونی و ۴ نوجوان، ستاره‌های این فیلم هستند

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، داستان فیلم بچه مردم خلاصه داستان رسمی فیلم بچه مردم این است: «تاجی: هر قصه‌ای رو دقت کنید می‌بینید قهرمانش از یه جایی رو پای خودش وایساده. الیور توییست یه جور، سهراب و فریدون اون جور، حضرت یوسف چهار سالش بود رفت عزیز مصر شد. حضرت موسی رو بگو؛ همین دنیا که اومد دادنش به آب. ماشالا نره غول شدین، پاتون اینجاس سرتون اونجا. وقتشه خودی نشون بدین…»

ولی جدای از این، فیلم، قصه کودکی است که مادرش او را سر راه می‌گذارد و ما همراه او، اتفاقات و جریان پیچیده زندگی‌اش را دنبال می‌کنیم.

بازیگران و عوامل فیلم بچه مردم

گوهر خیراندیش، رضا کیانیان، حسن معجونی، بهروز شعیبی، سیامک صفری، سیاوش چراغی‌پور، امید روحانی، زهرا داوودنژاد، سیدجواد یحیوی، ونوس کانلی، کامبیز امینی، سیامک ادیب، زری کریمی، سیاوش جامع و همچنین ۴ نوجوان درخشان این فیلم؛ مهبد جهان‌نوش، احسان احمدی، فرزین فلسفین و ایلیا یعقوبی بازیگران این فیلم هستند.

محمود کریمی مستندساز باسابقه‌ای است و عمده شهرت او به حضور در برنامه «خندوانه» و ساخت آیتم‌های آن برمی‌گردد. تهیه‌کننده فیلم هم سیدعلی احمدی است که پیش از این، تهیه‌کنندگی چند فصل از برنامه «خندوانه» را نیز در کارنامه داشته است. سرمایه گذار فیلم بچه‌ی مردم موسسه خیریه بهشت امام رضا است. همان موسسه‌ای که به واسطه تبلیغ در برنامه خندوانه حسابی معروف شد و به کودکان ناتوان کمک می‌کند.

دیگر عوامل فیلم عبارتند از؛ مدیر فیلمبرداری: میلاد پرتوی، تدوین: عماد خدابخش، آهنگساز: کریستف رضاعی، انتخاب بازیگر و بازیگردان: علی صلاحی، مدیر تولید: فواد بوربور، طراح صحنه: بابک کریمی طاری، طراح گریم: احسان روناسی، طراح لباس: نازنین خزاعی، مدیر صدابرداری، صداگذاری و میکس: پرویز آبنار، طراح جلوه‌های ویژه بصری: حسن ایزدی، جلوه‌های ویژه میدانی: مرتضی رمضانی، مشاور فیلمنامه: مسعود مددی، نویسندگان: فائزه یارمحمدی و محمود کریمی و عکاسان: زهرا مصفّا و باران انوری. مجری طرح فیلم استودیو اِستوا است که به اهتمام و سرمایه‌گذاری یوسف اصلانی فیلم را ساخته است.

نقد و بررسی فیلم بچه مردم

جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران نوشت:

بچه مردم ،می‌خواهد قصه‌ی هویت و سرنوشت باشد، روایت نسلی که از پرورشگاه‌ها به جنگ رفتند و در تاریخ گم شدند. اما فیلم، به‌جای خلق درامی پرتعلیق و تأثیرگذار، در میان خرده‌روایت‌ها سرگردان می‌شود و بیش از آنکه تکان‌دهنده باشد، پراکنده و نامنسجم باقی می‌ماند در صورتی که با حس و حالی که فیلم دارد می توانست جذاب تر و سرحال تر و تاثیرگذارتر باشد.
فیلم با گره‌ای جذاب آغاز می‌شود: چهار نوجوان پرورشگاهی که برای کشف گذشته‌ی خود، پرونده‌هایشان را می‌دزدند. اما این ایده‌ی پرکشش، به‌جای آنکه به روایتی پرتعلیق تبدیل شود، در میان خرده‌ ماجراهایی بی‌سرانجام کم‌رنگ می‌شود. و کاش به شخصیت‌ها که مدام در حال سفرند، اما نه فقط از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر، بلکه از گذشته به حال، از خاطره به واقعیت، و از خودِ ازدست‌رفته به خودِ ممکن بیشتر می پرداخت.
فیلم میان معمای هویت، قصه‌ی بلوغ، نقد اجتماعی، و درام جنگی سرگردان است، اما هیچ‌کدام را به کمال نمی‌رساند. نوجوانان پرورشگاه، در دنیایی که هویت را از آن‌ها دریغ کرده، به دنبال یافتن خودشان هستند، اما فیلم در پرداخت این جستجو، به حاشیه می‌رود.
وقتی جنگ آغاز می‌شود، فیلم مسیر جدیدی پیدا می‌کند. یکی از بچه‌ها شهید می‌شود، و ابوالفضل درمی‌یابد که مادرش او را گم نکرده، بلکه عامدانه رهایش کرده است. این لحظه می‌توانست به شخصیت او عمق ببخشد، اما فیلم تنها یک واکنش برایش در نظر می‌گیرد: بازگشت به جبهه. انگار در این روایت، تنها راه اثبات هویت، شهادت است.
«بچه مردم» مدام تغییر مسیر می‌دهد؛ از اثری معمایی، به درامی اجتماعی درباره‌ی فقر هویتی می‌رسد، بعد ناگهان وارد فضای جنگ می‌شود، و در نهایت، با مفاهیمی چون ایثار و شهادت پایان می‌یابد. اما این تغییرات ناگهانی، بدون پیوند ارگانیک، ضربه‌های دراماتیک فیلم را تضعیف می‌کنند و مخاطب را از همراهی عاطفی بازمی‌دارند خصوصا پایان تحمیلی فیلم..
«بچه مردم» اگر از شاخ‌وبرگ‌های اضافی رها شود و بر هسته‌ی اصلی خود متمرکز بماند، می‌تواند اثری روان و تأثیرگذار باشد. قصه‌ی نوجوانانی که در نابرابری رشد کردند، بی‌نام و نشان به جنگ رفتند و در تاریخ گم شدند، پتانسیل بالایی برای یک درام تکان‌دهنده دارد. اما در روایت فعلی، بیش از آنکه تماشاگر را درگیر کند، او را میان ماجراهای پراکنده سرگردان می‌سازد.

صاحبه پویان مهر منتقد سینما نوشت:

بچه مردم، اثری است که می‌خواسته سبک وس اندرسون را به جشنواره بکشاند اما جز ایجاد حس نوستالژیک در باقی موارد چندان موفق نبود، محتوای اثر اشاره دارد بر احوالات زندگی بچه‌هایی که در پرورشگاه بزرگ شده‌اند و چالش‌هایی که با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، قداست مادر را نه به زایمان بلکه فراتر از آن به شخصی می‌دهد که با دل و جان کودکی را پناه می‌دهد حتی اگر خودش آن را به این دنیا نیاورده باشد.

فیلم‌نامه سه پرده‌ای است و شروع خوبی دارد، از همان ابتدا کاراکترها را معرفی می‌کند و مخاطب را همراه می‌کند، اما در ادامه و بعد از عطف اول از ریتم اولیه خارج شده و میانه کند و طولانی می‌شود، ضعف اصلی بچه مردم فیلم‌نامه‌ای است که نیاز به بازنویسی جدی داشته.
قهرمان مشخص است، اوایل کار قوی نیست اما هرچه جلوتر رفت پررنگ تر شد، ضدقهرمان دیده نشد.
نقش‌آفرینی بازیگران به دو دسته تقسیم می‌شود، هرجا که پیشکسوتان حضور دارند قوی و تاثیرگذار است و هرجا که تیم جوان گروه بازی دارند ضعف‌هایی مانند نداشتن لحن درست و زبان بدن مناسب دیده می‌شود، البته به مرور اصلاحاتی صورت گرفت ولی کافی نبود.

گروه تصویر کار را تا حد خوبی از نظر قاب بندی و نورپردازی خصوصا در سکانس افتتاحیه درست انجام داده‌اند، استفاده از رنگ زرد در این بخش بر سبک فانتزی اثر تاکید دارد.
تیم طراحی لباس و صحنه خوب عمل کرده‌اند تا حدی که قبل از اعلام تاریخ در فیلم متوجه برهه زمانی بشویم.
گریم نیز تا اواسط کار خوب عمل کرده اما رشد چهار کاراکتر اصلی حس نشد.
هم‌چنان در سومین روز از جشنواره کیفیت ضعیف صدای سالن سبب شد تا نتوانیم جز سینک بودن صداگذاری نظری در رابطه با کیفیت  صدابرداری اثر بدهیم.
تیم تدوین در مجموع خوب عمل کرده‌اند اما در چینش صحنه‌ها بعد از عطف اول نیاز به دقت بیشتری بود تا با حذف صحنه‌های مازاد به کاهش زمان فیلم که ریتم را بسیار پایین آورد کمک کند، البته که این مشکل می‌تواند حاصل سلیقه کارگردان باشد و صد البته ایرادات روشنی که بر فیلمنامه شمردیم .
کارگردانی اول از همه بخاطر عدم نظارت دقیق بر متن و بعد از آن به دلیل توجه نداشتن بر گریم و  تدوین دچار ضعف‌هایی جدی می‌باشد، از طرف دیگر درمواردی شاهد این هستیم که کارگردان به بازی ضعیف بازیگر بسنده کرده است و همین سبب شد تا ممل آمریکایی فیلم بچه مردم درست از آب درنیاید، تمام این مسائل سبب شد بچه مردم نتواند ایده اصلی را روایت کند، اما با وجود تمام ضعف‌ها یک نکته از کار را پسندیدم او موفق شد فضای فانتزی را به قدری بالا نگه دارد که شهادت کاراکترهای اصلی آزاردهنده نباشد.

مصطفی فرجی منتقد سینما نوشت:

فیلم سینمایی بچه مردم ” به کارگردانی محمود کریمی و با تهیه‌کنندگی سید علی احمدی که در روز سوم در کاج جشنواره رو نمایی شد. فیلمی با ارزش تماشاگر پسند جذاب که اصلا بیننده احساس خسته و کسلی نمی‌کند. فیلم سه بخش دارد یعنی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب و سپس دفاع مقدس که طراحی صحنه آن عالی بود و فضا و زمان را بخوبی نشان می داد بخصوص قبل از انقلاب و در پرورشگاه که بی نظیر بود. این فیلم را می توان در زمره درام اجتماعی، خانوادگی، جنگی و گاهی طنز در نظر گرفت.
طنزهای آن بگونه ای نیست که با مسخره بازی و دلقک گری و زور بیننده را بخنداند طنزهای آن با مفهوم و کلامی و بجا و جذاب بود و تماشگر لذت می برد.طنز در «بچه مردم» از نوعی معنا و عمق برخوردار است. برخلاف برخی فیلم‌ها که طنز تنها برای خنداندن مخاطب استفاده می‌شود، در اینجا طنز به‌صورت طبیعی و در دل موقعیت‌های داستانی قرار دارد و مخاطب را به تفکر وادار می‌کند.»
داستان فیلم مربوط به کودکان پرورشگاهی قبل از انقلاب است که با انقلاب سال ۵۷ چهار دوست بدنبال خاتواده خود می گردند و ماجراهایی را خلق می کنند. تا آخر به جبهه می روند و شهید می شوند در یک پلان وقتی نوجوان نقش اصلی مادرش پیدا می شود از جهبه در حال بازگشت با تلفنی که از کیوسک تلفن تماس ارتباط برقرار می کند و در آن لحظه متوجه می شود که در کودکی مادرش در فروشگاه اورا گم نکرده بلکه رها کرده از دیدن مادر منصرف شد ودر همان کیوسک بصورت جنین در کف کیوست می خوابد که صحنه جذاب و غمگینی را تداعی می کند. و به منطقه جنگی باز می کرد و در آخر شهید می شود و فیلم تمام می شود. «فیلم از نظر کارگردانی بسیار قوی بود. فضای جبهه و جنگ به‌خوبی به تصویر کشیده شده و بازیگران نوجوان در ایفای نقش‌های خود بسیار موفق عمل کردند.»این فیلم نشان می‌دهد که حتی کودکان تربیت‌شده در پرورشگاه‌ها و محیط‌های غیرخانودگی نیز می‌توانند با تربیتی مناسب در شرایط جنگی، نقشی مثبت ایفا کنند.» بازیگران این فیلم گوهر خیراندیش رضا کیانیان حسن معجونی.بهروز شعیبی سیامک صفری.سیاوش چراغی‌پور امید روحانی.زهرا داوودنژاد.سید جواد یحیوی ونوس کانلی.کامبیز امینی و نقش اصلی مهبد جهان‌نوش که خوش درخشید.

لقمان مداین منتقد سینما نوشت:

فیلم بچه مردم را دیدم، اثری که مثل آثار وس اندرسون دارای طراحی صحنه‌های بسیار دقیق، ترکیب رنگ‌های خاص، قاب‌بندی‌های متقارن و داستانی با طنز تلخ و احساسی بود، فیلمبرداری، اصلاح رنگ و نور، طراحی صحنه و لباس جملگی درخشان بودند، اما گریم کامل نبود، نقش اصلی بعد از سال ها هنوز یک شکل بود مثل کیمیا! فیلمنامه با آن تعلیق های ضعیفش، دیالوگ های چکش کاری نشده اش و پیرنگی که کشش نداشت و در خرده پیرنگ سردرگم بود و کاشت، داشت و برداشت کاراکترهایش را رعایت نکرده بود سعی کرده با کمک گرفتن از موسیقی و اندکی طنز خود را سرپا کند، جلوه های ویژه خوبی داشت اما تدوین حذف سکانس مازاد نکرده بود.
محتوای فیلم آمده بود ایجاد دوگانگی کند، میان تاریخ بعد از انقلاب و پیش از آن، می خواست بگوید جوانان پیش از انقلاب مثل کودکان پرورشگاهی فاقد هویت بودند، و مدام به دنبال عقبه خود یا همان تاریخ‌شان می‌گشتند، انقلاب باعث شد انها چشم خود را بر گذشته ببندند و تاریخ جدید را بیافرینند، تاریخی مکتبی از جنس انقلاب و فرهنگ جنگ!همانجا که می‌گوید اینها خانواده من هستند.

باعث شرمساری می دانم که برخی از بازیگران بزرگ این اثر بدون اندیشیدن به محتوای آن ایفای نقش کردند، و بیشتر تاسف خوردم وقتی برخی از همکارانم در عرصه نقد آن را به شکل اغراق آمیزی شایسته تعریف دانستند، در حالی که تاریخ ایران نماد بی هویتی نیست، ما گذشته پر افتخاری داشتیم و این خودزنی ها چیز جز وجود دست های پشت پرده ضد تاریخ و هویت ایرانی است که مدت هاست سعی دارد حقایق را در قالب سینما تحریف کند.

بر هیچ کس پوشیده نیست که جنگ تحمیلی یک بخش افتخار آمیز در تاریخ ایران است که جوانان پاک سرشت ما با دستانی خالی از وجب به وجب خاک ایران دفاع کردند و باعث افتخار هر ایرانی هستند و بر گردن تمامی مردم حق دارند، اما دو قطبی کردن تاریخ ملی ما مظهر تمام عیار جهالت است که امیدوارم این جریان پشت پرده روزی خنثی بشوند!

فرصتی برای پرداختن به نقد کامل نیست و مجبوریم طبق استاندارد جهانی هر فستیوال نقد ریویو محور ارائه کنیم پس نقد کامل بماند برای فرصت مناسب.

حرف‌های عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر

محمود کریمی | کارگردان: این فیلم بر اساس دغدغه چندین و چند ساله یوسف اصلانی است که زندگی خود را در راه بچه‌های بهزیستی صرف کرده است، ساخته شد. او روزی با پرونده‌ای روبه‌رو می‌شود از بچه‌های بهزیستی که به جبهه رفته‌اند. هسته اصلی داستان و ایده کلی از این دغدغه گرفته شد، اما نود درصد فیلمنامه بر اساس تخیل و قصه‌پردازی ما پیش رفت. در بخش اینترو استوری بورد کشیدیم؛ اما برای دیگر قسمت‌ها از استوری بورد استفاده نکردیم. حضور علی صلاحی یکی از شانس‌های من در این پروژه بود که به انتخاب بازیگران کمک کرد. ما از تعداد بسیاری نوجوان تست گرفتیم تا درنهایت به این ترکیب بازیگران رسیدیم. ابتدا در یک جلسه ما درباره موضوع حرف زدیم و صحبت از «بچه مردم» شد. ما آن را به‌عنوان نام موقت انتخاب کردیم. کمی بعد با جستجو در اینترنت متوجه شدیم جلال آل‌احمد نویسنده، نیز کتابی با همین عنوان دارد که موضوع آن متفاوت از فیلم ما بود، بنابراین همین عنوان را به‌عنوان نام اصلی فیلم انتخاب کردیم.

سید علی احمدی | تهیه‌کننده: یوسف اصلانی سال‌ها به بچه‌های پرورشگاهی کمک کرد و سال‌های طولانی در این حوزه کار کرده و حتی شیرخوارگاهی برای بچه‌ها احداث کرده است. شنیدن روایت‌های او از حضور این بچه‌ها در جبهه‌های جنگ باعث شد که به ساخت فیلم ترغیب شویم. خیلی به فروش فیلم امیدوار هستم. باید بگویم عزیزانی بانی شدند و برای کار سرمایه‌گذاری کردند تا بعد از اکران، درآمد حاصل از فروش فیلم به «بهشت امام رضا (ع)» اهدا شود.

یوسف اصلانی | ایده‌پرداز و نیکوکار: این فیلم آرزوی بیست و چند سال من بود. تا هم امید و انگیزه برای بچه‌های بهزیستی شکل بگیرد و هم این جریان آگاهی‌رسانی شود. در مجموعه «بهشت امام رضا (ع)» خود من سیصد بچه را بزرگ کرده‌ام و باید بگویم در این بچه‌ها تعداد بزه بسیار کم و تعداد بچه‌های موفق بسیار زیاد است. در دوران جنگ ۸۵۰ کودک در بهزیستی زندگی می‌کردند و ۸۵ نفر آن‌ها به جبهه رفته و شهید شدند؛ یعنی بیش از ده درصد یک خانواده. باید نگاه مردم به بچه‌های بهزیستی تغییر کند. من برای ساخته‌شدن این ایده بارها تلاش کردم؛ اما به ثمر ننشست تا زمانی که با سید علی احمدی آشنا شدم.

کریستف رضاعی | آهنگساز: این همکاری برای من بسیار لذت‌بخش بود. از این که بچه‌های این فیلم صبورانه منتظر آماده‌شدن موسیقی ماندند تشکر می‌کنم. چالش این کار دیالوگ‌های بسیار زیاد آن بود. ما باید موسیقی را در هر سکانس به نحوی رنگ‌آمیزی می‌کردیم و باید بگویم که این فیلم موسیقی زیادی می‌طلبید.

مهبد جهان‌نوش | بازیگر: من علاقه‌مند به بازیگری بودم و بارها برای تست دادن به دفتر فیلمسازی رفتم و در نهایت از بازیگر شدن ناامید شدم و شروع به کار در کافه کردم. روزی که این فراخوان را دیدم خیلی ناامیدانه برای تست رفتم و خوشبختانه انتخاب شدم. حضور علی صلاحی در این پروژه برای من شانس بزرگی بود.

پرویز آبنار | مدیر صداگذاری: فیلمنامه خانم یارمحمدی فوق‌العاده بود و در وهله اول این موضوع من را جذب کرد. اما عوامل کار را نمی‌شناختم و با بابک کریمی طاری مشورت کردم و او من را به حضور در کار مجاب کرد. نوستالژی، سیر بزرگ‌شدن بچه‌ها و همه جزئیات کار فضایی بسیار ویژه را برای اثر رقم زد.

نازنین خزاعی | طراح لباس: روز اولی که من به دفتر رفتم و فیلمنامه را خواندم، دیدم آقای کریمی همه دوره‌های زمانی فیلمنامه را روی شیشه نوشته بود. وقتی من فیلمنامه را خواندم ساختن این پروژه به نظرم پیچیده آمد. درنهایت بعد از جلساتی بسیار فیلم ساخته و لباس‌ها طراحی شدند.

بابک کریمی طاری | طراح صحنه: من با فیلمنامه‌ای مواجه شدم که حس کردم به‌عنوان طراح صحنه می‌توانم در آن به‌خوبی مانور بدهم. ضمن این که فکر کردم با تهیه‌کنندگی آقای احمدی فضای بازی برای ما ایجاد می‌شود و این اجازه به ما داده می‌شود که برای طراحی صحنه هزینه کنیم. از سوی دیگر محمود کریمی هم یکبار فیلم را در ذهنش ساخته بود و همه این ماجرا من را به همکاری در این فیلم مجاب کرد. تلاش کردیم از کلیشه‌های صحنه‌سازی در آن تاریخ خاص دور شویم و از سبک آرت دکو بهره بگیریم. صفر تا صد پرورشگاه را خودمان ساختیم و بعد با تغییراتی در همان دکور خانه‌ها، مغازه، و…. را طراحی کردیم. در این اثر همه عوامل با دلگرمی کار کردند. حتی در پلان‌های خارجی نیز سعی می‌کردیم همه این مسائل را رعایت کنیم.

میلاد پرتوی | مدیر فیلمبرداری: من آخرین نفری بودم که به این پروژه اضافه شدم و باید خودم را به دیگر بچه‌های گروه می‌رساندم. فرم دوربین در سینمای ما خیلی رایج نیست؛ اما من فکر می‌کردم باوجود ریسک تنها فرم خوب برای این فیلم، همین نوع از فیلم‌برداری است. خدا را شکر می‌کنم که نتیجه نهایی کار مطلوب بود.

پوستر فیلم بچه مردم

پوستر فیلم بچه مردم برای اکران را شکوفه بیاتی طراحی کرده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا