فیلم ناتوردشت اکران شد/ منتقدان چه می گویند؟
این فیلم برداشت آزادی است از یک داستانی واقعی
همه چیز درباره فیلم ناتور دشت
هادی حجازیفر، میرسعید مولویان، شبنم قربانی و… ستارههای این فیلم هستند

خلاصه داستان فیلم ناتور دشت
در خلاصه داستان فیلم ناتور دشت آمده است: من وقتی بچه بودم و چیزی میخواستم و برام نمیگرفتن، میرفتم یه گوشه قایم میشدم تا تنبیهشون کنم..
فیلمنامه فیلم ناتوردشت با الهام از یک داستانی واقعی، توسط سید محمدرضا خردمندان و حمید اکبری خامنه به نگارش درآمده است. آنطور که مشخص است این فیلم، ربطی به ناطور دشت، رمان معروف و محبوب سلینجر ندارد و تنها نام آن شباهت به این رمان دارد و داستان فیلم به یکی از اتفاقهای مهم اجتماعی ایران برمیگردد؛ جایی که همه تلاش میکنند تا دختر گمشده روستا را پیدا کنند و در این بین، رازهایی برملا میشود..


بازیگران و عوامل فیلم ناتور دشت
هادی حجازیفر و میرسعید مولویان زوج اصلی این فیلم هستند که برای اولینبار کنار یکدیگر قرار میگیرند.
شبنم قربانی، علی صالحی، بابک کریمی، سعید آقاخانی، علی مصفا، امیر دژاکام، اردشیر رستمی، حسین شریفی، ترنم کرمانیان و ارغوان عزیزی دیگر بازیگران فیلم ناتوردشت هستند.
سیدمحمدرضا خرمندان پیش از این با فیلم «۲۱ روز بعد» در دوره سی و پنجم جشنواره نامزد بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد و حالا نویسنده و کارگردان این فیلم است و حضور دوباره در جشنواره فیلم فجر را تجربه میکند.
دیگر عوامل فیلم عبارتند از؛ جانشین تهیه و مدیر تولید: حسین رامه، مدیر فیلمبرداری: مرتضی غفوری، تدوین: حمید نجفیراد، مدیر صدابرداری: داریوش صادقپور، طراحی و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، آهنگساز: حامد ثابت، طراح صحنه: حسین کرمی، طراح لباس: آزاده قوام، طراح گریم: محمود دهقانی، جلوههای ویژه میدانی: آرش آقابیگ، جلوههای ویژه بصری: تهمینه ازکاری، اصلاح رنگ و نور : فربد جلالی، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: بهنام راهنمایی، منشی صحنه: سعیده دلیریان و عکاس: امیرحسین غضنفری.
این فیلم تازهترین محصول سازمان سینمایی سوره محسوب میشود که به سفارش مرکز تولیدات سینمایی سوره تولید شده و مهدی فرجی تهیهکننده آن است.



نقد و بررسی فیلم زیبا ناتور دشت

این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند!

فریدون جیرانی، نویسنده، کارگردان و منتقد سینما نوشت: «ناتوردشت یک فیلم اجتماعی است و تلخ. آدمِ بدش، آدمِ بدبختی است و بدبختیاش، ریشه در شرایط زیست اش دارد. در جامعهای که فیلم نشانمان میدهد، همه آدمهای فیلم مشکلی دارند و سرانجامِ این آدمها، سرانجام روشنی نیست؛ و این امتیازِ فیلم است. آدمهای خاکستری با سرانجامی تلخ و آیندهای ناپیدا..
چقدر زیباست انتظار زنِ عاشق در پایان فیلم، برای معشوقش… که ما میدانیم و او نمیداند..
خوشحالم که در این فیلم نگرش اجتماعی، جای نگرش اخلاقی نشسته و جامعه گل و بلبل نیست. البته فیلم همه دَرها را به آینده نمیبندد و تیره تمام نمیشود؛ روزنه امید باقی میماند تا این تلخی به اندازه باشد. میرسعید مولویان بینظیر است در نقش آدمِ بدبخت…»

جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران نوشت: فیلم ناتورِ دشت یکی از آثار قابل تامل سینمایی است که در مرزهای تردید، اخلاق و مسئولیتپذیری انسانی گام میزند و با فضاسازیهای دقیق و طبیعتمحور، قصهای پیچیده از روابط انسانی و بحرانهای اجتماعی را روایت میکند. بهنظر میرسد داستان گمشدن یک دختر بچه در ابتدا تنها بهعنوان یک بحران ساده معرفی میشود، اما با گذشت زمان و گسترش پیچیدگیها، این بحران تبدیل به درامی عمیق و پرتنش میشود که مرزهای عاطفی و اخلاقی شخصیتها را بهچالش میکشد.
فیلم با روایتی هوشمندانه و تدریجی آغاز میشود. قایق کاغذی که یسنا میسازد و در آب میاندازد، نمادی از تلاش بیپایان انسانها برای یافتن مسیر در زندگی است. این صحنه، در حقیقت آغازگر سفری پیچیده است که نه تنها بحرانهای بیرونی بلکه کشمکشهای درونی شخصیتها را بهطور عمیق نمایان میکند.
گمشدن یسنا در ابتدا بهنظر یک بحران ساده است، اما به تدریج و با وقوع پیچشهای غیرمنتظره، تبدیل به معمایی انسانی و اخلاقی میشود که در دل آن سوالاتی چون هویت، مسئولیتپذیری و مرزهای اخلاقی مطرح میشود. این سوالات، بهویژه در موقعیتهای پیچیده و بحرانی که شخصیتها با آنها مواجه میشوند، بهطور جذابی در ذهن مخاطب نقش میبندند.
فضای روستایی و طبیعت در این فیلم بهعنوان استعارهای از بحرانهای درونی شخصیتها عمل میکند. قناتها که در ابتدا مکانی طبیعی بهنظر میرسند، بهنوعی نماد بحرانها و چالشهای پیچیده درونی شخصیتها هستند. این میزانسنها که در آن فضای طبیعی و وضعیت روحی شخصیتها با هم درآمیختهاند، بهشکلی موثر بر هیجان و احساسات مخاطب تاثیر میگذارند.
پایان فیلم از لحاظ احساسی بسیار قدرتمند است. با گرهگشاییهای دقیق و رها کردن کشمکشها، ضربهای عاطفی به مخاطب وارد میکند که تا لحظه آخر او را درگیر میکند و بهطور کامل تحت تاثیر قرار میدهد.
با این حال، فیلم با برخی مشکلات در ریتم مواجه است. پس از گمشدن یسنا، فیلم به جستجوهای مداوم و تلاشهای بیوقفه برای یافتن او پرداخته، که در برخی لحظات ممکن است برای تماشاگر کمی کشدار بهنظر برسد. این تکرارها میتوانستند با تنشهای بیشتر و تحرک بیشتر همراه شوند تا تاثیرگذاری بهتری داشته باشند.
در کنار این، شخصیت حلما که درگیر کشمکشهای عاطفی آیهان است، در برخی لحظات فیلم بهطور کامل مورد توجه قرار نمیگیرد و پتانسیلهای شخصیتی او نادیده گرفته میشود. رابطه پیچیده او با آیهان و بحرانهای درونیاش میتوانست با دقت بیشتری به تصویر کشیده شود تا جایگاه بیشتری در پیشبرد داستان پیدا کند.
ناتور دشت از جمله فیلمهای شخصیتمحور است که بیشتر بر واکنشهای درونی شخصیتها و روابط پیچیده انسانی و بحرانهای روانی آنان تمرکز دارد. در این نوع فیلمها، تحولات شخصیتی و روند تغییرات درونی از هر اتفاق خارجی مهمتر است.
در دنیای پر از آشوب و التهاب روزهایی که تمام مردم روستا در جستجوی یسنا هستند، اصرار احمد به پر کردن قنات خانهاش که در حال ریزش است، سوالبرانگیز بهنظر میرسد. در شرایطی که تمام توجه و تلاش او معطوف به یافتن دخترش است، چرا باید در بحرانیترین لحظات به کاری بیربط و غیرضروری چون پر کردن قنات پرداخته شود؟
این فیلم، با تمرکز بر شخصیتها و چالشهای درونی آنها، تماشاگر را بهچالش میکشد و در نهایت اثری ماندگار و تاثیرگذار را در ذهنها بهجا میگذارد.

صاحبه پویان مهر منتقد سینما طی نقدی اختصاصی نوشت: ناتوردشت، به کارگردانی سید محمدرضا خردمندان و تهیه کنندگی مهدی فرجی یکی دیگر از فیلمهای خوب جشنواره ۱۴۰۳ است که ارزش هنری دارد، محتوا برگرفته از داستان واقعی دختربچهای ترکمن است که چندروز گم میشود و با پخش شدن خبر به کمک اهالی و ارگانهای مختلف پیدا میشود، نویسنده اثر موفق شده از واقعیت ایده بگیرد و داستان خودش را بسازد.
شروع و معرفی کاراکتر خوبی دارد، عطفبندیها را رعایت کرده و خردهپیرنگ دارد، قهرمان و ضدقهرمان را قوی طراحی کرده، تعلیقهای خوبی وارد ماجرا میکند، درواقع با گره افکنیها موفق میشود ذهن مخاطب را از آنچه درمورد ماجرای کودک گمشده در واقعیت میداند، منحرف کند.
نقشآفرینی بازیگران بسیار عالی است حتی بازیگر خردسال نیز از عهده نقش خود برآمده و باورپذیر است، همگی خوب ظاهر شدهاند اما هادی حجازیفر، میرسید مولویان و علی صالحی متفاوت و حرفهای تر از سایرین عمل میکنند.
طراحی لباس معرف مردم منطقه است، تا حد زیادی درست عمل کرده و از رنگها نیز بهره برده است.
طراحی صحنه بسیار حرفهای عمل کرده، پر از جزئیات و کاشتهای مناسب است، خسته نباشید.
گروه تصویر نیز همینطور قاببندیهای خوبی را انتخاب کردهاند، سوژه اصلی را در هر صحنه معرفی میکنند و ریتم را هدایت میکند.
گریم نیز موفق عمل کرده، طبیعی و معرف کاراکتر است و به باورپذیر کردن احوالات هر شخصیت کمک کرده است.
تدوین ریتم خوبی دارد اما قطعا نیاز به حذف صحنههای مازاد برای کوتاه تر شدن زمان فیلم دارد، اصلاح رنگ و نور نیز خوب است و بر کیفیت اثر میافزاید، کیفیت صدای اثر نیز بسیار بالاست زیرا با وجود ایراد در پخش سالن برج میلاد، خبری از بم بودن صدا نبود.
کارگردانی اثر جز بر نظارت دقیقتر بر متن و تدوین برای حذف صحنههای مازاد ایراد دیگری ندارد، فیلم پرداخت خوبی دارد و قالب درستی برای سینماست.
ناتوردشت فیلم خوبی است و میتواند کاندیداهایی در بخشهای مختلف داشته باشد.

مصطفی فرجی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی گفت: فیلم سینمایی ناتور دشت که در چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر در مورخ ۱۷ بهمن در سانس اکران شد، داستان ناتور دشت براساس واقعیت بود و روایتی از اتفاقی که برای یسنا در ۱۴۰۳ افتاد بود.ما در اردیبهشت ۱۴۰۳ دنبال اخبار گم شدن یسنا بودیم و متوجه شدیم که این فیلم روایتگر چنین داستانی است. ماجرای گمشدن یسنا که همگی بدنبال یافتن یسنا بودند. که قصه توسط حمید اکبری خامنه و محمد رضا خردمندان بهنگارش درآمده است.
فیلم ناتور دشت تقریبا حدود یک ربع کسل کننده داشت، از آنجایی که نقش منفی فیلم یعنی سعید مولویان کاراکتر اصلی خود را لو داد و پس از آن مخاطب دنبال هدف دزدن بچه هستند اما در نهایت علت دزدی مشخص نشد.یعنی هدف دزدی برای تماشاچی تا پایان فیلم معلوم نمی شود.
این فیلم یک داستان واقعی بود و البته اینکه دخل و تصرف در داستان شده بود یا خیر مشخص نیست. برای مثال در قسمتی که سیمان درحال تخلیه به چاه است آیا بچهای که از چاه بیرون آمد نمیتواست به راننده چیزی بگوید؟ چون حرف میزد و قادر به صحبت بود ولی اگر در داستان دخل و تصرف شده بود میتوان گفت باید جور دیگری کار ساخته میشد اما اگر اینگونه نبود و اصل ماجرا همین بود، داستان جور دیگری است. این ضعفهای ناتور دشت بود که بینده را سرگردان و گیج می کند .
به طور کلی فیلم سینمایی ناتور دشت خیلی نمیتواند در اکران عمومی موفق باشد و یک مقدار خستهکننده است. همچنین فیلم در یک سوم پایانی خود به اوج میرسد که فقط همان قسمت هیجان داشت.درباره پایان خوب آثار سینمایی که در گذشته پایان بندی فیلمها خوب نبودو حتی فیلم سینمایی شمال از جنوب غربی حمید زرگر نژاد نیز مانند ناتور دشت در لحظات پایانی کار فیلم به اوج خود رسید. نمیدانم چرا اخیرا قسمت پایانی فیلمنامهها را اینطور مینویسند چون باعث آسیب به خود فیلم میشود لذا باید فیلم با اوج شروع شود تا بیننده مجذوب کار شود.اما اینچنین نیست. قسمت قاچاق پرندگان در ناتور دشت که مباحث محیط زیستی در خود داشت، حاشیههای فیلم بود که میتوانست نباشد و نبود این بخشها و یا سکانس ها ضربه ای به فیلم نمیزد اما معتقدم ناتوردشت میتوانست به عنوان تله فیلم ۳۰ الی ۴۰ دقیقهای تولید شود و نه اینکه چنین فیلمی برای زندگی یسنا ساخته شود و بی دلیل داستان را کش دهند و در نهایت پیام فیلم یک کلمه است که به آن برسند و آن کلمه اتحاد و همبستگی و همدلی مردم روستا در جه یافتن یسنا بود.

لقمان مداین منتقد سینما طی نقدی اختصاصی نوشت: فیلمنامه قصه پر و پیمانی دارد، هم از جهتی خوب است که خرده پیرنگ های فراوان می سازد، هم از جهاتی بد است که پیرنگ اصلی گم می شود، دیالوگ پردازی ها دقیق است، عطف بندی دقیق دارد، اوجش در آمده، اما شلوغ است، باید به مراتب خلوت تر می شد تا تعلیق هایش جان بگیرد و کشش آن بالا برود با این حال فضاسازی بی نظیری داشت.
قاب بندی های منحصر یه فردی داشت، کیفیت صدای عالی که حتی بلندگوهای ناهمتراز کاخ جشنواره هم نتوانست خرابش کند، اصلاح رنگ و نوری حرفه ای، طراحی صحنه و لباس پرمطالعه که برای اولین بار روان شناسی رنگ داشتیم.
تدوین کات های دقیقش را به رخ می کشید تا ضربان اثر را بالا ببرد و بدرخشد، هرچند که نیاز به حذف نمای مازاد داشت اما چینش بی نظیرش باعث شگفتی بود، فیلمبرداری با آن زوایای دوربین خاصش بیداد می کرد، موسیقی بسیار خوبی داشت که مخاطب را به عمق فضا می برد.
نقش آفرینانش اکت خیلی قوی ای داشتند و با شخصی کردن نقش و آسودگی کلام، به قدر بضاعت صحنه انرژی را خرج می کردند و با گریم حرفه ای که یکایک آنان نشسته بود نقش را زیستند.

حرفهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
محمدرضا خردمندان | کارگردان: این اتفاق در اردیبهشتماه رخ داد و ما فیلمنامه را در آخر خرداد شروع به نوشتن کردیم و سه ماه نوشتن ما طول کشید. این فیلم اقتباس از داستان ناتور دشت نیست و ما از یک کانسپت که در آن رمان وجود دارد، استفاده کردیم. «ناتوردشت» اصطلاحی است که در ادبیات کهن ما وجود دارد. ناتور به معنای نگهبان است و ما به معنی محیطبان گرفتیم. فیلم ما معمایی نیست و فرایند اصلی فیلم تکیه بر شخصیتپردازی است، فیلم درست از جایی شروع میشود که نقش منفی کار مشخص میشود. از حقیقت نمیشود فرار کرد و طراحی ما این بود که آدمها در بحران چه مسیری را طی میکنند.
مهدی فرجی | تهیهکننده: پیشتولید ما چون فیلمنامه چندین بار بازنویسی شد، حدود چهار ماه طول کشید و صفر تا صد اسطبلها و بخشهای دیگر لوکیشن ساخته شد. فیلمبرداری هم نزدیک به دو ماه طول کشید. از دوستان حوزه هنری تشکر میکنم که چنین موضوعی را پیشنهاد دادند. هیچکس در ادبیات ما با کلمه ناتور دشت مواجه نشده بود؛ ولی همه با رمان خارجی آن آشنایی دارند.
سید علی صالحی | بازیگر: خوشحالم بعد از سیسال کار حرفهای برای اولینبار در جشنواره فیلم فجر حضور دارم. اولین فیلمم را با فیلم «هیوا» رسول ملاقلیپور کار کردم و بعد دیگر ما را در سینما راه ندادند. نقش بسیار پرچالشی برای من بود و چون من در زندگی واقعی پدر نیستم، تلاش کردم حس و حال پدرم را در این نقش زنده کنم. من نقش خود را با امام رضا (ع) بستم. از محمود دهقانی طراح گریم بسیار تشکر میکنم که گریم ویژهای برای من در نظر داشتند و روزی چند ساعت باید گریم میشدم.
حامد ثابت | آهنگساز: قبل از فیلمبرداری بحث مفصلی درباره موسیقی ترکمنصحرا داشتیم و خیلی خوب موسیقی آنجا را میشناسم؛ ولی قرار نبود فیلمی بسازیم که با تمام مختصات ترکمنصحرا منطبق باشد.


پوستر فیلم ناتوردشت









