سرعت، شخصیت و شکوه تکنیک: چرا F1 فراتر از یک سرگرمی محض است؟

تحلیلی بر جدیدترین اثر جوزف کازینسکی؛ جایی که هنر تدوین و بازیگری، کلیشه‌های ژانر اکشن را به چالش می‌کشد.

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، رامتین حسینی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی بر فیلم F1 نوشت: جوزف کازینسکی پس از موفقیت خیره‌کننده در «تاپ گان: ماوریک»، بار دیگر ثابت کرد که رگ خواب سینمای بدنه و اکشن‌های پرهزینه را به خوبی می‌شناسد. فیلم جدید او، F1، تنها یک گزارش تصویری از مسابقات فرمول یک نیست؛ بلکه مطالعه‌ای دقیق در باب سرعت، سن و رستگاری است.

کازینسکی در این پروژه تنها نیست؛ حضور براد پیت در مقام بازیگر و تهیه‌کننده، در کنار لوئیس همیلتون به عنوان مشاور فنی، فیلم را از یک اثر فانتزی به یک مستند-درام پرجزئیات بدل کرده است. موسیقی هانس زیمر نیز همان‌طور که انتظار می‌رفت، لایه‌ای حماسی به اتمسفر فیلم افزوده که بدون آن، هیجانِ حاکم بر پیست ناتمام می‌ماند.

شاید بزرگترین غافلگیری فیلم، بازی درخشان براد پیت باشد. او که حالا در دهه ششم زندگی خود قرار دارد، برخلاف هم‌نسلانش که سعی در پنهان کردن سن خود دارند، از لرزش‌های چهره و پختگی نگاهش برای ساختن یک «شخصیت» استفاده کرده است. او دیگر یک «تیپ» تکراری نیست؛ بلکه قهرمانی است که سنگینی زمان را حس می‌کند اما همچنان برتری خود را در پیست به رخ جوانان مدعی می‌کشد. در مقابل او، خاویر باردم را داریم که با هدایت درست کارگردان، از آن چهره دفع‌کننده همیشگی فاصله گرفته و نقشی خاکستری و باورپذیر ارائه داده است.

استفاده از ۱۶ دوربین بر روی خودروها، تجربه‌ای بی‌واسطه از سرعت را به مخاطب القا می‌کند. دوربین در F1 با وقار رفتار می‌کند؛ نه سد راه بیننده می‌شود و نه با حرکات اضافی گیج‌کننده است. تدوین فیلم با وجود ریتم بسیار تند در ۸۰ درصد از زمان اثر، هرگز از کنترل خارج نمی‌شود. سکانس‌های تعویض لاستیک و تصادف‌ها، تنها برای نمایش نیستند، بلکه بخشی از تجربه زیسته مخاطب در طول فیلم محسوب می‌شوند.

با وجود تمام نقاط قوت فنی، فیلم در بخش روابط انسانی با چالش‌هایی روبروست. رابطه عاطفی شخصیت اصلی با مهندس طراح خودرو، تا حدودی کلیشه‌ای و «تحمیلی» به نظر می‌رسد و فاقد عمق لازم برای درگیر کردن مخاطب است. همچنین، فیلمساز به جای ایجاد «تعلیق» (Suspense)، گاهی به «شوک»‌های لحظه‌ای پناه می‌برد که اگرچه هیجان‌انگیز است، اما ماندگاری دراماتیک ندارد.

نکته متمایزکننده F1 نسبت به آثار مشابه، نگاه آن به مقوله ثروت است. در دورانی که بسیاری از آثار سینمایی به تبلیغ تجملات می‌پردازند، این فیلم بر روی جنونِ مسابقه و آن لحظه نابی تمرکز می‌کند که راننده «در آسمان‌هاست». قهرمان داستان برای پول نمی‌جنگد؛ او حتی در شرط‌بندی‌ها می‌بازد تا ثابت کند ارزش اصلی در پیست و در فداکاری برای تیم نهفته است.

F1 ثابت می‌کند که سینما در ذات خود، مدیوم سرگرمی است، اما سرگرمی‌ای که فرهنگ و اصالت می‌طلبد. کازینسکی با این فیلم نه تنها عقب‌گرد نداشته، بلکه گامی رو به جلو در مسیر حرفه‌ای خود برداشته است. این فیلمی است که باید روی پرده بزرگ دیده شود تا معنای واقعی «سینمای بدنه باکیفیت» را درک کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا