توصیه لقمان مداین منتقد سینما به نامزدهای نهایی سینمای ایران برای نمایندگی در اسکار: اگر جای روستایی، زرنگار و صدرعاملی بودم انصراف می دادم!

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، لقمان مداین منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی به نقد سیاست های سازمان سینمایی و هیات انتخاب نماینده ایران در اسکار پرداخت و نوشت: شاهد طنزترین دوران سینمای ایران هستیم، به قول شرمن در زمان امضای توافق برجام که می گفت تصمیم از سه هفته قبل اتخاذ شده بود و نهایی بود اما تیم دیپلماسی ایران طی این مدت چنان نقشی را بازی کردند که تیتر یک رسانه های دنیا باشند و نفس ها بند بیاید و بعد نتیجه را اعلام کردند! حالا هم پدرخوانده های اصلاحات بر مسند سینما چنبره زدند، ببینید چه بازی هایی را در می آورند! گزینه خود را برای رفتن به اسکار نهایی کردند و با نمایشی مضحک هیات انتخاب می تراشند، فیلم هایی را کاندیدا کردند که آدمی به شعور هیات انتخابش شک می کرد، حالا گزینه هایشان را محدودتر کردند به پنج فیلم، می دانید ریشه این سخن کجاست؟ می خواهند بگویند دستمان پر است اما دروغ چرا خالی است، این سیاست هم از مقامات بالادستی حاکمیت آموختند که وقتی خواستند برخی مذاکرات را نهایی کنند برای آن که طرف مقابل فکر نکند مملکت بی در و پیکر است آن را راهی مجلس کردند تا بررسی بشود و در صحن علنی رای گیری کنند اما لاریجانی ظرف بیست دقیقه آن را نهایی کرد، بدون آنکه توجه کند در جلسات برجام چه اندیشه شد، یا چرا راه دور برویم، مگر هیات انتخاب جشنواره فجر در سال گذشته حق انتخاب داشتند؟ همه را بازی دادند و در نهایت گزینه های مطلوب راهی شدند، چرا؟ چون آنجا هم ژنرال اصلاحات حکمفرمایی می کرد، آیا کسی هست که ندادند همه چیز فرمایشی است؟ مثل وقتی که خرازی به مقامات فرانسه گفت از طرف مردمی که تحصن کردند تحت فشاریم و آن مقام فرانسوی با پوزخند پاسخ داد که می دانیم به آنها پول دادید تا نقش بازی کنند!
حالا سیاست های مافیای اصلاحات به سینما آمده، زمین و زمان را چنگ می زنند تا پیرپسر کاندیدا نشود، والا بلا ما سفارشی نویس کسی نیستیم، ولی فرق فیلم خوب و بد را می فهمیم، یک روز شهید وطن آقا ابراهیم همت گفت ببینید دشمن کجا را میزند بدانید حق آنجاست، امروز هم اگر سواد سینما ندارید ببینید منتقدهای اجاره ای و پژوهشگرهای پروژه ای چه فیلم و چه کارگردانی را می کوبند و سیستم به اتکای آنها روی چه فیلمی داس و چکش دستش می گیرد، بدانید آن فیلم شاهکار کرده، آن کارگردان موفق شده، وقتی پیرپسر در سطح جهانی امتحانش را پس داده چرا روی اسب برنده شرط نمی بندید؟ وقتی تمام استانداردها را تکان داده وقتی سه ساعت مخاطب را میخکوب خود کرده چرا لج می کنید؟ هدف نشان دادن توان سینمای ایران است، حتی اگر به جایزه ختم نشود، این توان هنر قصه گویی است، هنر روایت گری، هنر دقت به جزئی ترین مسائل، قرار نیست آنجا بیانیه خوانی بشود، قرار نیست فیلمنامه دارای ضعف برود، بنا نیست فیلمی با ضعف های جدی در کمیت و کیفیت خود نماینده ما بشود، به شخصه فرد سخت پسندی هستم، در کمال احترام فیلم های دارای مشکل را نقد می کنم و قلم خودم را آلوده هیچ پروژه ای نکردم، پیرپسر هم به وقتش نقد می کنم اما نه الان که زیر شدیدترین نابخردی ها و فشارهاست، به نمایش خانگی که رسید مو را از ماست بیرون می کشم، تعارف هم ندارم، مثل وقتی که زمین و زمان برای یک فیلمی دست زدند و به تنهایی داد زدم فیلم خوبی نیست و ناسزا شنیدم، وقتی هم فیلم خوبی را زیر ضربه بردند که موهن است با استدلال فقهی خودشان دفاع کردم که کمی و کیفی آن اثر خوب است حتی اگر کپی باشد.
یک روزی در مراسم اکران فیلمی عنوان کردم و به قلم عزیزان دیگر بازتاب پیدا کرد که پیرپسر را نگاه می دارند تا در وقتی خاص اکران کنند که بازدیدش بشکند و حضرات می دانستند حساسیت امنیتی و نظامی کشور برای چه زمانی است و پیرپسر را همان زمان اکران کردند، شاید بگویید اینها تئوری توطئه است و من با لبخندی شما را راهی میکنم و می گویم حق باشماست! حتی گفتم همان زمان هم وقت می خرند تا فیلم زن و بچه برسد و برادرکشی صورت پذیرد، یعنی بر سر روستایی بزنند که با تمام دهن کجی هایی که در گذشته به ما کردی! فیلمت نفروخت و فروش پیرپسر را به رخ او بکشند، اینگونه هم او را مهار می کنند هم مخاطبانش را می گیرند و هم منتی بر سرش می گذارند که وقتی با ما همکاری کنی تو را تا بالا حمایت می کنیم، اما همان حمایت ها هم برای تخریب است اگر روستایی هوشیار باشد.
امروز دارند زمین و زمان را به هم می دوزند تا روستایی فیلمش به اسکار برود، بنا بر این است که اسب بازنده برود و شکست بخورد تا یک بار برای همیشه تاریخ مصرفش تمام شود، اگر جای او بودم انصراف می دادم تا به این برادر کشی پایان دهم، اگر جای علی زرنگار و مجید برزگر بودم اگر جای رسول صدرعاملی بودم انصراف می دادم تا گزینه های برنده بالا بروند، زمین بازی را ببینیم و تسلیم این صحنه آرایی های خطرناک نشویم.
برای ایران، پیرپسر براهنی بالاترین امکان موفقیت را دارد، همانطور که فیلم رها از حسام فرهمند در درجه بعدی شانس موفقیتش خوب است، محتواهایی قوی دارند، لجبازی را کنار بگذاریم، آنهایی که می توانند کنار بروند این چرخه باطل را بهم بزنند و مسئولین امر عقلانیت را جایگزین لجاجت کنند، همین جنس لجاجت را روزگاری شمقدری با تحریم اسکار عنوان کرد و سعی کرد به پشتوانه حسینی در سال 89 جلوی یک حبه قند میرکریمی را بگیرد و حالا روی دیگر آن لجاجت با سیاست های گشتاپویی آمده تا اهداف دیگری دنبال کند، گزینه نهایی را از اسب های برنده برگزینید تا نه جایزه نهایی که اگر حاصل شود مبارک است، که تصویر قدرتمند سینمای ایران زمین همگان را به وجد آورد، پیرپسر از رقابت های تکنولوژی مرسوم هالیوود فاصله گرفته، فیلمنامه اش حاصل هوش مصنوعی نیست که برآمده از هوش تحسین برانگیز انسانی است و با عصاره شفابخش هنر در هر بخش خود اثری تماشایی خلق کرده، برای گرفتن امتیاز برای سیاست های چکمه ای، سینما را قربانی مدیریت استالینی خود نکنید، فلان خبرگزاری سینمایی را که به یک سازمان میلی وابستگی دارد و سرمایه اش منشا مشخصی ندارد بزک نکنید تا تریبون سیاست های تاریک سینمایی شما بشود و یک فیلم را رپورتاژ کند، بدانید اگر احمدی نژاد منتخب ملت ایران شد آنها هم رسانه جامعه هنری می شوند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا