هشدار لقمان مداین پژوهشگر تاریخ معاصر: جنگ بزرگی در راه است! /یک فنجان چای بی موقع

1 اسفند 1404

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، لقمان مداین منتقد سینما و پژوهشگر تاریخ معاصر طی یادداشتی اختصاصی که در اختیار سینمادرام قرار داد با هشدار بر قریب الوقوع بودن جنگ به تحلیل تحولات امروز و آینده ایران پرداخت و نوشت:

تیک تاک ساعت را گوش می کنم، ضربان ساعت به تندی در تپش است، نبض زمانه به نفع ما نمی زند، به آستانه تغییر رسیده ایم، صدای انفجار نمی آید اما به زودی شنیده می شود، جنگ بزرگی در راه است، کوتاه اما وسیع، در یادداشت های سابق نوشتم امریکایی ها تغییرات بزرگ خواسته اند، پیش شرط هایشان اگرچه در زبان بزرگ است اما در عمل قابل هضم می تواند باشد، جام زهرهای بزرگتری نوشیده شده که این در مقابل آنها یک فنجان چای بی موقع است.
یادتان هست که نوشتم دو سال آخر بایدن مذاکرات محرمانه با تیم ترامپ برقرار شد و او پیش شرط هایی را مطرح کرد، هنوز از هیچ کدام آنها کوتاه نیامده و حاکمیت از فهم این مساله عاجز است.
حرکت ناوگان عظیم امریکایی به خلیج فارس و دریای عمان برای لگد زدن به دژ چین و روسیه است، که اگر بتواند دروازه های تهران را فتح کند دومینوی سقوط دیگران آغاز می شود.
فکر می کنید می توانیم مقاومت کنیم؟ جالب است که بدانید یکی از اصلی ترین سناریوهای امریکایی ها تصرف جزیره خارک است که اگر موفق شوند بازپس گیری آن برای ما بسیار دشوار خواهد بود و به همین منوال فروش نفت ما رسما قطع خواهد شد، اقتصاد ما همیشه به نفت وابسته بوده و این یعنی رسیدن به مرحله سقوط.
تراستی ها با هدایت امریکا پول هایمان را نیاوردند، بالغ بر هفتاد میلیارد دلار از سرمایه کشور رفته و بازنگشته، بودجه امسال را با چهل میلیارد دلار بسته اند، باورتان می شود با این رقم بشود کشور را اداره کرد؟ بد نیست بدانیم بودجه یک سال امارات قریب به پانصد میلیارد دلار بوده است!
الان که چین حاضر نشد فاینانس های ما را ایجاد کند، نفت ما را با نفت کش های خودش می آید و می برد، در ازای آن با هواپیماهای باری نظامی برایمان تجهیزات می آورد، تخفیف های ما در نفت برای آنها فراتر از چیزهایی است که گمانش را کنید، با این حال از سوخت موشک بالستیک تا رادار و هر آن چیزی که ایران طلب کرده در اختیار ما قرار داده است. همه را با هواپیمای نظامی به ایران می آورند که اسرائیلی ها در راه هدف قرار ندهند و نفت را با نفت کش های خود می برند که امریکایی ها توقیفش نکنند.
روس ها هم این روزها زیاد می آیند، کارخانه های پهپاد انتحاری شاهد در ایران تعداد مشخصی تولید دارد و روس ها مدام می آیند و بارگیری می کنند و می برند، در ازای آن طلا می دهند، مازادش را ایران با نیازمندی های روسیه مبادله کرده و میگ های اُورهال شده و سوخوهای نسل جدید خریداری کرده است، انقدری دستش پر شده که بتواند در یک شب همزمان صد و پنجاه جنگنده بلند کند، هلی کوپترهای خوبی هم خریدند اما فکر می کنید در برابر جنگی با این عظمت تاب می آورند؟ باور ندارم.
راستی دستگاه هایی از روس ها گرفتند که استارلینک را شناسایی می کند، روی ماشین نصب می شود و در خیابان می چرخند و تا ساختمان های چهار طبقه را اگر در تیرس باشد فرکانس یابی می کند، الباقی را فرکانس صفر می فرستند، روی همان طول موج استارلینک سوار می شوند و فرکانس را خنثی می کنند که باید اقرار کرد موفق بودند، اما در گرفتن تجهیزات بیش از آنکه استارلینک یاب ها موفق باشند مخبر ها خوب عمل کردند!
دو هفته پیش اسرائیلی ها خبر آخر هفته حساس را مطرح کردند، هیچ توضیح اضافی هم ندادند، شنیده ها حاکی از آن است که بنا بوده رهبری با تیمی از سران قدس دیدار کنند، قاآنی هم بنابوده بیاید، تیم حفاظت بیت لوکیشن می دهد تا آنها به موقعیت بیایند، کمی مانده به جلسه یکی از دعوت شده ها بازداشت می شود، مشخص می شود که وزارت اطلاعات با حفاظت قدس و ولی امر طی پروژه ای مشترک روی یکی از اعضا سوار بودند، لوکیشن اولیه فیک دادند، منتظر بودند تا طرف موقعیت را برای رابط خودش مخابره کند، می گویند برای فردی در گرجستان فرستاده، آن فرد ردیابی می شود و سرپل مستقر در گرجستان را بازداشت می کنند، البته ادعای حضرات است، صحت و سقمش معلوم نیست، و عضو قدس نیز بازداشت می شود، الباقی به لوکیشن اصلی منتقل شده و دیدار انجام می شود، نقل است که آخر هفته حساس ترور رهبری با سران قدس در یک لوکیشن بوده، که این طرح بهم می خورد، ترامپ روی این مساله حساب ویژه ای کرده بود که وقتی شکست می خورد از اسرائیلی ها کمی ناامید شده و به مذاکره روی می آورد.
این پنجمین بار است که از جنگ 12 روزه سعی کردند ایشان را هدف قرار دهند و موفق نشدند، تیم حفاظتی را نمی توان گفت خوب عمل کرده، چون همیشه دقیقه نود روزنه ای باز شده و طرح را خنثی کردند پس رقابت تنگانگ است و روزی که این رشته از دستشان خارج شود کاری که نباید صورت می پذیرد.

اصلاح طلبان بعد از جنگ دوازده روزه بیانیه ای دادند که لب مطلب آن مشخصا پیامی به اسرائیل بود که اگر ما بیاییم این ها را انجام می دهیم و اگر می خواهی بزنی ما را نزن! بازداشت سران جبهه اصلاحات نیز در همین راستا بود، دعوا سر صندلی پادشاه است، طرف امریکایی آقا مجتبی را که حالا تحت حفاظت ولی امر است نپذیرفته و گفته می زنیم، اما سید حسن خمینی را قبول کردند، بازداشت سران جبهه توسط سپاه یعنی مهم نیست امریکایی ها چه کسی را قبول کردند، ما او را قبول نداریم و این یعنی ترامپ اصلی ترین شرطش که تغییر رهبری بوده عملی نمی شود.
حالا ایران سعی کرده پیشنهادات اقتصادی ترامپ را بپذیرد، حاضر شده امتیازات خود را بدهد، همان امتیازاتی که روزگاری بعد از برجام اجازه ندادند هیچ شرکت امریکایی به ایران بیاید حالا التماس می کنند که آنها تشریف فرما شوند.
امتیازات اقتصادی لطف خودش را دارد، امریکا در تنگنای اقتصادی است و نیاز دارد بازار ایران را داشته باشد، از طرفی بازار ایران که برای امریکایی ها تثبیت شود سفره چین و روسیه کوچک می شود و ایران ناچار است برای نگه داشتن امریکایی ها بخشی از همکاری های نظامی با چین و روسیه را کاهش دهد.
مساله هسته ای پابرجاست، غنی سازی ادامه دارد، با همان غنا و خلوص، امریکا نتوانست مانع هسته ای و موشکی شود، اما پیشنهاد روس ها برای ما راهگشا است، آنها پیشنهاد کردند که ضامن ما شوند تا متعهد بشویم که موشک هایمان کشوری را تهدید نکند و بازدارنده باقی بماند، پیشنهاد کنسرسیوم هسته ای نیز برایمان مفید بوده، یعنی در حوزه موشکی و هسته ای مشکلی در توافق نداریم.
حالا که عربستان تهدید امارات را در یمن حل کرد تنها کشور تصمیم گیر در یمن مقابل ما عربستان است، که آنها خیلی پیشتر به ایران گفته اند که آماده همکاری برای تشکیل دولت ملی در یمن هستند، با توجه به توافق سابق امریکایی ها با حوثی ها می توان امیدوار بود که تنها برگ برنده ما در آن نقطه است و می توانیم با کمک عربستان به نتیجه برسانیم، سوریه را از دست دادیم و حالا باید زرنگ باشیم که کریدور زیارتی باز بماند و پول هایمان را که رسید گرفتیم برگردانیم، از فلسطین اهرمی باقی نمانده که بتواند ایفای نقش کند، تنها افرادی هستند که می گویند سلاح داریم و نیرو، اما در حال حاضر کارایی ندارند، پس خروجی حاصل نمی شود، باید امیدوار بود که در مذاکرات منطقه ای با اتحاد ایران و کشورهای عربی شرط دو کشوری فلسطین اسرائیل پیاده سازی بشود، عملا حماس دیگر کارکردی برای ما ندارد که بخواهیم رویش چانه بزنیم و دست برتر داشته باشیم، گروگانی باقی نمانده! حزب الله زیر فشار شدیدی است، نیرو دارد اما قدرت میدانی نه! دولت مرکزی تمام قد ایستاده تا انبار سلاح های آنها را خالی کند، اسرائیل نیز زمینی پیشروی کرده، سازمان ملل منطقه حائل ترسیم کرده اما کسی نمی تواند به آن اتکا کند، یک توان کم و محدودی از حزب الله مانده که نگاه داشته اند برای روزی که رهبری فرمان جهاد عمومی می دهد، تا صرفا برد خبری داشته باشد، همان نیروی باقی مانده حماس نیز برای چنین بازه ای نگه داشته شده، می ماند عراق، ایران تمام سعی خود را کرد تا دوباره نوری مالکی بیاید، می خواست نشان بدهد هنوز عراق دست ایران است، حالا با آمدن مالکی می تواند کتائب و حشد را در ارتش ادغام کند و نگران منحل کردن و خانه نشین شدن آنها نباشد، ارتش عراق همسو با ایران می شود و این برای جمهوری اسلامی مهم است که از امنیت تا ارتش در دستان خودش باشد، پس عراق هم مشکلش در مذاکرات منطقه ای به این صورت حل می شود، یعنی مشکلی هم در توافق منطقه ای نیست، تنها مشکل حل ناشدنی آمدن جانشین رهبری است که هنوز مقاومت می شود، با سخنرانی اخیر رهبری که با ذکر مثالی گفت کسی مثل امام حسین (ع) با کسی مثل یزید بیعت نمی کند، و دستگیری رجال اصلاحات می توان اینگونه برداشت کرد که ایشان تا پای جان می خواهد بایستد.
حال باید ترامپ تصمیم بگیرد که از خیر این شرط بگذرد و به شروط دیگر ایران که لاریجانی هم اقرار کرده شدنی است و حاصل می شود بسنده کند یا پای آن بایستد و جنگ را شروع کند.

رضا پهلوی نزدیک بود به کاخ سفید دعوت بشود اما لابی قدرتمند مجاهدین از طریق سناتورهای جمهوری خواه که در گردهمایی های مجاهدین حاضر می شدند و پول می گرفتند پنبه اش را زد، جنگ قدرت در اپوزوسیون نیز بالاست، دیدید که جولیانی به عنوان وکیل ترامپ چه گفت، پهلوی امروز تنها حامی اش اروپاست، حالا که ابزارشان را در میز مذاکره از دست دادند و ایران بدون اروپا دارد مذاکره می کند سعی دارند با آوردن فشار از طریق پهلوی سهم خواهی کنند، امان از روزی که باج خود را بگیرند که آن روز همین آلمان که دشمن شماره یک ایران شده پهلوی را در سینی طلا به ایران تحویل می دهد.
طرفداران پهلوی روی دیگر حاکمیت هستند، آنها با ساندیس شور می گیرند اینها با چای رایگان، آنها با ساندویچ ماکارانی اینها با ساندویچ کالباس، آنها با آش اینها با عدسی، وجه مشترک‌شان هم اتوبوس رایگان است و خوی تندی که در برخورد با منتقد خود دارند و تمامیت خواهی و قلدری های شعبان بی مخی! هیچ کدام نظر منتقد را تاب نمی آورند و مخالف خویش را با حذف فیزیکی یا ترور شخصیتی از میدان به در می کنند.
دادگاه مجاهدین را از شبکه شش صدا و سیمای میلی می بینم، این همان امتیازی است که ایران از امریکا خواسته بود و آنها گفته بودند در دادگاهی غیر از دادگاه انقلاب هرکدام که مجرم هستند را علنی محاکمه عادلانه کنید و رای غیابی بدهید که به استناد حکم نهایی و مستندات پرونده آنها را به شما تحویل می دهیم.
روزی که مذاکرات عملی شود حمام خون عظیمی به پا خواهد شد.
در تظاهرات 18 دی باید اعتراف کنیم که حاکمیت غافلگیر شد، باور نمی کردند این تعداد جمعیت بیاید، می گویند حاکمیت نباید دست به سلاح می برد! مگر می شود؟ وقتی جمعیت هماهنگ با هم به سمت پاسگاه می روند، به سمت سرکلانتری می روند و سرباز وظیفه را آتش می زنند و پیکر سوخته او جلوی درب پیدا می شود، وقتی به سمت پادگان می روند تا ادوات را بردارند، وقتی امیرفرشاد ابراهیمی عضو سابق انصار حزب الله که حالا رهبری گارد جاویدان را بر عهده گرفته اعتراف کرده تمامش را با لیدرها هماهنگ کرده بودیم، یعنی عقبه امنیتی داشته! جمعیتی که به سمت مراکز دولتی و نظامی و امنیتی و رسانه ای می روند یعنی تلاش برای سرنگونی، یعنی می خواهند از تلویزیون پیام انقلاب بدهد، یعنی رسیدن به انبار سلاح، هیچ حکومتی این را تاب نمی آورد، رمزشان سه تیر بوده، سه تیر هوایی که بعد از آن هرکس فرار نکند و بایستد یعنی از مردم نیست و باید زده بشود، حالا سوال این است مسیح علینژاد که توانست انقلاب زن، زندگی و آزادی را به پیروزی برساند و یکی از مطالبات حامیانش یعنی حجاب را آزاد کند چقدر هزینه انسانی داد؟ رضا پهلوی که فراخوان داد مردم بیایند و مراکز حساس را بگیرند چقدر هزینه داد؟ کدام موفق تر بودند؟ مسیح مدنی ترین شکل انقلاب را با کمترین هزینه و بیشترین خروجی به پیروزی رساند، واضح بگویم؟ این رقابت بین رضا پهلوی و مجاهدین بود تا بگوید من هم کسانی را دارم که برایم کشته بشوند، تا پیش از این مجاهدین مدعی بود چهار هزار نفر در دهه شصت برایش کشته شدند حالا رضا پهلوی هم می گوید سه هزار نفر برایم کشته شدند، و این برای او جایگاه و اعتبار نزد کشورهای صاحب قدرت می آورد و به باور من این نگرش حاصل مشاوره خون آلودی بوده که ایرج مصداقی به رضا پهلوی داده، کشته سازی، همان شگرد مجاهدین برای اثبات خود!
وگرنه چطور رضا پهلوی نمی دانست وقتی فرمان تصرف خیابان، مراکز حساس، رسانه ها و فعال شدن گارد جاویدان مسلح را می دهد حاکمیت تعارف را کنار می گذارد، مگر خودش در حکومت پدرش زیست نکرده بود؟ مگر پروتکل را نمی دانست؟ چه فرقی میان اویسی و رادان است؟ می دانست! اما مشاوری مثل مصداقی او را به یقین رسانده بود که مجاهدین خود را تثبیت کرده، حال بین گروه های بسیار زیاد اپوزوسیون تو باید خودت را تثبیت کنی، و تثبیت کرد.
اصلا شما بگویید وقتی یک نفر مشخص می شود که کلاه بردار است، تمام عمر را به کلاشی گذرانده، همه بر سرش گواهی می دهند و شناس است، حال بروی و آگاهانه سرمایه ات را به او بدهی تا کلاهت را بردارد، کدام یک مقصر هستید؟ او که ثابت کرده کلاه بردار است یا تو که می دانستی و آگاهانه چنین کردی! مگر دهه شصت، هفتاد و هشت، هشتاد و هشت، نود و شش، نود و هشت، چهارصد و یک را ندیده بود؟ چه بگویم.

اما مردم حاضر نیستند کشته بشوند، برای مثال در یک محدوده سرزمینی، 15 هزار نفر بیرون آمدند که به محض شروع درگیری مسلحانه جمعیت به خانه می روند و هشتصد نفر باقی می مانند. یعنی هشتصد نفر حاضرند هزینه بدهند، از این جمعیت روز بعد چهارصد نفر می آیند، که یعنی چهارصد نفر یا دستگیر و یا کشته شدند! در یک بازه کوچک چهارده هزار و دویست نفر کنار می کشند، این چیزی است که مدافعان سلطنت متوجه نمی شوند.
این فراخوان رضا پهلوی یک عقب گرد بود، باعث شد نظام پالایش شود، قوه قضائیه دوباره رویکرد سخت گیرانه را اتخاذ کرد، حکم ها رادیکال تر شد، نیروهای پلیس و امنیتی دستشان بازتر شد و فضا را قرمز کردند.
خون یکایک کسانی که کشته شدند پیش از آنکه گردن جمهوری اسلامی باشد، بر عهده رضا پهلوی است، که می دانست خروجی چه خواهد شد اما فراخوان داد، مگر می شود بدانی سگی هار که آب دهانش از شدت وحشی گری در حال ریختن است آن سمت ایستاده و بگویی فرزندانت به مقابلش بروند؟ هر آسیبی آن سگ بزند پیش از آنکه گردن سگ باشد بر ضمه پدری است که عقلانیت به خرج نداده، می دانیم آن سگ گاز می گیرد و به جوانان می گوییم شما نیز خم شده و پای سگ را گاز بگیرید؟!
نوجوانان را با اخذ تعهد آزاد کردند، کسانی که تتوی پهلوی دارند را می برند برای سوزاندن تتو، بدون بی حسی! بی تی اس گوشی ها را زدند و به نوبت سراغ افراد می روند، چت ها را، پیامک ها را، واتس آپ ها را رصد کردند، استوری ها را دیدند، به همه می رسند، زمان خالی ندارند! وثیقه های سنگین و برخوردهایی خشن که دیگر قابل اعتراض هم نیست، ثمره قیام پهلوی است که از پشت شیشه ضدگلوله مردم را مقابل گلوله فرستاد، در آلمان متعهد شد که قوانین پلیس را با تمام سختگیری ها احترام کند اما در ایران پلیس را خار کردند، آنجا آشغال های خیابان را هم جمع کردند اینجا اتوبوس های نو را هم سوزاندند، بانک را آتش زدند، بلوک جداول را شکاندند تا سنگ اندازی کنند، گارد ریل را به وسط کشیدند تا راه بندان شود و سطل آشغال آتش زدند تا گاز اشک آور خنثی گردد.
اگر با همان استاندارد آلمان اینجا تظاهرات می کردند چه می شد؟!
هیچ، فقط سه هزار و خرده ای جوان پاک که با نیت های درست در زمان و هدایت اشتباه بلند شده بودند، کشته نمی شدند!

مجاهدین خودش را بازسازی امنیتی کرد، حالا دستش در کف تهران آنقدر باز است که بازوی اسرائیل و چشم و گوش او تلقی می شود ولی از فقر قدرت مردمی رنج می برد، پهلوی نیز پس از جنبش مهسا موفق شده خودش را دوباره بازسازد، اگر چه قدرت امنیتی مجاهدین را ندارد، اما مردمی را به سود خود جذب کرده مجاهدین آن را ندارد، جمهوری اسلامی در 22دی و 22بهمن توانست حامیان همیشه در صحنه خود را بیاورد، حالا بخشی از اصلاح طلبان نیز با او هستند، خطر جنگ و سرنگونی میانشان یکدستی ایجاد کرده، این جمعیت ها اگرچه زیادند اما هیچ کدام در مرحله سرنگونی شانس پیروزی نمی دهند، در بهترین حالت جنگ داخلی می شود با هزاران جنازه دیگر.
شوخی شوخی به بهمن 57 رسیدیم! تا نتیجه چه باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا