یادداشت لقمان مداین منتقد سینما بر جشنواره فیلم کوتاه تهران/ جهان‌هایِ کوچک، دردهایِ بزرگ؛ نگاهی به آینده‌ی سینمای کوتاه

1404/09/05

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، لقمان مداین منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی بر جشنواره فیلم کوتاه تهران نوشت: سینمای کوتاه در ایران، دهه‌هاست که به عنوان یک «آزمایشگاهِ ایده‌ها» عمل می‌کند؛ جایی که نسل‌های تازه‌نفس با کمترین امکانات، بزرگترین حرف‌ها را می‌زنند. اما نگاهی به کارنامه‌ی جشنواره‌های اخیر نشان می‌دهد که ما با یک پارادوکس بزرگ روبرو هستیم: از یک سو با موجی از خلاقیتِ بصری و جسارتِ فرمی مواجهیم و از سوی دیگر، با سیستمی که همچنان در تأمینِ ابتدایی‌ترین نیازهای تولید، لنگ می‌زند.

باید صادقانه گفت که «بازگشت سرمایه» در سینمای کوتاه ایران، بیش از آنکه یک استراتژی اقتصادی باشد، یک رویاست. شنیدن روایت‌های فیلمسازانی که برای تأمین بودجه‌ی آثارشان، دست به کارهای جانبی دشوار می‌زنند، هم تحسین‌برانگیز است و هم دردناک. این «قهرمانیِ فردی»، نباید به رویه‌ای جاری تبدیل شود. زمانی که فیلمساز مجبور است انرژیِ فکریِ خود را صرفِ تأمینِ هزینه‌های معیشتی یا تهیه دکور کند، قطعاً از کیفیتِ اثر کاسته می‌شود. وقت آن است که نهادهای متولی، از شعارِ «حمایت» عبور کرده و به سمتِ «تسهیل‌گریِ واقعی» حرکت کنند. تولیدِ فیلم نباید به معنای «جنگیدن برای نان شب» باشد.

یکی از مثبت‌ترین اتفاقاتی که در آثارِ سال‌های اخیر دیده می‌شود، فاصله گرفتن از دامِ «آپارتمان‌زدگی» و دیالوگ‌محوریِ افراطی است. متأسفانه مدتی طولانی گرفتارِ وضعیتی بودیم که در آن فیلم‌ها را می‌شد با بستنِ چشمان و فقط با گوش دادنِ به صداها درک کرد. اما اکنون شاهدِ بازگشت به «تصویر» هستیم. سینما، هنرِ دیدن است، نه هنرِ شنیدنِ بحث‌های طولانیِ اجتماعی. اینکه فیلمسازان به سمتِ روایت‌های بصری، استفاده از اتمسفر، نورپردازی‌های خلاقانه و فضاهای سوررئال رفته‌اند، نشانه‌ی بلوغِ این سینماست. ما بیش از هر زمان دیگری به «خیال‌پردازی» نیاز داریم تا «واقع‌گراییِ تلخ و تکراری».

بخشِ بزرگی از سینمای ایران (چه کوتاه و چه بلند) در چرخه‌یِ بسته‌ی «درام‌های اجتماعی» گرفتار شده است. جشنواره‌های اخیر نشان داد که تماشاگر و حتی داوران، تشنه‌ی «ژانر» هستند؛ از وسترن‌های مدرن گرفته تا آثارِ فانتزی و تجربه‌گرا. اینکه فیلمساز به جای تکرارِ فرمول‌های موفقِ قبلی، به دنبالِ ساختنِ جهانی تازه با قواعدِ خودش باشد، ارزشمند است. نباید اجازه دهیم سینمای کوتاه تبدیل به ویترینی شود که فقط یک نوع نگاهِ خاص را بازتاب می‌دهد. باید فضا را برای ژانرهایی مثل وحشت، کمدیِ سیاه، فانتزی و علمی-تخیلی باز کرد تا نفسِ تازه‌ای در این کالبد دمیده شود.

در مواجهه با سوژه‌های حساس (مانند خشونت‌های اجتماعی یا چالش‌های حقوقی)، مشاهده می‌کنیم که برخی آثار با دغدغه‌مندیِ ستودنی به سراغِ پژوهش‌های دقیق رفته‌اند. این یک ضرورتِ حیاتی است. فیلمسازی که می‌خواهد درباره‌ی یک معضلِ اجتماعی یا اخلاقی حرف بزند، حق ندارد بدونِ مطالعه و تنها با اتکا به شنیده‌ها فیلم بسازد. استفاده از کدگذاری‌هایِ تصویری، نمایشِ دقیقِ روابط و اجتناب از نگاهِ اروتیک یا استثمارگرانه به سوژه، نشان‌دهنده‌ی اخلاقِ حرفه‌ایِ فیلمساز است. سینمای کوتاه باید «آینه‌ی تمام‌نمایِ واقعیت» باشد، نه «ابزاری برای تسکینِ آنیِ مخاطب».

سینمای کوتاه ما دیگر «آماتور» نیست؛ تکنیک‌های تدوین، صداگذاری و طراحی صحنه به استانداردهای قابل‌قبولی رسیده‌اند. اما این «بلوغ فنی» باید با «بلوغِ محتوایی» و «حمایتِ ساختاری» همراه شود. ما نیاز داریم فیلمنامه‌نویسانی داشته باشیم که دغدغه‌ی سینمایِ ژانر و انیمیشن را دارند، نه اینکه همگی به سمتِ تولیداتِ مشابه حرکت کنند.

این جشنواره‌ها نباید صرفاً محلی برای «دیده‌شدن» باشند، بلکه باید به «دانشگاهی برایِ ارتقا» تبدیل شوند. سینمای کوتاه ایران، پتانسیلِ آن را دارد که فراتر از مرزها پرچم‌دارِ یک جریانِ نوآورانه باشد؛ به شرطی که اجازه دهیم فیلمساز به جای دغدغه‌ی «بقا»، به دغدغه‌ی «خلق» بیندیشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا