یادداشت لقمان مداین بر عملکرد شهرداری تهران در میان جنگ تحمیلی سوم/ تبدیلِ تهدید به فرصت؛ مدیریتِ هوشمندِ پایتخت در میانه شدیدترین بحرانِ جنگی
۱۴۰۴/۱۲/۲۵

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، لقمان مداین منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی بر عملکرد شهرداری تهران در دوران جنگ تحمیلی سوم نوشت: تجربه روزهای سخت و بحرانی در دوران جنگ تحمیلی سوم، بار دیگر محک بزرگی برای توانمندی نهادهای اجرایی کشور بود. در این میان، شهرداری تهران با اتخاذ تدابیر شبانهروزی و مدیریتی جهادی، توانست تصویری از یک کلانشهرِ ایستاده و مقاوم را به نمایش بگذارد که نهتنها دچار فروپاشی نشد، بلکه با سرعتی مثالزدنی به مسیر توسعه و خدمترسانی ادامه داد. کارنامهای که در نهایت، نمرهی قبولی را از دیدگاه مردم پایتخت برای این دوره مدیریتی به ارمغان آورد.
یکی از مهمترین محورهای عملکرد شهرداری تهران، حفظ بهداشت روانی و سیمای ظاهری شهر در مواجهه با نقاط انفجار و آسیبدیده بود. بلافاصله پس از هر حادثه، تیمهای عملیاتی شهرداری با حضور در صحنه، ضمن پاکسازیِ سریع معابر و شستشوی خیابانها، اجازه ندادند گرد و غبارِ ناشی از جنگ بر چهرهی شهر بنشیند. این رویکردِ «توقفناپذیر» در نظافت شهری، به مردم این اطمینان را میداد که شهر همچنان زنده و پویاست.
در حالی که شرایط جنگی ممکن بود بستری برای برخی سوءاستفادهها فراهم کند، تیمهای سازماندهیشدهی جهادی شهرداری، بهطور همزمان دو وظیفهی کلیدی را بر عهده گرفتند:
بازسازی: مرمتِ سریعِ مکانهای تخریبشده برای بازگرداندنِ چرخهیِ عادیِ زندگی.
حراست از قانون: نظارتِ دقیق برای جلوگیری از ساختوسازهای غیرقانونی که سودجویان قصد داشتند در خلاءِ بحرانِ جنگ انجام دهند. این مدیریتِ هوشمندانه، مانع از هرگونه بینظمیِ ساختاری شد.
یکی از شگفتانگیزترین بخشهای مدیریت شهرداری، توقفناپذیریِ پروژههای عمرانی و خدماتی بود. در حالی که جنگ در جریان بود، پروژههای شهری با قدرت افتتاح میشدند تا پیامی روشن مخابره شود: «تهران نمیایستد». در همین راستا: میادین میوه و ترهبار با مدیریتِ دقیق، لحظهای در تأمینِ مایحتاجِ روزانهی مردم وقفه ایجاد نکردند. اتوبوسها و تاکسیها، با وجود تمام مخاطرات، همچنان در خط مقدمِ خدماترسانی به شهروندان فعال بودند و به محضِ آسیبدیدنِ راهها و پلها بر اثر حملات، تیمهای فنی با حضورِ فوری، مسیرهای حیاتی را بازگشایی کردند تا شریانهایِ ارتباطیِ شهر قطع نشود.
شهرداری تهران با درکِ درست از نیازهایِ خانوادههایِ آسیبدیده و جنگزده، بهسرعت ظرفیتهای اقامتی، از جمله هتلها، مددسراها و مراکز تحت مدیریتِ خود را به پناهگاهی امن برای این عزیزان تبدیل کرد. این اقدامِ انسانی، گامی بلند در راستایِ کاهشِ آلامِ مردم بود و نشان داد که شهرداری تنها یک نهادِ عمرانی نیست، بلکه بازویی حمایتی و دلسوز و آغوش امن نظام در سخت ترین روزهای شهروندان است.
در حالی که سایه سنگین جنگ بر سر پایتخت گسترده شده بود و حملاتِ پیاپی، تلاش میکرد تا نبضِ حیات را از پیکرهی شهر بگیرد، تهران تصویری متفاوتی را به جهان مخابره کرد. در آستانهی عید نوروز، زمانی که انتظار میرفت شهر در سکوتِ پناهگاهها فرو برود، میادین اصلی تهران به نبضِ تپندهیِ «زندگی» تبدیل شدند. مردم، مصممتر از همیشه در میادین حاضر بودند؛ نه برای پناه گرفتن، بلکه برای خرید عید و تداومِ آیینهای ملی، در حالی که در گوشهای دیگر از شهر، آسمان با آتشِ بمباران رنگ عوض میکرد.
شهرداری تهران در این دوره، با درکی عمیق از اهمیتِ حفظِ روحیه ملی، فراتر از وظایفِ اجراییِ خود عمل کرد. مدیریت شهری نه تنها در پاکسازیِ سریعِ نقاط انفجار و بازسازیِ زیرساختها لحظهای درنگ نکرد، بلکه باری مضاعف را بر دوش کشید که نیازمند همتی مجزا بود.
شهرداری تمامی میادین اصلی شهر را به مراکزِ ثقلِ خدمترسانی و پشتیبانی تبدیل کرد. این میادین تنها محل تجمع نبودند؛ بلکه به دژهای لجستیکی تبدیل شدند که در آن، نیازهای مردمِ حاضر در صحنه و رزمندگانِ کشور تامین میشد. با سازماندهی دقیقِ شهرداری در تامین نیازمندی ها، این نقاط به بستری برای پشتیبانی از سیستم دفاعی و پر کردن دست آنان و گرم ساختن پشت دلاوران میهن بدل شد. در همین حین، سازمان زیباسازی شهرداری با بهرهگیری از «بنرهای هوشمند» و تبلیغاتِ محیطیِ هدفمند، فضای جنگی را به نفعِ روحیه ملی مدیریت کرد و پیامهای ایستادگی را به گوشِ تکتکِ شهروندان رساند.
یکی از درخشانترین اقداماتِ تیمِ مدیریتی شهرداری، تغییرِ استراتژیِ روانیِ شهر بود. با فعالسازیِ «زیستِ شبانه»، باز نگه داشتنِ سینماها در میانه جنگ، و تجهیزِ پارکها و خانههای بازی برای کودکان، فشارِ روانیِ ناشی از جنگ را از سرِ جوانان و خانوادهها برداشت.
این مدیریتِ هوشمندانه، استرسِ خانوادهها را به «اعتماد به نفس» و ترس را به «شجاعت» بدل کرد. شهرداری تهران به سهم خود اجازه نداد ضعف در کالبدِ جامعه رسوخ کند؛ بلکه با حفظِ شور و نشاطِ اجتماعی، جامعه را از فضایِ منفعلِ، به سمتِ جسارتی مثالزدنی سوق داد. نتیجهی این رویکرد، آن بود که صدایِ مردم دیگر پژواک ترس نبود، بلکه فریادِ درخواستِ انتقام و عدالتخواهی بود که از دلِ میادینِ شهر به آسمان میرسید.
تمامی این اقدامات در حالی صورت گرفت که گفتیم اتوبوسها و تاکسیها بدونِ وقفه فعال بودند، میادینِ ترهبار حتی لحظهای در تامینِ مایحتاجِ مردم دچارِ اخلال نشدند و پروژههای عمرانی با قدرتِ تمام پیش میرفتند. شهرداری تهران در این آزمونِ خطیر، تحتِ مدیریتِ شبانهروزیِ «علیرضا زاکانی» و تیمِ عملیاتیاش، نشان داد که نهتنها از پسِ ادارهی پیچیدگیهای یک کلانشهر در بحران برمیآید، بلکه میتواند روحِ مقاومت را در کالبدِ شهر زنده نگاه دارد.
شهرداری تهران با عبور از این سختترین دورهیِ مدیریتیِ پایتخت و تبدیلِ تهدیدِ بمباران به فرصتی برایِ نمایشِ قدرتِ ملی، نمرهی ۲۰ را از مردم دریافت کرد؛ نمرهای که سندِ افتخارِ مدیریتِ شهری در دورانِ دفاع و ایستادگی است. تهران نه تنها زیرِ بمباران زانو نزد، بلکه با حفظِ سنتها و تامینِ نیازهایش، به جهانیان ثابت کرد که ارادهیِ یک ملت، بزرگتر از هر آتشِ جنگی است.







