یادداشت لقمان مداین بر جشنواره سینما حقیقت/ آیا زمانِ گذار از مدیریت دولتی به سیاست‌گذاری کلان فرا نرسیده است؟

۱۴۰۴/۰۹/۱۹

جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» که به عنوان معتبرترین رویداد تخصصی سینمای مستند در ایران شناخته می‌شود، این روزها در چنبره‌ی یک بحران ساختاری گرفتار شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید، تحلیلی است بر چرایی تبدیل شدن این رویداد هنری به یک «بولتن تصویری درون‌سازمانی» و تبعات این استحاله برای آینده سینمای مستند ایران.

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، لقمان مداین منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی بر جشنواره سینما حقیقت نوشت: جشنواره «سینماحقیقت» در بدو تاسیس، با هدف تکریمِ «حقیقت» و حمایت از نگاه‌های جسورانه و مستقلِ مستندسازان شکل گرفت. اما تحلیل آماری ادوار اخیر، نشان از تغییر ماهیت خطرناکی دارد؛ جایی که جشنواره نه به عنوان بستری برای رقابت عادلانه، بلکه به عنوان «ویترینِ ویترین‌ها» برای نمایشِ بیلانِ کاریِ یک نهاد دولتیِ خاص عمل می‌کند.

بزرگترین آسیب ساختاری «سینماحقیقت»، پدیده‌ای است که در مدیریت اقتصادی از آن به عنوان «ادغام عمودی ناکارآمد» یاد می‌شود. وقتی «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» به صورت همزمان نقش «سیاست‌گذار»، «سرمایه‌گذار»، «تولیدکننده» و «برگزارکننده جشنواره» را ایفا می‌کند، عملاً اصل «رقابت» به محاق می‌رود. وقتی قریب به ۸۰ درصد آثار منتخب و جوایز اهدا شده به تولیدات خودِ مرکز اختصاص می‌یابد، جشنواره از یک رویداد هنری به یک گزارش عملکرد تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، دبیر جشنواره در حقیقت در حال داوری و تقدیر از پروژه‌هایی است که خودِ او (در مقام مدیرعامل مرکز) پیش‌تر مجوز تولید و بودجه‌شان را صادر کرده است. این تعارض منافع، مشروعیتِ سیمرغ‌ها و تندیس‌های جشنواره را در اذهان عمومی و جامعه هنری به شدت مخدوش کرده است.

رسالت نهادهای دولتی در حوزه فرهنگ، «تسهیل‌گری» و توانمندسازی بخش خصوصی است. اما شواهد نشان می‌دهد که مرکز گسترش در سال‌های اخیر دچار دگردیسی شده و از یک حامی به یک «کمپانی فیلمسازی دولتی» تبدیل شده است. این تغییر رویکرد باعث شده است که فیلمسازان مستقل به جای همکاری با یک نهادِ حامی، در مقام رقیب با نهادی قرار بگیرند که از بودجه‌های عمومی ارتزاق می‌کند و عملاً امکان رقابت عادلانه را از بخش خصوصی سلب کرده است. نتیجه این روند، نه شکوفایی سینما، بلکه به حاشیه رفتنِ خلاقیت‌های فردی و استقلالِ نگاهِ مستندسازی است.

در فستیوال‌های معتبر جهانی نظیر «ایدفا» (IDFA) یا «هات‌داکس» (Hot Docs)، اصلِ جداییِ میانِ نهادِ تولیدکننده و نهادِ برگزارکننده یک خط قرمز است. جشنواره‌ای که ویترین‌اش در انحصار تولیداتِ میزبان باشد، در اشلِ بین‌المللی جایگاهی نخواهد داشت. علاوه بر اعتبار بین‌المللی، خطر بزرگ‌تر، «تک‌صدایی فرهنگی» است. سینمای مستند باید آینه تکثرِ جامعه باشد، اما وقتی شریان‌های تولید و نمایش در یک حلقه بسته دولتی مدیریت شود، ناخودآگاهِ آثار به سمتِ بازتولیدِ قرائت‌های رسمی و حذفِ صداهای انتقادی پیش می‌رود.

برای احیای اعتبار «سینماحقیقت»، تغییر ریل‌گذاری از «تصدی‌گری» به «تسهیل‌گری» یک ضرورتِ اجتناب‌ناپذیر است. این مهم تنها از طریق سه گام عملیاتی محقق خواهد شد:

استقلال مدیریتی: دبیرخانه جشنواره باید نهادی مستقل از مدیریتِ تولیداتِ مرکز گسترش باشد تا شائبه مهندسی جوایز برطرف شود.

محدودیت در رقابت: آثار تولید شده با بودجه دولتی باید در بخش‌های غیررقابتی حضور یابند تا فیلمسازان مستقل و بخش خصوصی، فضایی برای نفس کشیدن و دیده شدن داشته باشند.

تغییر ماهیت مرکز: مرکز گسترش باید دوباره به نقشِ «صندوق حمایت مالی» بازگردد؛ نهادی که بودجه را با شفافیتِ کامل به بدنه سینما تزریق می‌کند و منتظرِ تبلورِ خلاقیت‌هاست، نه اینکه خود، کارگردان و تهیه‌کننده شود.

سینمای مستند ایران وام‌دارِ نگاه‌های جسورانه‌ای است که به دنبال حقیقت می‌گردند. «سینماحقیقت» اگر می‌خواهد همچنان اعتبار خود را حفظ کند، باید از «نمایشگاهِ پروژه‌های دولتی» به «جشنواره‌ی نگاه‌های مستقل» بازگردد. حفظ حرمتِ این سینما نیازمند ساختاری است که در آن، داور، خود بازیکن نباشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا