یادداشت صاحبه پویان مهر بر فیلم آغوش باز: آغوش باز یک طنز خانوادگی است!
۱۴۰۳/۰۹/۱۵

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، صاحبه پویان مهر طی یادداشتی به نقد فیلم آغوش باز پرداخت و نوشت: آغوش باز به کارگردانی حسین شعیبی با تیتراژی طولانی معرفی کاراکترهایش را به نمایش می گذارد.
اثری که یک پیرنگ اصلی و سه پیرنگ فرعی را همزمان جلو می برد و در به نتیجه رساندن هرکدام با یک پیام جداگانه موفق است.
در بخش محتوا اگر بخواهیم ورود کنیم شاهد دو خرده پیرنگ خوب با مضمون تفاوت رابطه و شیوه برخورد دو زوج از دو نسل متفاوت هستیم، یکی مهندسی مسن که پای بیماری همسرش مانده، پرداختن به آن مرا یاد اثر معروف هالیوود، دفترچه خاطرات می اندازد و دیگری خواننده ای معروف که همسر خود را در بین غرورهای حاصل از شهرت گم کرده، جدای از این موضوع به تکریم مادر و خانواده نیز می پردازد.
فیلمنامه دارای نقاط قوت و ضعف است، با اینکه یک روایت اصلی و سه خرده پیرنگ را همزمان پیش می برد اما مخاطب را سردرگم نمی کند، در هرجا که قرار میگیریم با آن هم سو می شویم، تعلیق های خوب دارد که هیجان را بالا برده و سبب کشش برای پیشبرد داستان میشود، حتی در پایان اثر نیز منتظر یک اتفاق از سمت ویولونیست گروه موسیقی در داستان هستیم، هرچند کوتاه است اما چون به نوعی غلبه بر استرس را نشان می دهد قابل توجه است.
دیالوگ پردازی نسبتا خوبی دارد، بدون استفاده از شوخی های اروتیک و یا حرف های نامناسب از ظن بخشی از تفکر جامعه از مخاطب خنده می گیرد، در انتقال مفهوم موفق است، جایی که لازم باشد طنز کلام را بالا برده و جایی که لازم بداند بار عاطفی کلام را ارتقا می دهد اما می توانستند میزان دیالوگ را کمتر و به اختصار گویی رو آورند از طرف دیگر در برخی موارد شخصیت پردازی درستی ندارد، ورود فردی کارگشا در دقایقی که نزدیک به اوج و عطف دوم است آن هم برای رفع موانع به نوعی یک سرهم بندی برای گره گشایی می باشد، اگر این کاراکتر قبل از شروع ماجرا معرفی شده بود شاهد این ضعف نبودیم.
از همان ابتدا چالش ایجاد می شود و در زمانی درست شاهد عطف اول هستیم، اوج و عطف دوم درست دارد و با یک پایان بندی خوب به همراه موسیقی بار استرسی که بخاطر شیوه روایت به مخاطب وارد کرده را از دوششان بر می دارد.
قهرمان و ضد قهرمان مطلوب دارد، عنصر ارتباطی هارد است که سبب پیشبرد داستان می شود.
در طراحی لباس خوش سلیقه اند، از تنوع رنگ برخوردار است و با انتخاب های مناسب بر زیبایی بصری افزوده اند.
ضربان فیلم در دستان تدوین گر است، جایی که نیاز به هیجان است با کات های به موقع و مرتبط و چینشی خوش نگاشت سرعت فیلم را بالا می برد و آنجا که نیاز به برانگیختن احساسات است بر پلان های استوار تکیه می کند و با همراه ساختن موسیقی متن مناسب مخاطب را درگیر خود می سازد.
موسیقی متن احساسات را در پلان هایی محکم برانگیخته می کند.
بازی بازیگران حرفه ای و باور پذیر است، هر شخصیت مناسب جایگاهی که در آن قرار گرفته بازی می کند، دیالوگ ها را روان بیان می کنند و میمیک چهره و حرکت بدن را هماهنگ و درست درآورده اند.
کارگردانی را در سطح بالایی خوب می بینم، اما بر این نگاهم تاکید می کنم که برای گره گشایی مسیر درستی را انتخاب نکردند، در بازی گرفتن از کودکان نیز باید وقت بیشتری صرف می شد اما از منظر کلی موفق بوده اند.
کلام آخر اینکه با دیدن نقش آفرینی بانو احترام برومند در این کار بر خود بالیدم که هنوز سینمای ایران ارزش هایی دارد که آبروی هنر و هنرمندند.







