نقد صاحبه پویان مهر بر آدم فروش محمود کلاری: فیلم سینمایی یا مستندی از یک زندگینامه!

۱۴۰۴/۰۹/۱۸ 

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، صاحبه پویان مهر طی یادداشتی به نقد فیلم آدم فروش پرداخت و نوشت: فیلم تابستان همان سال یا نام جدید آن آدم فروش، ساخته آقای محمود کلاری را دیدم، پیرنگی که توسط راوی، از نگاهی اول شخص و به نوعی پی او وی پیش برده می شود.
در سراسر فیلم به دنبال پیامی روشن می گردم اما نیست، پیدا کردن آن در میان انبوهی از دیالوگ ها و نماهای اضافی سخت است پس پر واضح است که  ضعف فیلمنامه عامل اصلی موفق نبودن اثر می باشد.
شروع تقریبا مناسبی دارد خیلی زود وارد ماجرای کینه توزی خواهری به خواهر بزرگترش می شویم اما هرگز علت آن پاسخ داده نمی شود مگر می شود ما برای پیرنگ اصلی ماجرا جواب و علت قرار ندهیم؟
کاراکترهایی داریم که فقط نام آن ها را می شنویم ولی تا مدت زیادی دلیل عدم حضورشان را متوجه نمی شویم و زمانی که این ابهام برطرف می شود بسیار دیر است. پس هجوم دیتای شدیدی دارد.
فیلم بیشتر شبیه یک مستند از زندگینامه  شخصی است تا روایتی سینمایی، ما شاهد تعریف خطی  خاطرات توسط کودکی هستیم که انگیزه اش از بیان گفته هایش مشخص نمی شود.
قهرمان داستان ارزشی است که در اواخر فیلم تبدیل به ضد ارزش می شود، از طرفی ضد قهرمان نیز به دلیل مشخص نبودن انگیزه اش ضعیف شده است.
دیالوگ پردازی این اصل اساسی فیلم نامه، به درستی رعایت نشده، در مواردی اطلاعات مناسب به مخاطب منتقل می شود اما در اکثر زمان ها با حرف های مبهم، زیاد و در انتها بی پاسخ مواجه ایم که سبب کند شدن ریتم فیلم شده است، نویسنده هدف را بر گره گشایی توسط مونولوگ های راوی قرار داده که بیشتر شبیه به یک سرهم بندی سریع بعد از به نتیجه نرسیدن صحنه های اضافی است.
نکته قابل عرض در رابطه با پیرنگ و خورده پیرنگ این است که چون پیرنگ اصلی پرداخت خوبی ندارد سبب شده خرده پیرنگ ها حتی با وجود توضیحات راوی چندان قابل درک نباشد.
بازی بازیگران خوب است همگی نقش را شناخته و با ادای درست دیالوگ ها با لحنی مناسب برای هر کاراکتر نقش را باور پذیر کرده اند اما بازیگر خردسال اثر که راوی هم بود بی‌نظیر وارد شده تا حدی که یک تنه ماجرا را پیش می برد.
در بخش هایی از میزانسن نقطه قوت هایی دیدم، نظیر طراحی صحنه که بسیار مناسب زمان و اتمسفر غالب بر داستان است، طراحی لباس هم تا حد زیادی درست است، مهم ترین آن نشان دادن تفاوت طبقه اجتماعی افراد از روی ظاهر آن ها می باشد. 
نکته قوتی واضح بر تدوین شاهد هستیم آن هم کالر کالکشن است، تفاوت رنگ زمینه در دو زمان گذشته و حال دارای پیام است، زمانی که در گذشته هستیم رنگ زرد بر فضا حکمرانی می کند این نشان از گرمایی است که در آن خانه بخاطر وجود خانواده، بخصوص مادر حاکم است انگار بنیانش در آن زمان محکم تر بوده، در زمان حال رنگ زمینه خاکستری است که نشان از سردی و تضعیف کانون خانواده است، به طور کل چینش سکانس های طولانی، بی ارتباط  و بدون پیام در کنار هم سبب کند کردن ریتم شده، البته که این مساله اول به متن فیلمنامه و بعد از آن به کارگردانی هم مربوط می شود.
گریم به طور کلی خوب بنظر می رسد و نمی توان ایراد جدی بر آن گرفت، چهره ها حالت طبیعی و متناسب با شرایط زندگی و روحی هر کاراکتر طراحی شده است.
همانطور که پیش تر هم اشاره کردم تابستان همان سال موفق به بیان پیامش که می تواند به نوعی بر اساس دروغ نگفتن برای رهایی از شرایط بحرانی باشد نشده است، این مساله تماما به این خاطر است که کارگردان نظارت کلی و کافی بر متن فیلم نامه و تدوین نداشته است و انگار انگیزه از ساخت مشخص نیست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا