قحط‌الرجال در جام‌جم یا انحصار مدیریتی؟/ چرا «شمس‌الواعظین‌ها» پشت درهای معاونت برون‌مرزی می‌مانند؟

۱۴۰۵/۰۳/۰۶ 

به گزارش فاطمه بابایی خبرنگار آژانس خبری سینمادرام، جابه‌جایی مدیران در معاونت برون‌مرزی صداوسیما، یک بار دیگر پرسش‌های مبنایی و انباشته‌شده‌ای را در میان اهالی رسانه و افکار عمومی زنده کرده است. آیا وقت آن نرسیده که یک بار برای همیشه، کارنامه و خروجی این شبکه‌های عریض و طویل که با بودجه بیت‌المال و سرمایه‌های مغتنم این مرز و بوم اداره می‌شوند، به پیشگاه نقد و پاسخگویی کشیده شود؟

احمد نوروزی، معاون برون‌مرزی صداوسیما، در حکمی «ناجی چنانی» را به عنوان سرپرست جدید شبکه «العالم» منصوب و از تلاش‌های «ابراهیم علی‌برزی» تقدیر کرد. چنانی که از مدیران قدیمی این معاونت است، پیش از این صندلی‌هایی چون مدیریت گروه سیاسی الکوثر، مدیرکلی اخبار العالم، مدیریت دفتر دمشق، مدیریت العالم سوریه و قائم‌مقامی پرس‌تی‌وی را در اختیار داشته است؛ کارنامه‌ای که نشان می‌دهد چرخ مدیریتی این رسانه‌ها، سال‌هاست در انحصاری بسته و میان چند چهره ثابت دست به دست می‌شود.

بایکوت استخوان‌خردکرده‌های رسانه‌ای در جام‌جم

این صندلی‌بازی و اصرار بر استفاده از حلقه‌های تکراری در حالی رخ می‌دهد که اخیراً با باز شدن پای روزنامه‌نگاران و خبرنگاران کهنه‌کار، بین‌المللی و صاحب‌نامی همچون ماشالله شمس‌الواعظین به قاب تلویزیون، این انتظار و مطالبه جدی در میان کارشناسان شکل گرفته بود که رسانه ملی از این فرصت طلایی بهره برده و این مهره‌های استخوان‌خردکرده و جریان‌ساز را در سمت‌های کلیدی و هدایتگر واحدهای برون‌مرزی به کار گیرد. اما صداوسیما با اصرار بر انتصابات فرساینده قبلی، نشان داد که همچنان ترجیح می‌دهد بر مدار انحصار حرکت کند؛ رویکردی که به وضوح بر خلاف مصلحت‌های کلان نظام در جنگ تمام‌عیار رسانه‌ای است.

فرار از میدان روایتگری؛ چرا در جنگ‌های اخیر قافیه را باختیم؟

در حکم انتصاب جدید، بر مفاهیمی چون «ارتقای مرجعیت خبری»، «ارائه روایت اول از تحولات» و «مقابله با جریان‌های تحریف» تاکید شده است؛ اما نگاهی به کارنامه عملیاتی این شبکه‌ها در میدان واقعی، تناقضی آشکار را نمایان می‌سازد.

باید به صراحت پرسید در جریان نبردهای سنگین و سرنوشت‌ساز سال گذشته (۱۴۰۴) در منطقه، چرا مرجعیت اخبار به جای آنکه در دستان محور مقاومت باشد تا دنیا به آن استناد کند، به طور کامل در اختیار رسانه‌های غربی قرار گرفت؟ کار به جایی رسید که حتی صداوسیمای رسمی ما نیز برای پوشش اخبار خط مقدم، به تصاویر و گزارش‌های همان رسانه‌ها استناد می‌کرد!

چرا در اوج بحران‌های منطقه‌ای، از داشتن خبرنگاران میدانی فعال، شجاع و مسلط بی‌بهره بودیم؟ چرا پوشش زنده و اثرگذار از قلب رویدادها در شبکه‌های ما ناپدید شده بود؟ چطور می‌توان پذیرفت که در روزهای بحرانی لبنان، خبرنگار شبکه‌ای مانند بی‌بی‌سی در متن حادثه حضور داشته باشد، اما فرستادگان رسانه‌های برون‌مرزی ما فرسنگ‌ها دورتر از میدان، تنها به بازنشر اخبار دیگران بسنده کنند؟

قحط‌الرجال یا چنگ‌اندازی به صندلی‌های کم صلاحیت؟

خروجی مدیریت‌های کم‌رمق و فاقد خلاقیت در حوزه برون‌مرزی، به نقطه‌ای رسیده که این شبکه‌ها به جای جریان‌سازی بین‌المللی، به رپورتاژنویس و مصرف‌کننده گزارش‌های حریف تبدیل شده‌اند. این بی‌حاصلی مفرط، محصول مستقیم خانهانی‌کردن صندلی‌ها برای چند چهره خاص و عقب راندن نخبگان واقعی روزنامه‌نگاری است.

آیا در کشور قحط‌الرجال است که باید با چنگ و دندان، افرادی را که بارها خروجی ضعیف خود را پس داده‌اند بر مسند کار حفظ کرد و ظرفیت‌های ملی و فراملی امثال شمس‌الواعظین را نادیده گرفت؟

مردم و کارشناسان حق دارند سوال کنند که چرا سرمایه‌های حاصل از مالیات و منابع ملی ایران زمین، باید صرف ساختارهایی شود که در بزنگاه‌های راهبردی، توان دفاع از گفتمان خود را در میدان دیپلماسی رسانه‌ای ندارند. انتصاب جدید در العالم، اگر تکرار همان دست‌به‌دست شدن‌های بی‌نتیجه همیشگی باشد، چیزی جز هدررفت دوباره فرصت‌ها، انزوای بیشتر رسانه‌ای و سوخت شدن بودجه‌های کلان کشور را به همراه نخواهد داشت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا