فصل اول سریال «فصل جفتگیری»،؛ وقتی حیوان بودن برای خلق یک کمدی تازه کافی نیست

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، نزدیک به اواخر فصل اول سریال «فصل جفتگیری»، چهار دوست اصلی داستان برای یک شب آرام روبهروی تلویزیون مینشینند تا برنامهای از شبکه «مایسفلیکس» (نسخه حیوانی نتفلیکس که در آن موشها درون یک جعبه کفش به عنوان سن تئاتر بازی میکنند) تماشا کنند. «فان» با صداپیشگی جون دایان رفائیل میپرسد: «داریم چی میبینیم؟» و «جاش» با صداپیشگی زک وودز پاسخ میدهد: «یه سریالی به اسم دهان موش بزرگ». سپس صحنهای پخش میشود که در آن یک موش به عنوان هیولای هورمون، یکی دیگر از جوندگان را به کارهای زشت ترغیب میکند! در این لحظه، سریال چهرههای وحشتزده تماشاگران را نشان میدهد. «پنلوپه» با صداپیشگی سابرینا جونز میگوید: «این چندشآوره» و جاش اضافه میکند: «خداوندا، هر کسی این رو ساخته باید بازداشت کنن!». در همین حین «ری»، راکونی که نیک کرول جایش صحبت میکند، میگوید: «راستش به نظر من که خیلی هوشمندانه است.»
این شوخی در نوع خود جالب است. سریال «فصل جفتگیری» توسط همان خالقان انیمیشن معروف «دهان بزرگ» یعنی مارک لِوین، جنیفر فلکت، اندرو گلدبرگ و نیک کرول ساخته شده و استودیو انیمیشنسازی تیتموس نیز تولید آن را بر عهده داشته است. هر دو اثر، سریالهای اصلی نتفلیکس هستند که از حضور صداپیشگان ستاره بهره میبرند، ریتم تندی دارند و از نظر شوخیهای بیپرده، در یک مسیر حرکت میکنند.
اما سریال «دهان بزرگ» یک هدف والاتر داشت. آن مجموعه با به تصویر کشیدن دستوپاگیرترین و ناخوشایندترین جنبههای دوران بلوغ (از فوران هورمونها تا تغییرات فیزیکی)، به از بین بردن حس شرم و خجالت مرتبط با این دوران کمک میکرد. شوخیهای تند و فانتزیهای جسورانه آن همگی در خدمت این بودند که بچهها، والدین و همه افراد بتوانند راحتتر درباره یکی از سختترین مراحل زندگی صحبت کنند.
اما «فصل جفتگیری» حداقل در فصل اول خود، چنین هدف بالاتری را دنبال نمیکند. این کمدی-رومانتیک که در دنیای حیوانات انساننما میگذرد، ظاهراً هدفش این است که نگاهی همدلانه به چالشهای زوجیابی داشته باشد. جاش یک خرس حساس در جستجوی عشق واقعی است. ری یک راکون پرجنبوجوش است که فقط به دنبال روابط گذراست؛ یکی نگران است که لذتهای ساده زندگی را از دست بدهد و در تنهایی بمیرد، و دیگری مدام غریزهاش را دنبال میکند اما شاید در حال سرکوب احساسات عمیقتر خود باشد.
دوستان زن آنها نیز با دغدغههای مشابهی در رابطه روبرو هستند. فان که یک گوزن ماده است، متوجه میشود که پیدا کردن یک شریک زندگی مناسب چقدر سخت است. پنلوپه که یک روباه است، اعتمادبهنفس بالایی ندارد و هنوز درگیر عواقب یک جدایی بد از یک سگ تازی با صداپیشگی ابی جاکوبسون است.
با این حال، «فصل جفتگیری» با پایبندی بیش از حد به کلیشههای کمدی-رومانتیک انسانی، هرگز نمیتواند خود را از این ژانر متمایز کند. صرف اینکه حیوانات از برنامههای دوستیابی استفاده کنند یا در عروسی شریک سابق خود شرکت کنند، برای تازه نگه داشتن یک سریال کافی نیست. شوخیها کاملاً با همان لحن و ساختار «دهان بزرگ» بیان میشوند و تنها یک فیلتر حیوانی روی آنها قرار گرفته است.
منصفانه بگوییم، این سریال بلد است چطور از مخاطب خنده بگیرد. جون دایان رفائیل دیالوگهایش را فوقالعاده اجرا میکند، زک وودز هر از گاهی جنبههای وحشی درون این خرس آرام را آزاد میکند و صداپیشگان مهمان برجستهای مانند کلنسی براون، درو تارور، ماریا بومفورد، پاملا ادلون و تیموتی اولیفانت موقعیتهای جذابی خلق میکنند.
قسمت افتتاحیه ایده اولیه جذابی دارد؛ جایی که دوستدختر جاش به دلیل اینکه او بعد از خواب زمستانی بیش از حد خوابیده، او را ترک میکند! در حالی که این موضوع ممکن است برای انسانهایی که دوست دارند آخر هفتهها استراحت کنند بیرحمانه به نظر برسد، در قلمرو حیوانات یک قانون عادلانه است. جاش نیازهای او را برآورده نکرده و به او اتهام میزند که کل زندگیاش را در خواب سپری میکند.
اما سریال این ایده خوب را تا انتها حفظ نمیکند. درست است که هدف اصلی جاش در طول فصل، پیدا کردن یک جفت جدید قبل از خواب زمستانی بعدی است، اما داستانهای هر قسمت خیلی زود به کلیشههای تکراری کمدی-رومانتیکها متمایل میشوند، بدون اینکه زاویه دید حیوانات تفاوت خاصی ایجاد کند. در نهایت، این اثر تجربهای شبیه به تماشای یک فصل جدید اما متوسط از «دهان بزرگ» یا اسپینآفِ معمولی آن یعنی «منابع انسانی» را تداعی میکند که فاقد اصالت و هدف مشخص است.
آیا صحنههای چندشآور در سریال وجود دارد؟ قطعاً. اما هیچچیز در «فصل جفتگیری» وجود ندارد که آنقدر هیجانانگیز یا عجیب باشد که بخواهید با پلیس یا حتی سازمان کنترل حیوانات تماس بگیرید!







