تازه ترین نقش ترسناک دن استیونز/ میتوانید از ریدلی اسکات و علاقه او به «یوروویژن» تشکر کنید!
این بازیگر مدتهاست که از فعالیت در هر دو فضای ترسناک و کمدی لذت میبرد، اما نقشآفرینی او در کمدی موزیکال و احمقانه نتفلیکس بود که ریدلی اسکاتِ تهیهکننده را سر ذوق آورد تا او را به عنوان نقش اول فصل جدید سریال «ترس» (The Terror) انتخاب کند

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، به گزارش آژانس خبری سینمادرام، وقتی صحبت از دن استیونز، بازیگر نقشهای چالشبرانگیز و متفاوت میشود، همیشه باید منتظر شنیدن نکاتی تازه بود. این بازیگر که آخرین بار شش سال پیش در گفتگو با رسانهها از «تابستان دن استیونز» در دوران همهگیری کرونا گفته بود، حالا در گفتگویی جدید با ایندیوایر از جزئیات جالبی پرده برداشته است.
یکی از این جزئیات، علاقه غیرمنتظره ریدلی اسکات، فیلمساز افسانهای، به فیلم کمدی «مسابقه آواز یوروویژن: داستان فایر ساگا» (محصول نتفلیکس) است. استیونز میگوید زمانی که با دیوید زاکر، تهیهکننده سریال «ترس» (The Terror) درباره ریدلی اسکات صحبت میکرد، متوجه شد که اسکات بهشدت مجذوب نقشآفرینی او در نقش «الکساندر لمتوف» (ستاره پاپ روسی در فیلم یوروویژن) شده است.
استیونز با لبخند توضیح میدهد: «ریدلی تقریباً هر دو هفته یکبار در جلساتش یادی از فیلم یوروویژن میکند؛ او عملاً شیفته این فیلم است! با وجود تمام کارهای جدی که انجام دادهام، جالب است که همین نقش کمدی و عجیب لمتوف توجه ریدلی اسکات را جلب کرد و باعث شد بگوید: ما حتماً باید به خاطر یوروویژن با دن استیونز همکاری کنیم!»
همین علاقه وافر ریدلی اسکات به بازی استیونز در قالب آن شخصیت جسور و پرشور بود که مسیر را برای حضور او به عنوان نقش اول و تهیهکننده اجرایی در فصل جدید سریال ترسناک و روانشناختی «ترس: شیطان در نقره» (The Terror: Devil in Silver) هموار کرد. این سریال که اقتباسی از رمان ویکتور لاوال است، از ۷ می ۲۰۲۶ (۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵) از شبکههای AMC+ و Shudder پخش خواهد شد.

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، دن استیونز مدتهاست که توانایی خود را در جابهجایی میان ژانر کمدی و وحشت ثابت کرده است؛ بنابراین شاید چندان عجیب نباشد که جدیدترین نقش ترسناک او به عنوان بازیگر اصلی فصل سوم سریال آنتولوژی «ترس» (The Terror)، تا حد زیادی محصول فعالیتهای کمدی او بوده است. این فصل از سریال شبکه AMC که با عنوان «شیطان در نقره» (Devil in Silver) ساخته شده، اقتباسی از رمانی به همین نام (محصول ۲۰۱۲) نوشته ویکتور لاوال است. (لاوال علاوه بر نویسندگی، به همراه کریستوفر کنتول، مدیریت اجرایی سریال را نیز بر عهده دارد.)
این فصل که اولین ورودی مدرن در این مجموعه ماورالطبیعه محسوب میشود، در ۶ قسمت بر شخصیت «پپر» با بازی استیونز تمرکز دارد؛ کارگری تندخو اما خوشقلب که پایش به یک بیمارستان روانی محلی باز میشود، اما دیری نمیپاید که میفهمد شایعات درباره وجود نیرویی شیطانی در راهروهای این مرکز، صرفاً کابوسهای شبانه نیستند.
استیونز در این باره میگوید: «من به طور کلی طرفدار پرپاقرص سریالهای آنتولوژی هستم. آنچه در این پروژه برایم جالب بود، ترکیب کلیشههای کلاسیک وحشت با یک نقد رئالیسم اجتماعی از نهادهای دولتی بود. شما در اینجا با نوسانی میان شیطان استعارهای و شیطان واقعی روبرو هستید. ویکتور و کریس با ظرافت نشان میدهند که چگونه نهادهایی که قرار است افرادی مثل پپر را قانونمند کنند، در واقع به جای درمان، به شیطان درونی آنها خوراک میدهند. این محیط به جای رشد، فقط خشم تولید میکند.»
در این فصل، همانطور که خوانندگان رمان لاوال میدانند، یک شیطان واقعی وجود دارد. آنچه استیونز را جذب این نقش کرد، گره خوردن هیولا با عواطف و کنشهای انسانی است. او معتقد است وجود یک موجود ترسناک در انتهای راهرو، به این معنا نیست که خوب بودن دیگر اهمیتی ندارد؛ اتفاقاً برعکس، اهمیت آن را بیشتر میکند.
این بازیگر در پایان اضافه کرد: «این داستانی است که از شما میخواهد با آن درگیر شوید و حدس بزنید که آیا این شیطان واقعی است یا استعارهای، یا هر دو؟ پپر با مجموعهای از راویان غیرقابلاعتماد، از بیماران گرفته تا کارکنان، احاطه شده است. در نهایت، آنچه مخاطب را جذب میکند این است که تنها راه شکست دادن این وضعیت، مراقبت از دیگران است؛ بهویژه کسانی که آسیبپذیرتر از خودِ پپر هستند. این یک حکایتِ بهطرز عجیبی شیرین و دوستداشتنی در دلِ یک روایت بسیار تاریک است. چیزی که باعث شفا میشود دارو یا بیمارستان نیست، بلکه همان کارِ قدیمی و بیزرقوبرقِ در کنار هم بودن و حمایت از انسانهاست.»

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، طرفداران دنیای هیولاها نباید نگران باشند؛ چرا که در طول سریال، شاهد نیمنگاههایی به موجود موسوم به «شیطان در نقره» خواهند بود. بههرحال، این پروژهای با حضور دن استیونز است (مردی که خودش سابقه بازی در نقش یک «دیو» را دارد)، اما او از مخاطبان میخواهد که قدرت تخیل خود را نیز به کار گیرند.
استیونز در این باره میگوید: «هرگز یک هیولای کامل و یکپارچه در صحنه وجود نداشت. سازندگان بسیار دقت داشتند که فقط قطعاتی از این موجود را نشان دهند؛ بنابراین ما عملاً با تکههایی از این موجود سر و کار داشتیم. برای اینکه داستان لو نرود فقط همین را بگویم که وقتی پپر از این هیولا لگد میخورد، در واقع فقط یک پای جدا شده بود که ما آن را وارد قاب تصویر میکردیم، نه یک موجود کامل. چیزی که من در مورد ساخت آثار ترسناک و ژانر دوست دارم این است که فعالیتهای پشت صحنه در مقایسه با آنچه مخاطب در نهایت میبیند، کاملاً متفاوت و بسیار خندهدارتر است. غرق شدن در خون و برخورد یک “سُم” به جمجمهتان، بسیار احمقانهتر از آن تأثیری است که ما سعی داریم در محصول نهایی خلق کنیم.»
استیونز در این پروژه علاوه بر بازیگری، به عنوان تهیهکننده نیز فعالیت میکند؛ این چهارمین بار در طول دوران کاری او و اولین بار در فضای تلویزیون است که وی چنین نقشی را بر عهده میگیرد.
او درباره انگیزه خود از تهیهکنندگی برخی پروژهها میگوید: «بیشتر به معنای تزریق اراده و پشتکار اضافی است که برای هر تلاش خلاقانهای لازم است. موضوع این است که من واقعاً میخواهم شاهد به ثمر رسیدن این پروژه با حضور افراد مناسب باشم و در آن نقش داشته باشم. عنوان “تهیهکننده اجرایی” هر بار معنای متفاوتی دارد، اما من واقعاً مفتخرم که با همه شریک شدهام و اکنون همکاری با شرکت “اسکات فری” را روی سریالها و ایدههای دیگر ادامه میدهم.»
او با خنده اضافه کرد: «احتمالاً به خاطر همان “یوروویژن” است، اما این پروژه هم به پرورش یک رابطه بسیار ثمربخش با آنها کمک کرده است.»
با وجود سوابق درخشان در هر دو ژانر کمدی و وحشت، استیونز چندان درگیر برچسبها نیست. او هرگز به طور خاص به دنبال «یک کمدی» یا «یک فیلم ترسناک» نمیگردد؛ بلکه برای او هدف و نحوه اجرا اهمیت بیشتری دارد؛ چیزی که او معتقد است بیشتر در بستهبندی آثار ژانری یافت میشود.

دن استیونز درباره رویکرد هنری خود میگوید: «درهمتنیدگی کمدی و وحشت به شکلی فزاینده برایم جذاب شده است. مرز میان این دو به زیبایی کمرنگ شده و من واقعاً از تزریق عناصر کمدی به وحشت و بالعکس لذت میبرم. من در سبکهای مختلفی تجربه کسب کردهام و اکنون میخواهم آنها را با هم ترکیب کنم؛ مثلاً آنچه از درامهای تاریخی آموختهام را به یک تریلر اکشن بیاورم و میان این قلمروها بازی کنم.»
او قرار است این فلسفه را در نقش بعدی تلویزیونی خود به کار بگیرد؛ استیونز بهتازگی برای بازی در نقش یک قاتل زنجیرهای در فصل دوم سریال «دکستر: رستاخیز» (Dexter: Resurrection) انتخاب شده است که فیلمبرداری آن بهار امسال در نیویورک آغاز شد.
او در این باره میگوید: «نمیتوانم جزئیات زیادی بگویم چون “دکستر” بهطور ساختاری درباره پروژههایش مخفیکار است. اما میتوانم بگویم که شخصیت من “قاتلِ پنج محله” (The Five Borough Killer) نام دارد؛ هر برداشتی که میخواهید از این نام بکنید! ورود به این سریال بسیار لذتبخش است؛ مجموعهای که مثل یک ماشینِ خوبروغنکاریشده عمل میکند. حضور در کنار تیمی که سالهاست با هم کار میکنند یک امتیاز است. ما در این فصل برایان کاکس و اوما تورمن را هم داریم که گروه فوقالعادهای را تشکیل دادهاند. مایکل سی. هال هم بینظیر است و من از پرسه زدن در خیابانهای هر پنج محله نیویورک لذت میبرم.»
علاوه بر این، استیونز سال آینده برای دومین بار به دنیای هیولاها (Monsterverse) بازمیگردد. شخصیت «تراپر»، دامپزشک عجیبوغریبی که اولین بار در فیلم «گودزیلا و کونگ: امپراتوری جدید» (۲۰۲۴) دیده شد، در فیلم جدید گرنت اسپوتور با نام «گودزیلا و کونگ: ابرنواختر» (Godzilla x Kong: Supernova) حضور خواهد داشت.
او با تواضع درباره نقش خود در این فرنچایز میگوید: «فکر میکنم مردم بیشتر از شخصیتهای انسانی، به خودِ گودزیلا و کونگ اهمیت میدهند و این چیزی است که وقتی وارد این نقشها میشوید، یاد میگیرید. با این حال، من با شخصیت تراپر خیلی خوش میگذرانم. اگر بتوانم دندان کونگ را بکشم یا به درد شکم یک تایتان رسیدگی کنم، کاملاً خوشحال و راضی خواهم بود.»

دنیای حرفهای دن استیونز ترکیبی از تجربههای جسورانه در ژانرهای مختلف است؛ از کمدیهای موزیکال گرفته تا درامهای ماورالطبیعه. او که اخیراً فاش کرده بود علاقه وافر ریدلی اسکات به بازی او در فیلم کمدی «یوروویژن» باعث انتخابش برای سریال ترسناک «ترس» (The Terror) شده است، حالا از پروژههای آینده و آرزوهای حرفهای خود میگوید.
استیونز که امسال برای بازی در نقش یک قاتل زنجیرهای به نام «قاتلِ پنج محله» در فصل دوم سریال «دکستر: رستاخیز» (Dexter: Resurrection) در نیویورک حضور دارد، در کنار چهرههایی چون برایان کاکس و اوما تورمن به ایفای نقش میپردازد. او همچنین سال آینده با فیلم «گودزیلا و کونگ: ابرنواختر» به دنیای هیولاها بازمیگردد و در سال ۲۰۲۷ نیز احتمالاً سومین همکاری خود با آدام وینگارد را در فیلم تریلر-اکشن «هجوم» (Onslaught) در کنار آدریا آرجونا تجربه خواهد کرد.
اما با وجود این کارنامه متنوع، استیونز هنوز یک هدف بزرگ در سر دارد: بازی در یک فیلم وسترن. او در این باره میگوید: «من هنوز در یک فیلم وسترن بازی نکردهام و واقعاً دوست دارم آن را تجربه کنم. طی سالها فیلمنامههایی در این ژانر خواندهام، اما هیچکدام واقعاً مرا جذب نکردند. من عاشق تماشای وسترن هستم، اما به عنوان یک انگلیسی، ما معمولاً برای این نقشهای فوقالعاده آمریکایی دعوت نمیشویم؛ هرچند گاهی این اتفاق میافتد! بیایید این خواسته را همینجا اعلام کنیم.»
علاوه بر بازیگری، استیونز به فاز جدیدی از دوران حرفهای خود وارد شده و به عنوان تهیهکننده در پروژههایی مثل «ترس: شیطان در نقره» حضور دارد. او همچنین تأکید کرد که به کارگردانی و بازگشت به تئاتر برادوی «بسیار علاقهمند» است و در حال توسعه طرحهایی است که امیدوار است بهزودی به مرحله اجرا برسند.
سریال «ترس: شیطان در نقره» (The Terror: Devil in Silver) از پنجشنبه، ۷ می ۲۰۲۶ (۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵) از شبکههای AMC+ و Shudder پخش خواهد شد.







