افشاگری بی‌سابقه احسان محمدحسنی رئیس سابق اوج؛ از جنگ با «هسته سخت» نظام تا پشت‌پرده پایتخت و حاج قاسم

۱۴۰۵/۰۶/۱۵

به گزارش نسترن محمودی خبرنگار آژانس خبری سینمادرام، گفت‌وگوی احسان محمدحسنی، رئیس پیشین سازمان هنری رسانه‌ای اوج، تصویری متفاوت از یکی از مهم‌ترین مدیران فرهنگی دو دهه اخیر ایران ارائه می‌دهد؛ مدیری که خود را «بچه انقلاب» می‌داند اما هم‌زمان از منتقدان جدی بخشی از ساختار فرهنگی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی است. او در این گفت‌وگو از پشت پرده تولید آثاری چون «پایتخت»، «آقازاده»، «به وقت شام» و پروژه‌های شاهنامه‌ای سخن می‌گوید و روایت‌هایی کم‌سابقه از اختلافات درون‌ساختاری، نگاهش به ایران، رابطه با حاج قاسم سلیمانی و چالش‌های رسانه‌ای جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد.

ایران؛ فراتر از تقسیم‌بندی‌های سیاسی

محمدحسنی معتقد است بزرگ‌ترین خطای فرهنگی سال‌های گذشته، نادیده گرفتن هویت تاریخی ایران بوده است. او از شاهنامه، آرتیمیس، سیاوش، رستم، صفویه و نبردهای ایران با روم در کنار امام حسین(ع)، دفاع مقدس و فرماندهان شهید یاد می‌کند و تأکید دارد که همه این عناصر متعلق به هویت ایرانی هستند و نباید میان آن‌ها مرزبندی ایدئولوژیک ایجاد شود. از نگاه او، ایران و اسلام دو رکن مکمل یکدیگرند و حذف هر کدام به تضعیف هویت ملی منجر می‌شود.

حمله به «هسته سخت»

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های گفت‌وگو، انتقاد صریح او از جریانی است که آن را «هسته پر سر و صدا و محدودکننده» می‌نامد. محمدحسنی معتقد است این جریان در طول سال‌ها موجب ریزش‌های اجتماعی و فرهنگی شده و با نگاه تنگ‌نظرانه خود، دایره تعلق به انقلاب را کوچک کرده است. او به‌ویژه از برخوردهای سخت‌گیرانه در حوزه حجاب و گشت ارشاد انتقاد می‌کند و می‌گوید بسیاری از هشدارها درباره پیامدهای این رویکرد نادیده گرفته شد.

اوج چگونه متولد شد؟

محمدحسنی روایت می‌کند که شکل‌گیری اوج نتیجه احساس شکست رسانه‌ای پس از حوادث سال ۱۳۸۸ بود. به اعتقاد او، رسانه‌های رسمی در آن مقطع نتوانستند با مخاطب ارتباط برقرار کنند و میدان روایت را به رسانه‌های خارجی واگذار کردند. همین تجربه باعث شد ایده ایجاد یک مجموعه چابک، خلاق و اثرگذار رسانه‌ای شکل بگیرد؛ مجموعه‌ای که قرار بود با زبان هنر و سرگرمی با مخاطب سخن بگوید، نه صرفاً با ادبیات رسمی و شعاری.

رویای یک شبکه متفاوت

او فاش می‌کند که در سال‌های نخست، ایده راه‌اندازی یک شبکه ماهواره‌ای فارسی‌زبان با محوریت سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی مطرح بوده است. شبکه‌ای که قرار بود مشابه رسانه‌های موفق منطقه، اما با روایتی ایرانی، به مخاطبان داخل و خارج کشور خدمات ارائه کند. با این حال، مخالفت‌ها و مانع‌تراشی‌ها باعث شد این طرح هرگز به شکل اولیه خود محقق نشود.

پشت پرده «پایتخت ۵»

یکی از مهم‌ترین بخش‌های مصاحبه به سریال «پایتخت ۵» اختصاص دارد. محمدحسنی می‌گوید این مجموعه تلاش داشت با زبانی سرگرم‌کننده، خطر داعش و چرایی حضور ایران در سوریه را برای مخاطب توضیح دهد. او مدعی است با وجود استقبال گسترده مردم و حتی حمایت چهره‌هایی مانند شهید قاسم سلیمانی، برخی مدیران فرهنگی به‌شدت با این سریال مخالفت کردند و حتی به نمایش ترکیه، سکانس بالن و برخی جزئیات داستانی اعتراض داشتند.

به گفته او، در حالی که خانواده‌های شهدای مدافع حرم از این سریال استقبال کردند، بخشی از منتقدان آن را خارج از چارچوب‌های مورد نظر خود می‌دانستند.

آقازاده؛ سریالی که سود هم کرد

محمدحسنی درباره سریال «آقازاده» نیز توضیح می‌دهد که هدف این مجموعه نه تخریب نظام، بلکه نمایش مبارزه درونی با فساد بوده است. او تأکید می‌کند قهرمان داستان نماینده ساختار رسمی بود که با فساد مقابله می‌کرد. از نگاه او، این سریال علاوه بر موفقیت رسانه‌ای، از نظر اقتصادی نیز موفق بود و توانست هزینه‌های خود را بازگرداند و سودآور باشد.

روایتی متفاوت از حاج قاسم

بخش قابل توجهی از گفت‌وگو به شخصیت شهید قاسم سلیمانی اختصاص دارد. محمدحسنی تصویری متفاوت از فرمانده نیروی قدس ارائه می‌دهد؛ فردی که به گفته او نگاه بسیار وسیع، ملی و فراگیر داشت و حتی درباره منتقدان و چهره‌های سیاسی خارج از دایره رسمی نیز با احترام سخن می‌گفت.

او نقل می‌کند که سلیمانی بارها از تولیدات اوج حمایت کرده و معتقد بوده هنر و رسانه باید با مخاطب واقعی سخن بگویند. محمدحسنی همچنین از دیدارهایی سخن می‌گوید که در آن‌ها سلیمانی نسبت به برخی شخصیت‌های اصلاح‌طلب و منتقد، نگاهی بسیار بازتر از تصور رایج داشته است.

انتقاد از تصویرسازی رسانه‌ای

محمدحسنی معتقد است رسانه‌های رسمی در سال‌های گذشته نتوانسته‌اند تصویری کامل از بسیاری از شخصیت‌های مهم نظام ارائه دهند. او می‌گوید همان‌طور که تصویر ناقصی از رهبر انقلاب و شهید سلیمانی در رسانه‌ها شکل گرفته بود، بسیاری از ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی ایران نیز در روایت رسمی نادیده گرفته شدند.

رؤیایی که هنوز ادامه دارد

شاید مهم‌ترین پیام این گفت‌وگو، تأکید مداوم محمدحسنی بر «رویا ساختن» برای مردم باشد. او بارها از ضرورت خلق افق، امید و قهرمان برای جامعه سخن می‌گوید و معتقد است ملتی که رؤیا نداشته باشد، به تدریج دچار فرسودگی می‌شود. از نگاه او، ایران هنوز ده‌ها قهرمان تاریخی، مذهبی و ملی دارد که داستانشان روایت نشده و آینده فرهنگ و رسانه ایران در گرو بازگویی همین روایت‌های ناگفته است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا